مینیاتور و نمایش ایرانی

نگاهی به نمایش ”امیر ارسلان نامدار“ نوشته مهدی صفاری نژاد و کارگردانی داوود فتحعلی بیگی

نقد و ارزیابی نمایش های آیینی و سنتی از دو نظر ممکن است. نخست شیوه اجرای نمایش که از مولفه های شناخته شده و قواعد خاص خود پیروی می کند. در این صورت با تعریف خاص این گونه نمایشی می توان نمایش های سنتی را که ریشه در فرهنگ بومی دارد، ارزیابی کرد.

نگاه دوم با نظر وسیع و فراگیر و ارزیابی قابلیت یک اثر نمایشی مطابق معیارهای مرسوم این هنر است. از این زوایه دید اثری چون «امیر ارسلان نامدار» با الصاق اجرای نمایش به شیوه مجلس سیاه بازی نیاز به تحلیل از دو منظر دارد.

داوود فتحعلی بیگی از پیشکسوتان و هنرمندان شناخته شده تئاتر آئینی و سنتی است که در چند سال اخیر با اجرا و آثار تحقیقی و پژوهشی خود در زنده نگه داشتن این هنر سهم زیادی داشته است. سابقه فعالیت و اجراهای این هنرمند توام با شناخت و آگاهی او بر جزئیات و فرهنگ و شیوه نمایش ایرانی است و در نمایش های خود معمولاً از تلفیق چند گونه نمایش بهره می‌برد. از ویژگی‌های خاص اجراهای این هنرمند علاوه بر استفاده آگاهانه و هوشمند از عناصر نمایش ایرانی، نوآوری و خلاقیت در پرداخت و قصه پردازی نمایش است.

داستان نمایش «امیرارسلان نامدار» به شکل ساده و روان و با شخصیت‌های تیپیکال و آشنا چون سیاه و شاه و غیره، روایت عشق امیر ارسلان است که برای یافتن محبوب خود فرخ لقا راهی فرنگستان می‌شود. بارزترین ویژگی این اجرا حضور هنرمندان جوان است که در کنار چند چهره با سابقه نمایش سیاه بازی حضور موفق و تحسین برانگیزی در صحنه دارند. رویکرد کارگردان در آماده سازی نمایش استفاده از جوانان در صحنه تئاتر بوده و نتیجه آن درخشش چند بازیگر جوان است که بسیار بیشتر از حد انتظار در صحنه ظاهر شده‌اند. مهدی صفاری در نقش مبارک و شیرین کاشفی در چند نقش متفاوت علاوه بر نبوغ و استعداد تحسین برانگیز این بازیگران، نوید خوبی برای ظهور استعدادهای جوان تئاتر و خاصه تئاتر آئینی و سنتی است.

بازی یکدست و روان بازیگران نمایش یکی از ویژگی‌های خوب نمایش امیر ارسلان نامدار است. بازیگری در نمایش سیاه بازی نیاز به رعایت اصول و قواعد خاص خود دارد. درک صحنه و موقعیت‌های نمایشی متناسب با واکنش مخاطب به خصوص در صحنه‌های حضور شخصیت مبارک نوعی ظرافت و تیز هوشی را طلب می‌کند که بازیگران نمایش به خوبی در این فضا هدایت شده‌اند. تفاوت اجرای نمایش «امیرارسلان» با سایر اجراهای نمایش سیاه بازی، تنوع حرکت و انسجام و هماهنگی بازیگران آن در صحنه است. موقعیت های نمایشی با نگاه خلاقانه و به دور از کلیشه های مرسوم این نوع آثار خلق شده اند. حتی تکرار برخی شوخی های کلامی چون در زدن مبارک و یا رفتار ناشیانه شخصیت قمر وزیر، چنان خوب اجرا می شود که هنوز هم برای مخاطب جذابیت دارد. کارگردان سعی کرده به شکل آگاهانه موقعیت های تکراری و آشنا را به صورتی تازه و متفاوت اجرا کند.

نمایش سیاه بازی، قواعد و شیوه خاص خود را دارد. عمده مخاطبان با این ویژگی ها آشنا هستند. برخی از این قواعد برای مخاطب حالت تکراری و آشنا دارد. کارگردان نمایش امیر ارسلان سعی داشته با وامداری از شیوه نمایش سیاه بازی در اجرای نمایش خود یک گام فراتر نهد. یکی از ویژگی‌های اجرای نمایش امیر ارسلان شیوه ترکیبی اجرای نمایش است. شیوه طراحی صحنه و حرکات و حضور بازیگران در صحنه و موقعیت های نمایشی یادآور هنر مینیاتور در تصویرگری است که در آن همه ابعاد شخصیت و روایت برای مخاطب واضح و عیان می‌شود. بازی در بازی و روایت داستان و تغییر صحنه‌های نمایش با یک قرارداد و شیوه روایی شکل می‌گیرد. در صحنه جدال امیر ارسلان و امیر هوشنگ به شیوه نمایش شبیه خوانی و با نوای موسیقی یک موقعیت ناب نمایش ایرانی در صحنه شکل می‌گیرد. این صحنه‌ها در نمایش در راستای استفاده از شیوه ترکیبی نمایش ایرانی است که به اثر، هویتی کاملاً ایرانی می‌دهد.

چنانچه اشاره شد داستان پردازی نمایش به شکل ساده و بدون پیچیدگی پیش می رود. این نگاه به منظور اهمیت دادن به روایت و قابل فهم بودن اثر در نمایش های مردمی است. آنچه در اینجا اهمیت دارد خاصیت اصلی هنر تئاتر است.

هنری که می تواند بر مخاطب تاثیر مستقیم و اثر گذار داشته باشد. در این صورت و با این نگاه و با عمق بخشی در ساختار نمایش علاوه بر گسترش اندیشه در اثر، صرفا جنبه سرگرم کننده نمایش نمود نخواهد داشت.

در اجرای نمایش «امیر ارسلان» با چند تمهید اجرایی سعی شده وسعت نظر و تعمق مخاطب در ارتباط با نمایش شکل بگیرد. تکرار این دیالوگ«که چقدر زود دیر می شود!» نوعی تلنگر برای مخاطب است تا در لابلای شوخی های کلامی و مزه پرانی در باب موضوعات روز اجتماعی، فرصت نظر و اندیشه به مخاطب داده شود. نکته ای که می توانست با تاکید و توجه بیشتر، نمایش «امیر ارسلان نامدار» را از حد یک اثر آیینی و سنتی به اثری متفاوت، مطابق معیارهای یک نمایش مستقل تبدیل کند.

اجرای نمایش امیر ارسلان در تالار سنگلج و استقبال و رضایت مخاطبان از این اجرا اتفاقی خوب و قابل تقدیر است. اینکه در کشور ایران با پیشینه فرهنگ و هنر سنتی هنوز هم می توان مخاطب را به سالن های تئاتر کشاند و هنرمندان شایسته و کاربلد این هنر در این خانواده وجود دارند می تواند جای امیدواری باشد. بی شک حمایت از اجرای این گونه نمایشی کمک زیادی به تئاتر ملی خواهد کرد. با احترام به گروه نمایش «تماشا» باید از داوود فتحعلی بیگی برای سال ها تلاش و اجرای نمایش های ایرانی و تربیت نسل جوان نمایش سنتی تقدیر کرد.

شهرام کرمی