شعبده در کارگاه

نگاهی به نمایش ”ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری” نوشته ”جلال تهرانی“ و کارگردانی ”علی ثقفی“

فرخنده و فرمانده پشت میکروسکوپ شان مشغول تحقیقات هستند و ظاهرا در کنار یک فاجعه یا جنایت موضوع های مختلف را بررسی می کنند؛ همسایه به درخواست مادری که فرزندش در بیمارستان بستری است به ملاقات او رفته اما دوبار به اشتباه وارد زندان می شود و با جوان دیگری ملاقات می کند؛ دو سالمند مشغول طراحی نقشه قتل صاحب خانه سالمندان و منشی او هستند....

در این سه برش، ۳ موقعیت ساده روایت می شود، یعنی همه آن چیزی که نمایش "ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری" را در ساختار و ساختمان آن تشکیل داده اند. سه موقعیت که تقریبا مولفه های دراماتیک زیادی ندارند و تنها به یاری گفتار کمیک خودشان را بیش از اندازه ای که تصور می رود، کش می دهند.

● هیچ و پوچ

برای بررسی نمایش بهتر است که ابتدا هر کدام از این سه موقعیت را مورد بررسی قرار دهیم و سپس به احتمال ارتباط و کیفیت آن در همنشینی این مقاطع روایی بپردازیم؛ در نخستین موقعیت نمایشی، دو کارآگاه یا محقق یا هر تصویر کارتونی دیگری که توسط دو مرد و گفتار و حرکات عجیب و غریب آنها خلق می شوند، خودشان را با بحث و جدل درباره مسایل معرفی می کنند.

معلوم نیست که اصلا این مدل وگفتارهای آنها با چه هدف و به چه دلیلی در موقعیتی این چنینی قرار گرفته اند. اصلا در خوش بینانه ترین حالت به جز اینکه بحث و جدل های بی ارتباط و خالی از معنای آنها تنها قصد خنداندن تماشاگر را دارد، هیچ هدف خاص دیگری را نمی توان به صورت مستقل از این موقعیت انتظار داشت.

در موقعیت نخست، تماشاگر چند دقیقه سردر گم می ماند. در واقع تماشاگر فکر می کند که در پس این همه گفتار و رفتار باید چیزی برای کشف کردن وجود داشته باشد، اما پس از چندی در می یابد که چیزی جز خنده و استهزا موقعیت را نباید از این برش نمایشی و تکرار آن انتظار داشت. اما در مورد برش دوم، تکلیف حتی روشن تر از این است. آنچه برش و موقعیت دوم برای تماشاگر به اجرا می گذارد،چیز خاصی نیست.

مادری مرد همسایه را به ملاقات فرزندش که در بیمارستان است می فرستد اما مرد به اشتباه به ملاقات جوان دیگری که در زندان است می رود و بحث و گفتاری کاملا بدون منطق میان آنها شکل می گیرد و چندین بار تکرار می شود که بازهم به جز شوخی و خنده ای زود گذر و هیچ چیز دیگری نمی توان در آن یافت و انتظار داشت.

حال باید گشت و انتظار داشت که خط ارتباطی ای هم بین این موقعیت و دو موقعیت دیگر پیدا شود!

یک اشتباه که از همان نقطه آغاز افشا شده است، بیهوده ادامه پیدا می کند و بی آنکه هدفی جز ایجاد خنده داشته باشد، تا پایان تکرار می شود.

سومین موقعیت اما به لحاظ کیفیت دراماتیک از دو دیگر کمی بهتر است. دو سالمند به هر دلیلی نقشه انفجار خودرو مدیر خانه سالمندان و منشی او را در سر دارند و از ابتدا تا انتهای نمایش این نقشه و موقعیت دشوارشان در خانه سالمندان را روایت می کنند. پایان نمایش هم بر پایان این موقعیت منطبق است، یعنی اینکه همزمان با انفجار خودرو، نمایش تمام می شود.

● حفره و ارتباط

اما اینکه این سه موقعیت یا برش نمایشی در یک ساختار یا کلیت دراماتیک ارزش تئاتری پیدا می کنند، کاملا وابسته به نوع ارتباط ساختاری یا محتوایی آنهاست. ارتباطی که به دشواری می توان آن را با کشف نشانه ها و معنای موجود در هر موقعیت به صورت مستقل نتیجه گیری کرد و از این دشوار تر می توان ارتباطی کلی را در نمای کلی آن درک کرد. تنها چند موضوع نسبتا مشترک مثل انجام یک جنایت در مورد سالمندان و بررسی یک فاجعه یا جنایت از سوی فرخنده و فرمانده یا نشانه های ضعیفی که در کلام و گفتار مطرح می شوند و نمونه های آن در هر سه موقعیت قابل جستجو است باقی می ماند و نتیجه آنکه به زحمت می توان سه برش مستقل نمایش "ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری" را با هم ارتباط داد و از این ارتباط به یک نتیجه گیری و برداشت رسید.

● تصویرسازی یا شعبده سازی

همه می دانیم که تصویر سازی و خلق آفرینش و ایده های تصویرری در تئاتر ما پدیده ای قدیمی نیست و به طور گسترده در یک دهه اخیر و به ویژه توسط گروه های جوان وارد تئاتر ما شده و به اشتباه درگیر نوعی تکرار و بی قاعدگی هم بوده است. بسیاری از گروه های جوان تنها به مدد چند ایده جذاب تصویری و کولاژ این نوع تصاویر نمایشی را طراحی می کنند و در طول تمرین در تلاشند تا این کولاژ را با تصاویر بیشتر و بیشتر ادامه دهند و گهگاه موقعیت هایی را هم خلق می کنند که به طور مستقل امتیازهای ویژه ای به لحاظ جذابیت و تازگی دارا هستند، ولی به سختی در یک کلیت هدفمند اجرایی به وحدت می رسند.

"ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری" سرشار از این تصاویر است. بسیاری از تصویرسازی های نمایش مثل صحنه تختخواب، دوچرخه، عدسی میکروسکوپ و ... استعمالی شده اند و جذابیت خلاقه شان را هم از دست داده اند، اما ظاهرا همین تصویرسازی بهانه ای شده تا نمایش علی ثقفی فرصت اجرا در کارگاه نمایش را پیدا کند.

نمایش "علی ثقفی" مجموعه ای از تصاویر تکراری و گهگاه جدید است که در قاب های ساده و بسته دکور تکرار می شوند و منطق و مهندسی ترتیب آنها هم به خوبی رعایت نشده است؛ مثلا تصویر فرخنده و فرمانده و اجرای آنها در پشت عدسی میکروسکوپ کاملا با آنچه که بعدا همراه با میکروسکوپ نشان داده می شود، کاملا متفاوت است.

"ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری" نمایشی است که به جز چند گفتار و موقعیت کمیک و مقداری تصویرسازی، چیز دیگری برای ایجاد وحدت ساختاری و معنایی ندارد.

مهدی نصیری