آشتی روان مردانه و زنانه

نگاهی به نمایش ”پالتوی پشمی قرمز” نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی ”افسانه ماهیان”

فرو رفتن در دوزخ سهل است: دروازه سیاه دیس (دوزخ)

شباروزان گشوده است، لیکن بازگرداندن گام‌ها و فرا آمدن به

فضای برین، این است آزمون دشوار، این است کار مشقت‌بار! *

تاریکی، تاریکی. تاریکی در ناخودآگاه ریشه دارد. در بخشی از ذهن که تمامی خاطرات در آن محفوظ می‌ماند. خاطرات تلخ و شیرین که در بسیاری از موارد بی آن‌که بخواهیم و بدانیم در مواجهه با یک رخداد، یک شیء و حتی یک بو یا مزه به طور غریبی رخ می‌نمایند و احساسی را برمی‌انگیزند. هر چند چنین تداعی در موارد بیشمار آن‌چنان زنجیروار به دنبال هم کشیده می‌شوند که رسیدن به علت اولیه دشوار به نظر می‌رسد.

و این چیزی است که در نمایش "پالتوی پشمی قرمز" با آن مواجه هستیم. صحنه‌ای که دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه درون شخصیت زن داستان را در ابعادی عیان به ما نشان می‌دهد و چالش این شخصیت زخم خورده برای یافتن علت رنج خود.

زن در مکالمه‌ای تلفنی تلاش دارد تا رخ‌دادی را توضیح دهد که هرگز رخ نداده است (تداعی نخست)؛ برق می‌رود و زن صدایی می‌شنود. درها قفل هستند پس امکان ورود کسی نیست، پس این صدای کیست؟ یک ندای درونی از ژرفای درون ناخودآگاه که شناسایی نمی‌شود، اما رنج و ترسی نهفته را موجب می‌شود که باید آن را یافت و یک بار برای همیشه آن را بیرون ریخت.

در این جاست که زن برای مکاشفه سفر درونی را برای بیرون کشیدن موجود غریب، آلوده و ناشناخته‌ای که در ناخودآگاه لانه کرده است، آغاز می‌کند؛ آنیموس (روان مردانه درون) (۱) چرکین شده. خاطره مردی که در یک شب به هنگامی که زن داستان (دکتر زنان هم هست) برای دیدار با زن بارداری او را سوار کرده و در یک غفلت و به اشتباه با چاقو قصد ناروایی داشته است.

در پس پرده‌ای ریش ریش در میانه صحنه که به خوبی برای تفکیک دو بعد ناخودآگاه و خودآگاه به‌کار گرفته شده ما با سایه‌ای مواجهیم، سایه موجودی دردمند و نالان به قصد کمک با تلاشی بی‌وقفه سعی در بیرون کشیدن خود و ورود به خودآگاه را دارد؛ برای کمک و مداوا. دکتر زنان چه می‌تواند برای یک مرد انجام دهد؟ این مرد درون، آنیموس زن می‌خواهد بخشوده شود، زیرا پس از واقعه آن شب بیش از آن که مردی واقعی (چه راننده خطاکار و چه همسر نابخشنده که مدام پرسنده درباره رخ‌دادی که هرگز به انجام نرسیده است جست‌وجو می‌کند) مورد خشم قرار گرفته باشد، این روان مردانه درون است که سرکوب شده و مورد خشم قرار گرفته است.

اما هر رنج ناخودآگاهی که به دلیل احساس گناه سرکوب شده و به سایه (۲) پیوسته است به ضمیر خودآگاه وارد و سخنانش شنیده شود، مشکلش لاینحل می‌ماند. بنابراین حل این رنج تنها در مواجهه خودآگاه زن داستان با روان مردانه سرکوب شده درون است؛ و مرد از پس پرده بیرون می‌آید، در شمایل راننده خطاکار و توضیح می‌دهد و توجیه می‌آورد و هر چه بیشتر سخنش در خودآگاه شنیده می‌شود بخش دیگری از ناخودآگاه که در سرکوب آنیموس بسیار فعال عمل کرده است امکان بروز می‌آید؛ یعنی روان زنانه (آنیما) و این بار نیز با نمادی تداعی کننده علت اصلی سرکوب، پالتوی قرمز پشمی؛ حس گناه از رخ‌داد شهوت‌آلودی که رخ نداده است. روان زنانه در شمایل زن راننده خطاکار، زنی معصوم و پاک و محجبه به خودآگاه می‌آید تا وساطت کند. "باز این مرد خطا کرده؟" روان زنانه آبستن است و این آبستنی (۳) تا به زایمان نرسد از درونش مشکل اصلی بیرون نمی‌آید. احساس گناه از پوشیدن پالتوی پشمی قرمز که خطای مرد را سبب شده است و این‌جا جایی است که علت اصلی رنج از گناهی ناکرده یافت می‌شود. روان زنانه پا درمیانی می‌کند برای بخشش روان مردانه که در رنج است و سرکوب شده؛ زیرا تا این دو روان درون ضمیر ناخودآگاه به توازن با یک‌دیگر نرسند، آرامش بازنخواهد گشت.

و در پایان روان مردانه بخشیده می‌شود. با بخشش آگاهانه شخصیت اصلی نمایش و آگاهی به زمان زایمان آبستنی.

حسین شاکری

منبع:

• کمدی الهی اثر دانته، فیلسوف، شاعر و نویسنده ایتالیایی (۱۳۲۱ – ۱۲۶۵ میلادی)

۱- آنیما و آنیموس: آنیما و آنیموس در مکتب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ به بخش ناهشیار یا خودِ درونیِ راستینِ هر فرد گفته می‌شود که در مقابلنقاب یا نمود برونی شخصیت قرار می‌گیرد. آنیما در ضمیر ناهشیار مرد به صورت یک شخصیت درونی زنانه جلوه‌گر می‌شود و آنیموس در ضمیر ناهشیار زن به صورت یک شخصیت درونی مردانه پدیدار می‌شود.

۲- در مکتب یونگ جنبه دیگری از خودمان که اکثرا در ناخوداگاه شخصی یافت می‌شود؛ سایه موجودی فرومایه در خود ماست موجودی که می خواهد همه آن کارهایی را انجام دهد که ما به خودمان اجازه انجام آن‌ها را نمی‌دهیم. به طور کلی سایه پر از خصوصیات خواسته نشده، یاد گرفته نشده و رشد نکرده است.

۳- آبستنی در روانشناسی به علتی نهفته گفته می‌شود که به طور ناخودآگاه احساسی را موجب می‌شود. دلشوره داریم و نمی‌دانیم چرا، افسرده‌ایم و نمی‌دانیم چرا و ...