اورشلیم سوگنامه ای کمیک

نمایش «اورشلیم» به کارگردانی «ایان ریکسون» و نویسندگی «جز باتر وُرث» یکی از جنجالی ترین اجراهای این روزها در دنیاست

نمایش «اورشلیم» به کارگردانی «ایان ریکسون» و نویسندگی «جز باتر‌وُرث» یکی از جنجالی‌ترین اجراهای این روزها در دنیاست؛ نمایشی که با بازی حیرت‌آور «مارک ریلانس»، برنده جایزه‌ «تونی» و «اولیویر»، در نقش یک کولی به یکی از متفاوت‌ترین تئاترهای کل انگلستان تبدیل شد. تصویری کمیک و معاصر از زندگی روستایی در سرزمین سبز و دلپذیر انگلستان، در یک صبح، در شهرکی کوچک، «جان بایرون» در صحنه دیده می‌شود؛ مردی که به او تذکر داده شده که از کار اخراج می‌شود، پسرش توجه کامل او را در هر لحظه نیازمند است، پدربزرگش او را اذیت می‌کند و دوستانش هر روز از ذخیره الکلیات او مصرف می‌کنند. «اورشلیم» درباره اعتیاد است، درباره ایده‌هایی که در لحظه حتی فکر‌کردن به آنها آزاردهنده است، درباره جوانانی که به سرزمینی بیگانه می‌روند و در شهر جدیدشان زندانی می‌شوند با نمودهای بی‌عاطفگی، درباره اینکه آیا می‌توان حضور اجتماع‌های کوچک در جوامع بزرگ را نادیده گرفت؟ آیا می‌شود فردی زندگی کرد–بی‌تکیه به دولت و اجتماع-وقتی با موتور تردد می‌کنی و از تسکو (مرکز خریدی بزرگ با قیمت‌های متوسط) خرید می‌کنی؟ این نمایش یک کلاسیک مدرن هم‌زمان است. در آن یک خودسرانگی اصیل و به شکل استثنایی‌ای عجیب و خنده‌دار با ویژگی‌های زبانی انگلیسی دیده می‌شود. این نمایشنامه یک جهان طبقه متوسط می‌سازد برای نشان دادن یک شوخی ملیتی-سیاسی و اجتماعی. از نمایش «اورشلیم» به عنوان یکی ار بهترین تئاترهای این قرن یاد می‌شود، که بی‌تردید مهم‌ترین نقاط قوت آن متن و بازی بازیگر نقش اصلی آن است؛ «جز باتر‌وُرث». یک سوگنامه کمیک برای به تصویر در‌آوردن نوعی ناپیدا از زندگی که در جاهایی از انگلستان جریان دارد، خلق کرده است و بسیاری منتقدان نقدهای تحسین‌برانگیزی بر کارش نوشته‌اند. و اما «مارک ریلانس» بازیگری است که با جادویش یکی از بهترین پرفورمنس‌های دهه را محقق می‌کند و با تناسب اپیکی (حماسی) بازی‌اش در این نمایش به یکی از اتفاق‌های تئاتر بریتیش تبدیل می‌شود. «اورشلیم» در سال ۲۰۰۹ برای نخستین‌بار در «تئاتر رویال‌کورت» به صحنه رفت. «تئاتر رویال‌کورت» مرکزی ملی برای تئاتر در انگلستان است، که هدف اصلی‌اش راه انداختن تئاتر نویسندگان است؛ و بدون تردید نقطه ظهور نویسندگی نو در این کشور است. این مرکز پیشتاز انگلیسی که اختصاص داده شده به کارهای تازه نویسندگان مبتکر از انگلستان و سراسر جهان، نقش محوری‌اش در ترویج صدای نو مسلم است. این مرکز برای ایجاد امکان کار بین‌المللی برنامه‌ای دارد که هرساله نویسندگانی به خود جذب و به دنیا معرفی می‌کند و همچنین بازیگران و کارگردانانی را طی برنامه‌اش برای همکاری با هنرمندان دیگر کشورها تربیت می‌کند.

«تئاتر رویال‌کورت» با به روز کردن‌های پی‌در‌پی‌اش ثابت کرد تئاتری‌ است که قدرتش در زنده بودنش است. امکان تحصیل در این مرکز برای نمایشنامه‌نویسی، طراحی صحنه، کارگاه‌های تولید تئاتر و... وجود دارد. در اولین فستیوال‌های کارگاهی نمایشنامه‌نویسانی همچون سام شپرد، آثول فوگارد، دیوید ادگار، دیوید هیرو... حضور داشتند، که اولین این فستیوال-کارگاه‌ها در سال ۱۹۷۳ شکل گرفت. این فستیوال‌های نمایشنامه‌نویسی تا امروز ادامه دارند و شکل پیشرفته‌تری به خود گرفته‌اند: در این دوره‌ها که بیشتر برای نویسندگان نیمه‌حرفه‌ای تا حتی حرفه‌ای است، دانشجویان پس از گذراندن یک دوره کلاس‌ها، که شامل فعالیت‌هایی است تا بتوانند از پشت صحنه به خلق نمایشی بر صحنه برسند و تئاتری به‌خصوص با شرایط اجتماعی روز بسازند، نمایشنامه‌شان را نوشته و از بین بهترین متون در بین‌شان با حمایت خود رویال‌کورت و در همان‌جا به اجرا می‌روند. «تئاتر رویال‌کورت» امکان به تصویر آمدن درام‌هایی متناسب با شرایط اجتماعی، سیاسی و هنری روز می‌دهد. موفقیت رویال کورت برای تئاترهای سراسر جهان الهام‌بخش اعتماد‌ به‌ خود است.

این ‌مکان نمایش‌هایی را که ناشناخته‌اند و شرایط‌شان برای اجرا ریسکی است به مرکز توجه می‌گذارند تا پله‌های اولیه‌شان را طی کنند و به اجرای موفقیت‌آمیزی برسند. این موسسه تئاتری که به قطب تئاتر اروپا مشهور است برای تماشاگر و هنرمند به یک اندازه ایجاد رغبت می‌کند. «تئاتر رویال‌کورت» مرکز اصلی‌اش در «سلُوان اسکوور» در لندن است اما امروزه نمایش‌هایش در سراسر دنیا به صحنه می‌روند. مانند همین نمایش بسیار موفق اورشلیم که بعد از رویال کورت به «تئاتر آپولو» در وست‌اند لندن و سپس به برادوی رفت و برخلاف انتظار-با تصوری که یک نمایش به شدت انگلیسی‌مابانه است-با استقبال شدید تماشاگران نیویورکی رو‌به‌رو شد. و اما در نهایت باز به رویال کورت بازگشت و تا ۱۴ ژانویه ۲۰۱۲ بر صحنه بود.

سمانه احمدیان

جز باترورث نام نمایشنامه خود را از شعر محبوبش سروده «ویلیام بلیک» گرفته که درباره جشنی است که برای ظهور حضرت مسیح برپا می‌شود.