اقتباس از یک عاشقانه سیاسی

نگاهی به نمایش «عشق و عالیجناب» به کارگردانی حسین پاکدل

عشق و عالیجناب کاری از حسین پاکدل، اقتباسی از رمان «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» نوشته شهرام رحیمیان است. نمایش چه در متن و چه در شکل روایی، کاملا از رمان تبعیت کرده و به‌نوعی می‌توان آن را اقتباسی نعل به نعل از اثر اصلی دانست. هرچند قسمت‌هایی از رمان که قطعا با اجرا روی صحنه، به ممیزی دچار می‌شدند، مثل عاشقانه‌های فیزیکال زن و مرد که در متن نمایشی حذف شده و به جای آنها دیالوگ‌هایی سیاسی به اثر اضافه شده‌اند که اتفاقا این اضافات سیاسی که به‌گونه‌ای شعاری به متن مضاف شده‌اند، از نقاط ضعف نمایش است. عشق و عالیجناب داستان مردی (آقای عالیجناب) از نزدیکان دکتر مصدق و از اعضای کابینه اوست که در بحبوحه کودتای ۲۸مرداد، مجبور به انتخاب میان همسرش (ملک‌تاج) و دکتر مصدق و به‌عبارتی انتخاب میان عشق و آرمان می‌شود. او عشق را برمی‌گزیند اما این انتخاب به قیمت سلامت روانیش تمام شده و تا پایان عمر، درگیر عذاب‌وجدانی طاقت‌فرسا و در توهماتی شیزوفرنیک با تصویر دکتر مصدق در خانه خود زندگی می‌کند. دکتر مصدق وهمی او، زندگیش را نابود و عشقش را ویران می‌کند. اما ملک‌تاج تا دم‌مرگ کنار او می‌ماند. مرگ ملک‌تاج برای عالیجنابی که دیگر در دنیا هیچ چیزی جز او ندارد، پایان همه چیز و مرگ خودش نیز است.

داستان اصلی دکتر نون، متنی قوی، با شالوده‌ای محکم و سیال در میانه روایت‌های حال، گذشته، خیال و اوهام است. ساختار سیال این رمان در کنار مونولوگ‌ها، دیالوگ‌ها و فضاسازی‌های قدرتمند آن، این اثر را در ذات خود به متنی ایده‌آل برای اجرای نمایشی بدل می‌کند. در حقیقت دکتر نون واجد پتانسیل‌های ویژه نمایشی‌شدن است؛ پتانسیل‌هایی که پاکدل نیز از آن بهره گرفته و نمایش خود را درست مطابق با همان ساختمان رمان اصلی به صحنه می‌برد. اجرای نمایشی این اثر فارغ از تکیه‌گاه محکم متن، نقاط قوت و ضعف بسیاری دارد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت این نمایش، طراحی صحنه آن است. هرچند در جشنواره، اعلام شد که طراحی صحنه کامل نیست و برای اجرای عمومی کامل خواهد شد اما به نظر می‌آید که این طراحی آلترناتیو و سیاه‌رنگ، کاملا با خوانش ویژه پاکدل از دکتر نون، مطابقت داشته و چه بسا اضافه کردن رنگ و تزیینات به این طراحی از قوت اثر بکاهد. عشق و عالیجناب اجرایی شلوغ و پرطمطراق است. به‌غیر از بازیگران اصلی نمایش، گروهی بزرگ در انتهای صحنه، متناسب با وضعیت احساسی یا واقعه خاص صحنه، قاب‌تصویرهای ویژه‌ای را شکل می‌دهند. این قاب‌تصویرها جزیی از نقاط قوت نمایش هستند. هرچند ایراد کوچکی هم بر آنها وارد است. نمایش با همین قاب تصویرها آغاز شده و پایان می‌یابد، جمعیتی که در کنار بازیگران اصلی، عکس خانوادگی مراسم عروسی عالیجناب را بازسازی می‌کنند، آغاز و پایانی بسیار خوب که هم از منظر زیبایی‌شناختی و بصری جذاب است و هم متناسب با متن اصلی و خوانش پاکدل، داستان را شکل می‌دهد. این قاب تصویرهای ساخته شده توسط گروه بزرگ کارورزان، کارکردهای زیبایی‌شناختی و پراتیک را به طور توامان دارد که هم به لذت بصری کمک می‌کند (صحنه‌هایی که تنها احساسات صحنه را تشدید می‌کنند) و هم از منظر پراتیک به ابزاری برای پیش‌برندگی داستان بدل می‌شوند (صحنه‌هایی که آنها بازیگران وضعیت تازه می‌شوند). با وجود این کارکردهای مثبت اما این قاب‌تصویرها، منطق آمدوشد مشخصی ندارند. گاهی هستند و گاهی نیستند و تا پایان نمایش معلوم نمی‌شود که بودن و نبودن آنها براساس چه منطقی پیش می‌رود. از دیگر نقاط ضعف نمایش، بازی ایوب آقاخانی در نقش دکتر مصدق است که چندان جانیفتاده و چه از جنبه ظاهری و چه از منظر بازیگری نقش را قابل قبول نمی‌کند. بازی دیگر بازیگران نمایش به‌خصوص اجرای بابک حمیدیان، سیامک صفری و فاطمه رضوی بسیار خوب و قابل‌توجه است. اجرای ستاره اسکندری در نقش ملک‌تاج نیز بسیار لوس و نچسب است. در واقع معلوم نیست که چرا در چندساله اخیر مد شده است که زنان جوان سرزنده بر صحنه، به قامت دخترانی لوس و کودک‌واره تصویر شوند. با همه اینها اجرای پاکدل به مدد طراحی صحنه آلترناتیو و بهره‌گیری از قاب‌تصویرهای جمعی کارورزان، در امر شکست روایت و سیالیت زمان- مکان و خیال-واقعیت، بسیار خوب از آب درآمده و داستان با تمام این جابه‌جایی‌های عظیم آزارنده نیست و به‌خوبی از عهده ارتباط با مخاطب برمی‌آید. هرچند تا پایان نمایش مشخص نمی‌شود که چرا علاقه دکتر امینی به ملک‌تاج که در متن اصلی کتاب نیست به داستان اضافه شده و صحنه‌های مربوط به استعفای زاهدی و نطق دکتر فاطمی و همین‌طور چند صحنه سیاسی دیگر که در متن اصلی رمان وجود ندارند، به‌شدت شعاری بوده و با کلیت متن جور درنمی‌آیند. با همه اینها عشق و عالیجناب اجرایی قابل‌توجه چه از منظر زیبایی‌شناختی و فرم و چه از منظر معنا و متن است که به‌دیدنش می‌ارزد.

آینا قطبی‌یعقوبی

پی‌نوشت:

عشق و عالیجناب از زمانی که قرار شد بر روی صحنه برود با حاشیه‌های زیادی همراه شد. این نمایش که به سفارش بنیاد رودکی با حجم بالای پرسوناژ آماده شد قربانی تغییر مدیریت شد و از تالار وحدت به تئاتر شهر آمد. روز چهارشنبه پاکدل گفت که این نمایش نیمه دوم فروردین به صحنه می‌رود. اما این صحبت با واکنش تئاتر شهر رو‌به‌رو شد و اعلام کردند که اجرای آن منوط به دریافت مجوزهاست. هرچند محمد امیر یاراحمدی عضو شورای انتخاب تئاتر شهر هم گفت که نمایش در شورا تصویب شده است. به نظر می‌رسد حاشیه‌های این نمایش ادامه دارد.