تئاتر سی ام مرگ تراژدی

۳۰سال گذشت, ما به روز شدیم, جلو رفتیم, عقب ماندیم, تکنولوژی هایمان رنگ عوض کرد, مثل ماشین ها و لباس هایمان, حرف زدن, دیدمان, سلیقه ها, نوشتن ها, اقتباس هایمان و

۳۰سال گذشت، ما به‌روز شدیم، جلو رفتیم، عقب ماندیم، تکنولوژی‌هایمان رنگ عوض کرد، مثل ماشین‌ها و لباس‌هایمان، حرف زدن، دیدمان، سلیقه‌ها، نوشتن‌ها، اقتباس‌هایمان و... .

جشنواره سی‌ام بهانه خوبی است برای بررسی ۳۰ سال تئاتری که پشت‌سر گذاشتیم و مرور ۳۰ سال تئاتر ایران با همه رنگ‌ها، لعاب‌ها و داشته‌ها و نداشته‌هایش. این جشنواره هرچه نداشت، این را داشت که ببینیم تراژدی‌ها به جای نمود در صحنه، به پشت صحنه آمده‌اند و مشکل تئاتر ایران دیگر فقط صحنه جعبه سیاه ((Black box، نمایش خیابانی، بودجه و اقتصاد، استقرار گروه‌ها، مدیران لایق و غیرلایق، سند چشم‌انداز و... نیست. وقتی جشنواره تئاتر سی‌ام را زیر و رو می‌کنیم، می‌بینیم در سال‌های اخیر پوسته‌ای رنگی از تئاتر را در ویترین جشنواره‌ها جا گذاشته‌ایم؛ پوسته‌ای که درونش محتوا به مرگی فرسایشی رسیده است. فرم‌های تکراری با زیبایی‌شناسی‌‌های مدهوش‌کننده دیجیتالی و تکنولوژی‌های رنگارنگ در ترفند‌ها و سرگرمی‌های شعبده‌بازانه، ما را مسحور چیزی می‌کند که از آن ما نیست، از آن تماشاگرانی نیستیم که در سال‌های نه چندان دور برای لمس حس زیرپوستی اتفاقی در صحنه، از در و دیوار تالارهای نمایشی بالا می‌رفتند و در انتظار اجرایی، در سالن نمایش را از جا می‌کنند.

جشنواره متنوع و پر از زیرمجموعه امسال، واقعیتی است از ردپای گذشته یک ظرف تهی‌شده از اندیشه با پیمانه‌هایی از ساختار و فرم‌های اجرایی و تصویری مدرن. از دو سال پیش با رونق تئاترهای کمدی، بورژوایی و ستاره‌نما باید دستگیرمان می‌شد که مرگ تراژدی‌های قهرمان‌پرور نزدیک است و درام بر آمده از زندگی، دیگر جایی میان صحنه‌های باز‌سازی شده سالن‌ها ندارد. قرار است بودجه موجود صرف نمایش‌هایی شود که در اولویت‌بندی شورای جدید حمایتی جای دارند و تراژدی‌سازان روز جامعه، باید با ترفندهای کمیک برای رونق گیشه‌هایشان چاره‌ای بیندیشند. از نمایش‌های خارجی جشنواره بین‌المللی سی‌ام، با نمایش‌های فرم‌گرا و پر از تکنیک‌های نوری، ویدیو پروجکشن و طرح دستی هم که بگذریم و با بهانه محدودیت‌های نظارتی و موقعیت روابط دپیلماتیک و سیاسی آن را توجیه کنیم، برای اجراهای داخلی چه توجیهی جز هدفمندی سیاست‌گذاری‌های کلان برای مرگ تئاتر محتوا محور می‌توانیم داشته باشیم؟!

موج جوان‌گرایی و توجه به تئاتر مدرن و تجربی در سال‌های اخیر در تئاتر ایران بازار عجیبی پیدا کرده که لزومی به نکوهش یا زیر سوال بردن آن نیست اما قابل بررسی است. تجربه‌گرایی و توجه به فرم اجرایی در سایه تکنولوژی و تکنیک‌های مدرن صحنه یک پدیده خارق‌العاده و مخصوص جامعه امروز ما نیست، به طور طبیعی در هر جامعه رو به رشدی که خالقان هنرش از ضریب هوشی بالایی هم برخوردارند، الگو‌سازی از هنر مدرن غرب یک اتفاق معمول است اما عقل سلیم جویای این پرسش است: استفاده ابزاری از الگوسازی‌های مدرن غربی در جهت رواج چه اندیشه و تفکری شکل می‌گیرد؟

پرسشی که همواره در طول روزهای جشنواره سی‌ام بارها با دیدن نمایش‌های مدرن و سرشار از تکنولوژی از خود پرسیدیم و حیرانی و سردرگمی که می‌توانستیم با دیدن صورت‌های برآشفته و نگاه مبهوت بیشتر تماشاگران این اجراها پس از بیرون آمدن از سالن مشاهده کنیم. اگر کمی صادقانه و به دور از هیاهوهای رسانه‌ای بخواهیم قضاوت کنیم، اگر داستان پایان تئاتر اندیشه محور در جشنواره سی‌ام تئاتر فجر چشم‌ها را خیره کرد اما خیلی هم به این جشنواره مربوط نمی‌شود، این داستان دنباله‌دار زمانی آغاز شد که مجوز‌های اجراهای تئاتر‌های اجتماعی و متن‌محور علیرضا نادری، جلال تهرانی، نادر برهانی‌مرند، محمد یعقوبی و... در این چند ساله مهر تایید نخوردند و خالقان تراژدی‌های صحنه به قهرمانان پشت صحنه تبدیل شدند و جای آنان را بازی‌سازان فرم‌گرا گرفتند. شاید تئاتر‌های فرمالیستی بهترین راه برای گریختن از تیغ تیز ممیزی‌ها و سخت‌گیری‌ها بوده که در این سال‌ها به اوج خود رسید و همین شرایط بود که اسباب دور شدن از تئاتر آکادمیک و جدی که تولید آن هم کار هرکسی نیست را فراهم کرد.

با افزایش تئاترهای فرم‌گرا و کپی‌رایتی خارجی با رنگ و لعاب مدرنیته و توجیه پست مدرن، رشد تولیدات تئاتر اجتماعی و اندیشه‌گرا کاهش یافت و تئاتر ایران به پوسته‌ای زیبا با شاخصه مدرن جهانی تبدیل شده که نمایشنامه و درام‌نویسی در آن دیگر جایی ندارد و حتی منتقدان و تحلیل‌نویسان هم قلم‌هایشان را در تحسین این فرم‌های زیبای تئاتر تیز کردند. اجراهای جشنواره سی‌ام شاید همه ماهیت واقعی تئاترهای ۳۰سال گذشته ایران نباشد اما زنگ خطری است برای چشم‌انداز تئاتر ایران در آینده پیش‌رو، با پرسش‌های فراوانی همچون: این نوع تئاتر چقدر می‌تواند روی مخاطبان امروز تاثیرگذار و برای آنان اندیشه‌ساز باشد؟ جایگاه سیاست‌گذاری‌های دولتی در رونق این‌گونه تئاتر و کاهش تئاتر اجتماعی کجاست؟ تماشاگر سخت سلیقه امروز چطور می‌تواند با دیدن این نمایش‌های ترفند محور و سرگرم‌کننده به تزکیه درونی و تجلی اندیشه‌های نو دست یابد؟

فروغ سجادی