قرائت انگلیسی از مشروطه

نظری بر اجرای نمایش «مشروطه بانو»

نمایش «مشروطه بانو» ظاهرا کاری در صدد بررسی دوران تاریخ مشروطه است، اما با گذشت چند دقیقه از اجرا، تماشاچی حرفه ای تئاترباشی ناگهان دچار این پرسش می شوی که «این مگر بانوی سالخورده نیست؟» بله درست است؛ نمایش «مشروطه بانو » یک برداشت آزاد از نمایشنامه «بانوی سالخورده» نوشته دورنمات سوئیسی است که البته همین چند سال پیش نیز اجرایی از آن را دیدیم.

حسین کیانی با الهام گرفتن از تم و محور اصلی نمایش فوق الذکر، خواسته هنر خویش را این بار در برگردان به فارسی آن متن بگنجاند، اما در این میان یک مسئله ظریف وجود دارد که حق داریم نسبت به آن حساسیت نشان دهیم و آن تکه مهمی از تاریخ کشورمان است که عبارت از تاریخ مشروطه و البته تأکیداً می گویم که تاریخ عبرت آموز مشروطه مشروعه است. به ویژه اینکه در این نمایش می بینیم که تاریخ با میل شخصی تفسیر می شود.

از محتوای این نمایش برمی آید که این نمایشنامه بر محوریت زنان و نقش آنان در انقلاب مشروطه نوشته و اجرا شده است. منبع الهام این نمایش، یعنی «بانوی سالخورده» یک اثر فمینیستی کامل است که به بهانه ظلم بر زنان در غرب نوشته شده است و به همان بهانه می خواهد یک انتقام زنانه از مردی بگیرد که این ظلم بر او روا داشته است. ولی در اینجا ما نه مستقیما بلکه به بهانه از دست رفتن شوهر یک زن در مبارزات مشروطه شاهد ظلم بر زنی هستیم که در آن دوران برای دادخواهی آمده است. بنابراین می بینیم که نویسنده سعی کرده آن نمایشنامه را مطابق تاریخ خودمان تغییر دهد. البته اگر این تغییر در تمامی ارکان نمایش رخ می داد و می خواست چیزی را از لحاظ فرهنگی نفی یا اثبات نماید می توانست متن در خوری از کار در بیاید ولی متأسفانه تنها تغییری که داده شده، ایجاد تفاوت در ساختار اولیه است و بعد از آن عین به عین همان متن خارجی یعنی «بانوی سالخورده» را شاهدیم. روند اتفاقات حضور شخصیت ها حتی مخالف سازی و موافق سازی کارگردان عین به عین برگرفته از همان متن خارجی است. مثلا آوردن روحانی مسلمان به جای پدر روحانی و دیگر شخصیت ها نیز بر منوال همان اثر نمایشی است. هرچند تا جایی که ذهنم یاری می کند، خود نمایشنامه «بانوی سالخورده» نیز تا حدودی ملهم از «دشمن مردم» هنریک ایپسن است و نحوه رویکرد آن را تا حدود زیادی می توان با نمایشنامه ایپسن تطبیق داد.

این اثر خواسته داد آزادیخواهی مشروطه طلبان را از حلقوم متجددین سردهد و با ظرافت هرچه تمام تر وارد این عرصه شده تا واقعیات را مصادره به مطلوب کند. تاریخ مشروطه گواه است که زنان و بخصوص زنان مؤمن نقش موثری در پیشرفت انقلاب داشتند و این امر می توانست دستمایه خوبی برای یک اثر تاریخی راجع به آن دوران مهم باشد. حال واقعیات تاریخ مشروطه چیست و چه انحرافاتی موجب شد انقلاب مردمی مشروطه پوستین وارونه بر تن کند؟ و چرا «مشروطه بانو» تطابق چندانی با واقعیات ندارد و ابهامات زیادی را برمی انگیزد؟ اصولا اشخاصی که قصد دارند راجع به تاریخ بنویسند یا کاری را اجرا کنند دوست دارند که آن جور که خود می خواهند تاریخ را تفسیر کنند. این دیدگاه شخصی راجع به تاریخ حس و قوه و تخیل و داستان سرایی آنان را برانگیخته و نتیجه اش می شود مظلومیت تاریخ. اتفاقی که منجر به دورماندن نسل معاصر از واقعیات و پوشیدن شدن حقایق از غبار فراموشی می شود. وقتی مسائل تاریخی را زنجیره وار بررسی نکنیم مسلم است که نمی توانیم قطعات تکمیلی این پازل را پیدا کنیم.

جای تعجب است که آدم هایی بدون زمینه لازم اقدام به اجرای این نوع از کارهای حساس می نمایند و خود در تاریخ دست برده و اعتبار تمدنی یک مملکت را به آسانی زیر سؤال می برند. نقطه افتراق روشنفکرنماهایی که اصرار بر باستان گرایی دارند با افراد دارای عرق ملی و تاثیرات دینی نسبت به مبارزات مشروطه جدایی و تاکید بر اصالت فطری دین است. به خصوص اینکه ضد دینان وطنی پشت شان به سفارت انگلیس و توطئه های هر روزه سفارت فخیمه علیه حضور پررنگ تر دین در ارکان اجتماع گرم بود. خوب ما اگر بخواهیم این وقایع را زنجیروار بررسی کنیم خواهیم دید که در جریان مشروطه حتی شبه روشنفکران متجدد می خواستند با همکاری سفارت انگلیس فرهنگ و هنر را از ریشه های دینی خالی و آن را فقط با رنگ و لعاب دینی تزیین نموده و به مردم عرضه نمایند و البته اسم آن را هم تقابل سنت و تجدد گذاشته و به مردم ارایه نمودند. این نمایش خود بهانه خوبی است برای دانستن ندانستن! این نمایش تماشاچی را در جهل چگونگی حضور پرقدرت بانوان شجاع ایرانی در نهضت مشروطه خواهی نگه می دارد. البته باید گفت قطعا نخستین اشتباه ما بکار بردن همین لفظ مشروطه است. چرا که این نهضت با نام عدالتخانه و نخستین بار از زبان علما جاری شد و بعد توسط انگلیس لفظ مشروطه وارد زبان متجددین شد و بعدها توسط علمای اعلام و مجتهدین و رهبران نهضت عدالتخانه و برای مقابله با انحراف از اصالت دینی آن لفظ مشروطه مشروعه در برابر انحراف متجددین به وجود آمد. جای تعجب است که چنین مقطعی از تاریخ ایران اسلامی هنگامی که بر صحنه نمایش شکل می گیرد هیچ آدم را یاد اصالت ها و خون دل خوردن ها و فداکاری ها نمی اندازد، بلکه برعکس انسان را از آن فضای واقعی دور می کند.

گفتیم یکی از ارکانی که موجبات پیروزی انقلاب مشروطه شد حضور زنان در صحنه بود. زنانی که در وقایعی مثل واقعه رژی و لغو قرارداد تنباکو با حضور حماسی در صحنه، شکوه همبستگی را به منصه ظهور رساندند. نهضتی که از خانه های تبریز و اصفهان و تهران و اراک تا خوزستان و یزد و مشهد همبستگی ملی را به رخ کشید و بخصوص نقش تبریز در آن دوران ستودنی بود. زنان مسلمان تبریزی مقطع درخشانی از تاریخ را رقم زدند که از آن جمله انجمن نسوان تبریز بود که زنان با از خودگذشتگی و هوشمندی خاص خود همگام با مردان در اعتراضات ملی شرکت کرده و به پشتیبانی از آنان مبادرت می کردند. در نمایش «مشروطه بانو» در آغاز به این مسئله اشاراتی شده، ولی محور درام، یک انتقامجویی شخصی است و مطابق با آن داستان نمایش پیش می رود نه استنادات تاریخی.

متأسفانه باید گفت هنرمندان و بخصوص اکثریت هنرمندان تئاتر ما در بررسی و جلوه بخشیدن به مقاطع حساسی از تاریخ ایرانیان بر آنچه کوشیده اند مهجوریت بخشی بوده است و نه چیزی بیشتر از آن! نقش زنان در تاریخ انقلاب عدالتخانه مشروعه ما آن قدر عمیق و وسیع بوده که حتی گوشه ای از آن را هم نمی توان در این نمایش دید.

نکته مهم دیگر اینکه آنچه در واقع اصالت های این انقلاب را به چالش کشید و موجبات انحراف آن را فراهم آورد کنار گذاشتن مقاومت و پیش کشیده شدن بحث گفتگو و تعامل بود. این امر منجر به تفرقه انداختن بین مبارزین و قائل شدن دو دیدگاه تندرو و کندرو در بین آنان شد. نکته ای که حتی درباره تفاوت ها و چربش گفتمان از دیدگاه تئاتر و تعزیه در «مشروطه بانو» نیز دیده می شود. یعنی گفت وگویی که به نتیجه می رسد و پایانی خوش را برای نمایش رقم می زند؛ پس از دیگر تحریفات تاریخ در این نمایش زیر سؤال بردن تعزیه و بخشیدن ابعاد منفی به آن است. حسین کیانی در کارهای گذشته اش نیز دین و مذهب را زیر سؤال برده بود و با دیدگاه خاص آن موافق نبوده است و حالا هم با برداشت وارونه از تاریخ نهضت عدالتخانه مشروعه ، روایتی منطبق بر مشروطه انگلیسی را رواج می دهد.

علی اکبر باقری ارومی