نگاهی به اهمیت تأسیس موزه تئاتر در ایران

چندی است که در اخبار می خوانیم و می شنویم که موزه تئاتر راه اندازی می شود شاید نزدیک به یک دهه است که صحبت از تاسیس موزه تئاتر می شود, و حالا به دلایلی از آن خبر چشم پوشی شده است

چندی است که در اخبار می‌خوانیم و می‌شنویم که موزه تئاتر راه‌اندازی می‌شود. شاید نزدیک به یک دهه است که صحبت از تاسیس موزه تئاتر می‌شود، و حالا به دلایلی از آن خبر چشم‌پوشی شده است.

چرا نباید تئاتر ایران که برای خود قدمتی ۱۵۰ ساله دارد، صاحب موزه شود؟ اگر بخواهیم تاریخ ۴۰۰ تا ۵۰۰ ساله تعزیه، و تاریخ بیش از هزار سال نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی و سایه‌بازی را هم به آن علاوه کنیم، و اگر کمی پا را از این ارقام فراتر نهیم، و به تاریخ چند هزارساله ایران و خرده‌ نمایش‌های رایج در آن اشاره کنیم، و به این منظور آیین‌های ایرانی را هم یادآور شویم، مثلن یادگار زریران، سیاووشان، جشن کوسه برنشستن، میرنوروزی، و غیره؛ این‌ها دلالت بر اهمیت هنرهای نمایشی در این مرز و بوم کهن و باستانی دارد. چرا نباید بخشی از فرهنگ این مملکت در گوشه‌ای تحت نام موزه تئاتر شگفتی‌ساز همگان شود؟!

شاید اغراق نباشد که از ساخت موزه تئاتر به عنوان یک ضرورت ملی و میهنی نام ببریم؛ چراکه در روزگاری که تهاجم فرهنگی مدام ما را تهدید می‌کند، پرداختن به ریشه‌های بومی و محلی حالا به هر شکل و عنوان یک ضرورت تلقی می‌شود تا بتوانیم در حد ممکن از داشته‌‌های فرهنگی خود پاسداری کنیم. در نبودن این نشانه‌هاست که نفوذ و تاثیر فرهنگ بیگانه راحت‌‌تر در بین مردم متجلی خواهد شد. اگر قشر فرهیخته و آگاه نتواند مردم را نسبت به هویت ملی و فرهنگی خود بیدار نگه دارد، آن وقت است که هر نوع فرهنگی با هر معیار و ارزشی زیر و زبر فرهنگ ما را تحت سلطه خود در خواهد آورد. باید بدانیم که ساخت و ساز یک موزه تئاتر چندان هم دخل و خرجی برای بودجه کشورمان ندارد، اما پیامد آن بسیار زیاد و ارزشمند خواهد بود. یعنی هر آنچه که به گونه‌ای بتواند ما را نسبت به داشته‌های خودمان آگاه و بیدار نگه دارد، ارزشمند است و باید بر این لحظات ارزشمند بیفزاییم که در نبود آن‌هاست که بخشی و یا حتا اکثریت جامعه دچار خلاء هویتی می‌شوند!

این در حالی است که اتابک نادری، طراح توسعه تماشاخانه سنگلج و موزه تئاتر تهران با اشاره به رایزنی‌هایی که با مشاور هنری شهردار تهران انجام داده است، اظهار امیدواری کرده که اهالی تئاتر پایتخت و کشور بتوانند تا پایان سال۹۰ موزه تئاتر تهران را به عنوان عیدی از شهردار تهران دریافت کنند.

وی در همین رابطه اخیراً رایزنی‌هایی را با مجید سرسنگی مشاور هنری شهردار تهران داشته که او برای انجام این کار اظهار امیدواری و همکاری کرده. البته هنوز پاسخ رسمی از سوی معاون اجتماعی شهردار تهران اعلام نشده ولی نظر مساعد اولیه آنها پابرجاست.

بنابه گفته اتابک نادری، خواسته‌های تئاتری‌ها غیرمعقول نیست، ما ساختمان جنب تماشاخانه سنگلج را برای اختصاص به موزه تئاتر تهران می‌خواهیم. به دلیل ویژگی تاریخی سنگلج و اشاعه مرکز فرهنگی بافت قدیمی شهری این مکان مدنظر ما است که این موضوع هم دغدغه شهردار تهران است. ممکن است شهرداری بنا به خواسته ما که قصد داریم موزه تئاتر تهران را تاسیس کنیم، ساختمان‌های دیگری را پیشنهاد دهد ولی بحث‌ ما مجاورت تماشاخانه سنگلج و اهمیت به قدمت این تماشاخانه قدیمی است.

به گفته سرسنگی هیچ گونه نظر منفی در این رابطه وجود ندارد. اما معاونت حقوقی شهرداری باید سازوکار حقوقی آن را پیدا کند که موضوع دور از ذهنی نیست.

شاید این خبر خوش‌یمن باشد و این بار شاهد یک اتفاق تکان‌دهنده برای تئاتر کشورمان در آغاز دهه ۹۰ باشیم. چراکه همیشه حرکت‌های تاریخی و مهم به کندی پیش می‌رود! در صورتی که شتابزدگی در این موارد منطقی و ضروری به شمار می‌آید و غفلت در آن باعث و بانی از بین رفتن بسیاری از داشته‌های با اهمیت ملی خواهد بود.

در زمانه اکنون که ماهواره‌ها و رسانه‌های جمعی زندگی را در بمباران اطلاعاتی خود قرار داده‌اند، توجه به حفظ و نگهداری داشته‌های فرهنگی از نان شب هم واجب‌تر به نظر می‌رسد. مگر یک ساختمان یا جمع‌آوری اسناد و ابزار و ادوات مهم و شیوه نگهداری از آن‌ها چقدر هزینه‌بر است؟ چرا نباید در این رابطه همگان آستین همت بالا بزنند؟ با بودن و وجود این نشانه‌های بارز فرهنگی است که می‌توانیم تاکید عامدانه‌تری بر آنها کرده و سربلندانه دیگران را دعوت به تماشای این نشانه‌های ارزشمند کنیم. شاید هم این حرکت خیلی زود جلوه جهانی پیدا کند.

جالب این‌جاست که عزت‌الله انتظامی، پیر تئاتر ایران که همواره حامی این هنر مردمی در کشورمان بوده است، در این خصوص نیز گفته است: «تئاتر کنونی ما میراث نسل‌های آینده است. ما تنها چیزی را که می‌توانیم برای آیندگان به یادگار بگذاریم، همین فعالیت‌ها و تولیدات هنری است. بنابراین ضرورت تاسیس موزه تئاتر هم از همین بحث آغاز می‌شود. آیندگان باید بدانند که چه کسانی مشغول فعالیت‌های هنری بوده‌اند و محتوا و آثار آنان چه بوده است.»

همچنین محمود عزیزی که تابستان امسال دبیر جشنواره آیینی و سنتی بود، در یک نشست خبری بر راه‌اندازی موزه تئاتر به عنوان یک ضرورت ملی تاکید کرد. عزیزی نبود موزه تئاتر در کشوری را که مدعی فرهنگ و هنر است، یک مشکل اساسی خواند و به سال‌های دور اشاره کرد که طرح احداث موزه تئاتر در فرهنگستان هنر مطرح شد. در همان زمان برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفت و به تصویب شورای فرهنگی عمومی رسید اما به گفته عزیزی در بخش اجرایی که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محول شد، مشکلاتی به‌وجود آمد.

وی افزود: «امیدوارم این پیگیری‌ها به سرانجام برسد. جای تاسف دارد که ما با این فرهنگ غنی و گونه‌های نمایشی مختلف موزه تئاتر نداشته باشیم. موزه تئاتر نه تنها نیاز ملی ما بلکه نیاز جهانی ما است. زیرا میراث یک کشور به همه انسان‌های جهان مربوط می‌شود. اما متاسفانه مسوولان موزه تئاتر را جدی نگرفته‌اند.»

شاید تابستان ۸۶ و قضیه سرقت صندلی‌های تئاتر نصر را هم به خاطر داشته باشید. در آن زمان نیز مسوولان معاونت هنری و مرکز هنرهای نمایشی خیلی صریح اعلام کردند که تالار نصر بهترین گزینه برای تبدیل شدن به موزه تئاتر است! بعدن کمبود بودجه این مرکز دلیل عمده‌ای برای عدم تحقق این خواسته در آن زمان ذکر شد و تا امروز هم چنین هدف مهمی به وقوع نپیوسته است.

● موزه چیست؟

شورای بین‌المللی موزه که زیر نظر یونسکو فعالیت می‌کند در بند سه و چهار اساسنامه خود موزه را این‌گونه تعریف کرده‌است: «موزه مؤسسه‌ای‌ست دائمی و بدون هدف مادی که درهای آن به روی همگان باز است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت می‌کند. هدف موزه‌ها، تحقیق در آثار و شواهد به‌جای‌مانده انسان و محیط زیست او، گردآوری آثار، حفظ و بهره‌وری معنوی و ایجاد ارتباط بین این آثار، به ویژه به نمایش گذاردن آنها به منظور بررسی و بهره معنوی است.»

موزه تئاتر شدن تماشاخانه سنگلج، از هر لحاظ با تدابیر کارشناسانه‌ای همراه است. از آن جا که تاکنون تئاتر کشورمان از چنین عنوان و جایگاهی دور مانده و با توجه به سابقه بیش از ۱۵۰ ساله هنر تئاتر در کشورمان، ضرورت ایجاد موزه تئاتر احساس می‌شود. تماشاخانه سنگلج هم سابقه زیادی در ارائه خدمات فرهنگی بر عهده داشته و ساختمان آن از معماری قابل ملاحظه‌ای برخودار است و از سوی دیگر با افزودن ساختمان جانبی این تالار، می‌توان با یک طراحی ساده آن‌جا را تبدیل به موزه‌ای چشم‌گیر و کاربردی در عرصه تئاتر کرد. ناگفته نماند که تماشاخانه سنگلج می‌تواند به عنوان محلی برای عرضه تئاترهای سنتی ایرانی ـ البته به صورت موزه‌ای ـ همچنان مورد استفاده عموم مردم قرار گیرد.

سرانجام این که تئاتر ایران با یک پیشینه قابل تعمق و تأمل، نیاز به محلی برای ارائه نمونه‌ها و سیر تحولات بنیادین این هنر در کشورمان دارد. باید دیگران در یک محل به طور موجز و خلاصه به این درک و دریافت درست از تئاتر برسند که ما از چه داشته‌های غنی فرهنگی در حاشیه و بطن هنر تئاتر برخوردار هستیم. تئاتر هنوز هم به عنوان یک هنر مؤثر و پویا در ساختار جامعه حضور دارد. هرچند در برخی از نقاط با مشکلات و کمبودهایی روبه رو می‌شود، در عین حال در آن جا هم کج دار و مریز به راه خود ادامه می‌دهد. فردای تئاتر ایران زمین هم در گرو تداوم چنین حرکت‌هایی و ایجاد مکان‌های جهانی مانند موزه تئاتر است. اگر کمی درباره موزه سینما و نحوه اداره و کارآمدی در عرصه فرهنگ معاصر دقیق شویم، به تعبیری ساده و در خور درمی‌یابیم که درباره موزه تئاتر کوتاهی کرده‌ایم، و باید در این زمینه بجنبیم. تئاتر هنر رازآمیز و اجتماعی است، و پر و بال دادن به آن باعث رونق فرهنگ کشورمان خواهد شد.

رضا آشفته