این غول های دوست داشتنی

نگاهی به نمایش ”این همه غول” نوشته و کارگردانی ”مجتبی مهدی”

غول‌ها موجودات افسانه‌ای و جذابی در ادبیات داستانی جهان و از جمله ادبیات کهن ایران هستند؛ البته اگر به خوبی از آنها استفاده شود.

همان طورکه کارگردان نمایش "این همه غول" هم در بروشور اجرای خود به آن اشاره کرده و نوشته است: «استفاده از غول، دیو، دد و موجوداتی از این قبیل در ادبیات کودکان، قانونی نه چندان پیچیده و نه چندان دور از دسترس، بلکه بسیار ساده اما ظریف و حساس دارد که بدون رعایت آن ضربه‌ها و لطمات جبران ناپذیری به کودک وارد خواهد شد.»

در واقع کاربری درست از وجوه شخصیتی این موجودات که دارای ویژگی‌های مشخص فیزیکی و بارزی در افسانه‌ها و ادبیات کهن هستند؛ مثل ضعف‌های فیزیکی (بزرگی و قوی هیکلی و زشت چهره‌ای) و درکنار آن، ویژگی‌های جادویی و ماورایی‌شان که انسانها از آن بی‌بهره‌اند، مثلا این که می‌توانند خواسته‌های بی‌پایان و آرزوهای دست نیافتنی بشر را در چند دقیقه تحقق بخشند، می‌تواند به داستان، کیفیت و جذابیت ویژه‌ای ببخشد. چیزی که در برخی از صحنه‌های نمایش "این همه غول" مجتبی مهدی تا حدودی بارز است.

اما در کنار کلیشه‌شکنی‌ها و خلق شخصیت‌های تازه در این نمایش، به دلیل نوع پرداخت متن و برخورد عجولانه‌ای که نویسنده برای نتیجه‌گیری و پایان‌بندی داستان در آخر با این متن می‌کند، با وجود بدعت و تازگی خلاق در ساختار کلی اجرایی و استفاده از تکنیک‌های نو و خلاق صحنه، نمایش نمی‌تواند به درجه و مرتبه‌ای که در خور آن است، دست پیدا کند.

داستان این نمایش تلفیقی از داستان "علاء الدین و چراغ جادو" به طور مشخص با اشاره‌ای به چند داستان فولکلوریک دیگر ایرانی از جمله "حسن کچل" است که با روایت و شکلی تازه بیان می‌شود: حسن پسر تنبل در خانواده فقیری در جنوب ایران است که حاضر نیست به کمک پدر ماهیگیرش بشتابد و مادر و خواهر او مجبورند با درست کردن ترشی و سبزی خورد کردن، پدر را در تأمین هزینه‌های خانواده یاری دهند. پدر از این موضوع رنج می‌برد و یک روز که حسن طبق معمول در زیر زمین خانه خوابیده است، به سراغش می‌رود تا او را از خواب بیدار کند و یک بطری عجیب را به او نشان می‌دهد که به جای ماهی با تور ماهیگیری‌اش صید کرده است، پدر که می‌رود، دنیای خلاق و فانتزی حسن با باز کردن در بطری بیرون می‌ریزد و پای غول‌ها از باز کردن در این بطری به خلوت حسن باز می‌شود. او آرزوهایی دارد که برآورده کردنش از عهده یک غول و دو غول خارج است، پس تعداد زیادی غول برای برآورده کردن آرزوهای کودکانه‌اش به زیر زمین می‌آورد و اجیرشان می‌کند. آرزوها و خواسته‌های حسن بی‌پایان است و انتخاب آنها کاری سخت، پس غول‌ها ماندگار می‌شوند و در پی این اتفاقات، مشکلات زیادی رخ می‌‌دهد. حسن طمع می‌کند و باز هم از غول‌ها می‌خواهد یک غول دیگر برای بر آورده کردن آروزهایش به آنجا بیاورند. این بار پای یک غول بدذات به خلوت او باز می‌شود که به جای برآورده کردن آرزوی اربابش او را می‌خورد. غول بد می‌خواهد حسن را بخورد که او ترسیده از خواب می‌پرد و متوجه واقعیت‌های زندگی‌اش در بیداری می‌شود و ...

در ادبیات یک نقطه مشترک برای این موجودات با انسان‌ها در نظر گرفته شده و آن قرار گرفتن در درجه بندی و معیارسنجی خوبی و بدی است؛ درست مثل انسان‌ها، غول‌ها هم به بد و خوب دسته‌بندی می‌شوند. غول‌هایی که به یاری انسان‌ها می‌شتابند و در خدمت آنان هستند مانند غول چراغ جادو در افسانه "علاء الدین و غول چراغ جادو" و غول حکایت "انگشتر حضرت سلیمان" و غول‌های ترسناکی که دشمن آدمیزاد هستند و آنان را طعمه و غذای خود می‌کنند مانند غول "جک و لوبیای سحر آمیز" و...

در نمایش "این همه غول" با ورود غول‌ها همه این وجوه در کنار هم می‌آیند و غول‌های مهربان و مطیع در کنار غول بدجنس – در زمانی که حسن طمع می‌کند و به درخواست او ظاهر می‌شود- قرار می‌گیرند و همین به کیفیت و خلاقیت داستان می‌افزاید. ویژگی دیگر نمایش این است که با وجود کلیشه‌شکنی و خلق شخصیت‌های تازه، از مخاطب ذهنیت‌زدایی نمی‌کند و از وجوه فیزیکی و قدرت فرا فیزیکی غول‌های افسانه‌‌ای در جهت ارائه غیرمستقیم نکات آموزشی و تربیتی به کودکان و خلق فانتزی برای آنان بهره می‌گیرد.

در این نمایش کارگردان با بهره‌گیری از ناخوداگاه تماشاگر، شکل تازه‌ای از موجود شناخته شده افسانه‌ای به نام غول ارائه می‌دهد؛ موجوداتی که در عین داشتن خصوصیات معمول غول‌های افسانه‌ای، شخصیت‌های تازه و شبه انسانی دارند. ظاهرا همگی کارکردهایی از درونیات و رفتارهای جامعه انسانی است که بر آمده از تخیل کودکانه است. غول‌هایی که همگی صرفا چاق و بد قواره نیستند، در میان آنان غول‌های جثه کوچک، خردسال، پیر یا با جنسیت زن و مرد قرار دارد. غول زن رفتار و حرکات معمول زنانه انجام می‌دهد و غول‌های مرد از دغدغه‌های خود حرف می‌زنند، یا غولی کر و لال است، این غول‌ها که از برآورده کردن آرزوها و خواسته‌های خود عاجزند قرار است آرزوهای کودکانه بشر را بر آورده کنند. اتفاق و توانایی که تنها در تخیل می‌تواند رخ دهد و همین یکی از نقاط جذاب، بامزه و قابل باور نمایش برای مخاطب کودک است؛ چون او در عالم فانتزی و تخیل خود همه چیز را امکان پذیر می‌داند و این نکته موجب می‌شود تا از این اجرا لذت ببرد.

در واقع کارگردان با استفاده از تخیل تماشاگر، دنیایی بر صحنه می‌سازد که دنیای عجیب و غریب افسانه‌ها نیست بلکه دنیای فانتزی و تخیل کودکان امروز با دغدغه‌ها و آرزوهایشان است. او با زنده کردن کودک درون مخاطبان بزرگسال آنان را هم تماشاگر خود می‌کند و مرزهای سنی را در هم می‌شکند.

این نمایش در کنار روایت تازه‌ای که از داستان غول‌ها و افسانه‌ها برای تماشاگرش ارائه می‌دهد از خلاقیت‌های تازه‌ای هم در تکنیک اجرایی و فنی برخوردار است که شاید در عرصه تولید تئاتر کودک و نوجوان ایران یک اتفاق تازه و نخستین باشد.

کارگردان با استفاده از تکنیک صحنه‌ای جدیدی در اجرا و بکارگیری آینه با محاسبات فنی دقیق که با میزانسن بازیگران همخوان است و استفاده از ویدیو پروجکشن، برای خلق فضای ذهنی و رویاگونه پسر به فضاسازی فانتزی در اجرا می‌رسد که اتفاق نو و تازه‌ای در حوزه اجرایی تئاتر کودکان ایران محسوب می‌شود.

همچنین بازی‌های بازیگران این نمایش کاملا با ظرافت‌های یک اجرای کودکانه عجین است و همه بازی‌ها در جهت خلق دنیای ذهنی مخاطب کودک یک دست است. به ویژه در صحنه غول‌ها؛ در اینجا کارگردان با استفاده درست از توانایی‌ها و خصوصیات ظاهری بازیگرانش، نقش‌ها را تعیین کرده و از عنصر تضاد در جهت رسیدن به نظم و هماهنگی درکل بازیگری نمایش استفاده می‌کند. به کارگیری طنز در بازیگری نیز حساب شده است و برخلاف بیشتر نمایش‌های معمول کودکان در این روزها، به سمت لودگی و شوخی‌های تکراری نمی‌رود.

موسیقی و آهنگسازی خوب ونداد مساح‌زاده نیز بیانگر درک صحیح او از تفاوت‌های فضاسازی یک اجرای کودکانه با یک اجرای بزرگسال است و به افزایش فانتزی نمایش بسیار کمک می‌کند.

در نهایت باید تأکید کرد نمایش "این همه غول" می‌تواند یک اتفاق تازه برای تئاترکودک و نوجوان ایران باشد؛ اگر نکات کوچکی مثل یک بازنویسی دوباره و دراماتورژی در متن آن صورت گیرد و به همه بخش‌های این اجرا به شکل تخصصی نگاه شود؛ این شامل همه چیز از شکل طراحی و ارائه پوستر و بروشور تا طراحی آکساسوار و صحنه می‌شود.

همچنین با بازنگری در متن و یک دراماتورژی دقیق می‌توان با حذف یا تغییر صحنه اول نمایش و پرداخت بهتر صحنه پایانی، آن را به اثری کاملا بی‌نقص تبدیل کرد.

فروغ سجادی