نتیجه گیری و برداشت در تئاتر جنگ

حوادث و رویدادهای جنگ تحمیلی تحت هر شرایط و با هر ویژگی که داشته باشند, مربوط به آن دوران و زمانه بوده اند و حالا که چندین سال از پایان دوران دفاع مقدس می گذرد, نمی توان توقع داشت که همه آنچه در آن زمان گذشته است را امروز نیز باید الگو قرار داد و به همان شکل دریافت و درک کرد و درباره اش نتیجه گرفت

حوادث و رویدادهای جنگ تحمیلی تحت هر شرایط و با هر ویژگی که داشته باشند، مربوط به آن دوران و زمانه بوده‌اند و حالا که چندین سال از پایان دوران دفاع مقدس می‌گذرد، نمی‌توان توقع داشت که همه آنچه در آن زمان گذشته است را امروز نیز باید الگو قرار داد و به همان شکل دریافت و درک کرد و درباره‌اش نتیجه گرفت.

رویدادهای تاریخی و از آن جمله جنگ‌ها همواره موضوع مهم بسیاری از تئاترها در جهان بوده‌اند. اما اینکه منظور از این پرداخت و محمل قرار دادن تاریخ جنگ چه کارکرد و ویژگی مفیدی می‌تواند داشته بحث دیگری است که در مورد آن می‌توان با دقت بیشتری برخورد کرد.

شاید نگاهی به نمایشنامه معروف پارسیان نوشته اشیل بتواند، به بخشی از این سوال ما پاسخ بدهد. نمایشنامه پارسیان در سال ۴۷۲ پیش از میلاد نوشته شده و تجسم بخش جنگ سالامین است که در آن سپاه آتن، بعد از سالها نبرد بالاخره سپاه پارسیان و خشایارشاه را شکست می‌دهد.

اما این نمایشنامه ۱۰ سال بعد از پایان جنگ سالامین به صحنه می‌رود و اجرا می‌شود. در واقع مردم یونان ۱۰ سال پس از سرگذراندن بحران دور هم جمع می‌شوند و به تماشای لحظه‌ای بحرانی از حیات خود می‌نشینند و این نخستین اقدامی است که در آن مردم توانسته‌اند برای فاصله گرفتن و تفکر نسبت به بحرانی که روزی آن را پشت سر گذارده‌اند دور هم جمع شوند و با نگاهی دقیق‌تر بحران را درک و تفسیر کنند.

داوید لسکو در پیشگفتار کتاب "هنر نمایشنامه نویسی جنگ" به این کارکرد ویژه تئاتر جنگ و نتایج سیاسی و اجتماعی آن می‌پردازد و چنین نتیجه‌گیری می‌کند که: "... اینجا تطابق بین اثر، و زمانش و مخاطبش کامل است و انسان هوس می‌کند نتیجه بگیرد که تئاتر با جنگ زاده می‌شود و جنگ به عنوان انگیزه بحران و تهدیدی که روی زندگی و کارکرد مردم تأثیر می‌گذارد، منشاء پیدایی تئاتر تراژیک و گستره سیاسی آن است."۱

بدین ترتیب جنگ در پارسیان، فراتر از زمان و مکان خود می‌رود و قصد نمایش و نشان دادن گذشته و ترسیم فرازهایی از آینده را دارد. در واقع بین مردمی که به تماشای نمایش پارسیان نشسته‌اند، شاید گروهی از آدم‌هایی که در جنگ شرکت داشته‌اند نیز، هستند. اما اینها طالب تماشای وقایع گذشته نیستند. این تماشاگران و بسیاری از تماشاگران همراه آنها می‌خواهند حالا با فاصله و وقت بیشتر اتفاقات را ارزیابی و تعبیر و تفسیر کنند. آنها نمی‌خواهند شکوه فتح و پیروزی خودشان یا شکست امپراطوری بزرگ پارسی را ببینند، بلکه بدنبال تفکری انتقادی درباره گذشته و همچنین دستیابی به نتیجه و برآیندی مطلوب برای آینده هستند.

این تعاریف البته درباره تئاتر دفاع مقدس ما و وقایع دوران جنگ تحمیلی کاملا متفاوت است و ساده انگاری است، اگر بخواهیم تمام رویدادهای این دو واقعه را با هم مقایسه و منطبق کنیم. تفکر و فلسفه و روش ما در تئاتر دفاع مقدس با آنچه که در نمایش‌ها و تئاترهای معمول جنگ متداول است، تفاوت دارد. این تفاوت هم البته از آن رو نیست که دیگران در تئاترهایشان جنگ یا دفاع خودشان را نستوده یا مدافع دیدگاه‌های دورانشان نبوده‌اند. کما اینکه در بسیاری از این تئاترها و از جمله همین نمایشنامه پارسیان، جنگ از طرف خودی‌ها ستوده شده و پیروزمندانه و مقدس شمرده شده است و پیروزی بر دشمن، وظیفه و نتیجه مقدس بوده است.

اما رویکرد غالب در آثار نمایشی دفاع مقدس مبتنی بر انگاره‌های مذهبی، انگیزه‌های شرقی و اعتقاد ماورایی است. این رویکردها دست کم در بسیاری از نمایشنامه‌ها و آثار دفاع مقدس چنین صورتی دارد.

اما آنچه که در این فرصت می‌خواهیم به آن بپردازیم، نگاه امروزی به موضوع جنگ است. نگاهی که می‌تواند عوامل و انگیزه‌های گذشته را در خود داشته باشد، نتایج واقعه را امروز به نمایش بگذارد و همچنین چشم‌اندازی از تاثیراتش در آینده را نیز ترسیم و ارائه کند. با این رویکرد نتیجه‌گیری از یک بحران تاریخی و اجتماعی می‌تواند کاربردی و مفید باشد و گذشته، امروز و حال مردم و مخاطبان را نیز در معرض شناخت و ارزیابی قرار دهد.

در واقع این همان شیوه‌ای است که درام غربی در پیوند با موضوع جنگ همواره به آن مقید و متکی بوده است. درام غربی بی‌آنکه خود را در قید و بند محوریت‌های نمایش واقعه در صحنه و تقلید جزء به جزء واقعیت و رویداد قرار دهد، آن رویداد را از زاویه نگاه خود و برای تعریف سودمندی مشخصی تفسیر و ارائه می‌کند.

در همین نمایشنامه "پارسیان" اشیل، که در سپاه یونان بوده و به طور قطع از اتفاقات رویدادهای متاثر از جنگ در گروه آتنی‌ها آگاهی و شناخت بیشتری دارد، به گونه‌ای دیگر عمل کرده و اتفاقات نمایش نامه‌اش را در سپاه شکست خوردگان – پارسیان- پرداخته و تنظیم می‌کند و از این منظر به تکمیل شناخت یونانیان از جنگ می‌پردازد. در حالی که به خواست خود نیمه پنهان رویداد را برایشان آشکار و معلوم می‌کند.

"جنگ به نظر می‌رسد هرگز تئاتر غربی را ترک نکرده و پیوسته یکی از عوامل ممتاز آن را تشکیل داده است و همیشه هم به عنوان یک عمل نمایشی از صحنه غایب بوده است. بر خلاف شیوه‌ای که اصرار بر گرد آوردن شکل‌های مختلف جنگ در نمایشنامه دارد، بیشتر مبتنی بر پرس و جوی ناشی از یک غیبت است."۲

اما جای خالی چنین پرداخت و نگاهی به وضوح در نمایشنامه‌های دفاع مقدس خالی است و اغلب نمایشنامه‌های این حوزه از تئاتر ما با این پیش فرض نوشته شده و به صحنه می‌روند که رویداد و اتفاق – عمل- در ذات خود خالی از هر گونه برداشت و تاثیر بیرونی و مختص تفکر و شناخت درونی و انگیزه‌های مقدس و ماورائی است.

از همین روست که ضعف عمده باورپذیری و واقعیت‌پردازی در برخی آثار دفاع مقدس تئاتر ما دیده می‌شود و ناگزیر بخش‌های مهمی از کار تئاتر دفاع مقدس را با آسیب و اشکال مواجه می‌‌کند. در واقع مهمترین کاستی چنین پرداخت و نتیجه‌گیری را می‌توان به محدودسازی دامنه اطلاعات، تکرار و محدودسازی دامنه عمل‌گرایی رویداد و محدودیت تفکر نسبت داد .

تئاتر با انبوهی از سلایق، برداشت‌ها و تأویل سروکار دارد و به اندازه تعداد تماشاگرانش می‌تواند گسترده و وسیع برداشت شود. بنابراین قدرت احاطه و دانش و همچنین وسعت نگاه نویسنده و کارگردان به موضوع می‌بایست با در نظر گرفتن همه برداشت‌ها و سلایق اطلاعات و مضامین اثرشان را گسترش دهند و وسعت ببخشند.

شاید یکی از مهمترین کاستی‌ها و آسیب‌های تئاتر جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در حوزه پرداخت و بعد از آن در زمینه برداشت از این ژانر باشد که خالقان این تئاتر با توجه به پیش زمینه‌های محدود کننده ژانر و حوزه مورد نظرشان اقدام به خلق آثار می‌کنند. بدین ترتیب آنها نه محاط بر اثر، که محیط بر آن هستند و همین امر، دامنه اطلاعات و مضامین و گستردگی فرآیند دریافت و درک را در آنها محدود می‌کند و در اثرشان کاهش می‌دهد.

این در حالی است که علاوه بر نگاه خالق اثر و همچنین محدودیت‌های موضوع و محتوای انتخاب شده و سایر عوامل، خود تئاتر جنگ نیز به تنهایی با محدودیت‌ها و مشکلات بسیاری مواجه است.

"نمایش دادن جنگ در روی صحنه، به دلیل اولیه مادی، مسلما مشکل آفرین است. فرم دراماتیک، خود نیز تجمع تعداد معدودی از اشخاص بازی در یک مکان محدود را ایجاب می‌کند و این ظاهرا مخالف پرداختن به حوادث تاریخی مثل جنگ است."۳

منظورم از اشاره به این محدودیت این است که، عوامل و ویژگی‌های ناگزیر محدود کننده در تئاتر جنگ را مورد اشاره و تاکید قرار بدهم و ضمنا یادآوری کنم که خالق نمایش دفاع مقدس برای عبور از همه این محدودیت‌ها و آسیب‌های احتمالی می‌تواند، نگاه و زاویه دیدش نسبت به درام و موضوعیت و مضمون را وسعت ببخشد.

همانطور که ذکر موضوعیت در تئاتر دفاع مقدس یکی از عواملی است که باعث شده هنرمند دفاع مقدس با دشواری‌های بعدی در خلق اثرش مواجه ‌شود. همچنین نگاه این هنرمند از درون موضوع به خود موضوع اجازه فراتر رفتن از محدوده رویداد و واقعه اصلی را به او نداده است. پس واضح است که این تئاتر در ارتباط با مخاطب و در زمینه ایجاد سیستم ارتباطی هنری نیز با چنین دشواری‌ها و محدودیت‌هایی مواجه خواهد بود.

پس چگونه می‌توان هنر را در خدمت موضوع قرار داد در حالی که محدودیت‌های خلق اثر هنری – و نه موضوعیت اثر- یک مسئله است و به امری دشوار تبدیل شده و مقابل هر نوع وسعت نگاه و در برگرفتن تفسیرها و برداشت‌های مختلف و متفاوت را می‌گیرد.

عوامل و انگیزه‌ها و سهل انگاری‌های زیادی هستند که چنین نتیجه‌ای را به دنبال می‌دارند و مخاطب را در زمینه نتیجه‌گیری با برداشت‌های از پیش تعیین شده و ساده انگارانه مواجه می‌کنند. در اکثر نمایشنامه‌های دفاع مقدس نبرد یک سویه نیروهای قهرمان با برابر ستیزان یکی از دلایل رسیدن به چنین نتیجه‌ای است.

در این نوع پرداخت قوی و موجه شمردن بخشی از نیروها و در مقابل آنها ضعیف و ناچیز شمردن گروه مقابل، باعث محدود کردن دامنه درگیری در گستره ساختار درام و به طبع آن کاهش دادن گستره ژرف ساختی نیز می‌شود. حال آنکه چنین پرداختی اساسا با ذات درام در تضاد و تناقض است و همخوانی ندارد.

"هر عمل نمایشی و هر گونه تعبیر نمایشی یک برخورد، نیاز به میدانی مشترک بین حریفان دارد. حتی اگر این اشتراک از نظر اجتماعی خصومتی مرگبار به همراه داشته باشد؛ استعمارگر و استعمار شده، ستمگر و ستمدیده می‌توانند دارنده این میدان مشترک مبارزه شان باشند."۴

عوامل و سبب‌های بسیاری را می‌توان در برداشت مخاطب از یک اثر نمایشی و همچنین نتیجه‌گیری نسبت به آن دخیل دانست. اما با وجود همه این سلایق و با تایید آنها می‌توان یک نتیجه مهم دیگر را در رسیدن به برداشت نهایی و مورد انتظار در مورد نمایش‌های دفاع مقدس مورد اهمیت قرار داد و ارزشمند شمرد؛ آنهم اینکه وسعت نگاه و دامنه گسترده اطلاعات و برداشت‌های بدون محدودیت از سوی خالق اثر نمایشی می‌تواند، دامنه گسترده برداشت‌ها و نتیجه‌گیری‌های نامحدودتری از سوی مخاطبان را به دنبال داشته باشد.

گریز از محدودیت‌ها و از میان برداشتن موانع و دشواری‌های محدودکننده، هم در ساختار و فرم نمایشی درام و هم در حوزه ژرف ساخت و محتوای آن می‌تواند خالق و پدید آورنده تئاتر جنگ و دفاع مقدس را با آسیب‌ها و دشواری‌های بسیار مواجه کند.

تئاتر دفاع مقدس می‌بایست، از محدوده موضوعات تکراری‌ای که مستقیما با جنگ و اتفاقات آن سروکار دارند فراتر برود و خارج از دایره اتفاقات معمول به حیات خود ادامه بدهد. در این صورت است که این تئاتر و محصولات آن نیازمند نگاهی از بیرون گود به داخل آن هستند و این در صورتی امکان پذیر است که پدیدآورندگان آشنایی و احاطه کافی از وقایع درون و بیرون اتفاقات داشته باشند. همچنانکه اشیل در پارسیان به زیبایی توانسته بود آنسوی میدان مبارزه را با حفظ استقلال موضوع به مردمانش نشان بدهد و برداشت و نتیجه‌گیری آنها نسبت به رویداد را وسعت ببخشند و دامنه فراگیری و برداشت از آن را گسترش دهند.

تئاتر دفاع مقدس بدون شک حالا با فاصله گرفتن از دوران جنگ تحمیلی نیازمند یک بازنگری کلی در همه حوزه‌ها و زمینه‌ها است. اما از همه مهمتر اینکه امروز می‌بایست کمی از آن دوران و اتفاقات و رویدادهای آن فاصله گرفته و تجربیات دوران را با دیدی بازتر و گسترده‌تر ببینیم.

تئاتر دفاع مقدس، برای رسیدن به این نقطه مطلوب باید پیش از هر چیز محدودیت‌‌ها را از میان بردارد و پس از آن بتواند نگاهی وسیع و گسترده به موضوع و اتفاق جنگ تحمیلی داشته باشد.

در این صورت است که نتایج و برداشت‌های حاصل از ارتباط با این تئاتر نیز مخاطبان بیشتری را در بر خواهد گرفت و این مخاطبان با توجه به گستردگی و تفاوت‌هایشان با آثار دفاع مقدس ارتباط برقرار خواهند کرد.

مهدی نصیری

پی نوشت:

۱ـ هنر نمایشنامه‌نویسی جنگ – داوید لسکر- ترجمه نادعلی همدانی- نشر قطره- چاپ اول ۱۳۸۳-صفحه ۱۲و۱۱

۲ـ همان کتاب- صفحه ۱۳و۱۴

۳ـ همان کتاب – صفحه ۱۵

۴ـ همان کتاب- ۲۴