دعوت به آرزوی سعادت

نگاهی به نمایش ”چئونگ ـ به” کاری از گروه هنرهای نمایش های سنتی کره

نمایش آیینی در برخی از کشورهای غرب آسیا مثل چین، تایوان و کره بسیار مشابه یکدیگر است.

تأکید بر حرکت بازیگران و تلفیق آیین‌های مذهبی و ارتباط دنیای مادی با جهان ماوراء‌‌الطبیعه با استفاده از موسیقی از مهم‌ترین ویژگی‌های نمایش‌های آکرو‌باتیک و موزیکال غرب آسیاست.

شاید اپرای پکن را بتوان فاخرترین نوع سنتی این گونه نمایش‌های آیینی دانست که الگوها و مؤلفه‌هایی از آن تبدیل به بعد نمایشی این آثار شده و جنبه‌های تئاتری آن را بیشتر کرده است. اما اپرای شهر پکن امروزه در گذار شکل‌های سنتی به مدرن است. در حالی که در چین این مدرن‌سازی به سرعت انجام می‌گیرد و در کشوری مثل تایوان با رهبری طراح و کارگردانی چون مابائو ـ شان به دنیای مدرن وارد شده، نمایش کره‌ای بیشتر در پی تکرار سنت‌های نمایشی وابسته به آیین‌های مذهبی است که در طول سالیان دراز تنها جزئیات محسوسی به آن افزوده شده و در مجموع ادامه همان انواع قدیمی و سنتی پیشین است.

همین چند وقت پیش نمایش دیگری از کشور کره در جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی در تالار وحدت به اجرا درآمد. اگر این نمایش را با "چئونگ به" مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که تفاوت میان دو اجرا تقریباً نامحسوس است. نمایش‌هایی از این دست که بیشتر آیین‌های نمایشی موزیکال هستند، متکی بر یکسری قواعد و اصول مشخص هستند و در چارچوب مشترک و یکسانی اجرا می‌شوند.

این چارچوب مشترک و قواعد و اصول یکسان در ترتیب و آرایش مؤلفه‌های اجرایی نتیجه تکرار، تداوم و حفظ آیین‌های نمایشی در سنت تئاتری کره است. در واقع آنچه به عنوان یک نمایش کره‌ای در تالار اصلی تئاتر شهر به روی صحنه رفته، گونه‌ای از قدیمی‌ترین آیین‌های نمایشی در کشور کره است که با همان سنت‌های قدیمی در دنیای امروز اجرا می‌شود و به استثناء گروهی از جوانان نوگرا، مخاطبان بسیار زیادی هم در کره جنوبی دارد.

"چئونگ ـ به" ترکیبی از دو واژه "چئونگ" به معنای "دعوت کردن" و "به" به معنای "تعظیم کردن" است و در ترکیب دو کلمه‌ای "چئونگ ـ به" به معنای "دعوت از خداوند و آدمیان برای آرزو داشتن سعادت و خوشبختی مردم" است که بخشی از مراسم آیینی و مذهبی کره‌ای است و در این فرهنگ "گات" نامیده می‌شود.

ارتباط انسان با ماوراء‌الطبیعه در این سنت نمایشی، مهمترین اصل محتوایی است. در واقع بازیگران نمایش سنتی کره‌ای با به حرکت در آوردن بدن‌هایشان و استفاده از موسیقی و اصوات و همسان‌سازی آنها با صدا و احساس طبیعت قصد دارند طبیعت را به واکنش وادارند. طبیعت در برابر انرژی‌ای که بازیگران و نمایشگران ایجاد می‌کنند، می‌بایست واکنشی ماورائی داشته باشد که همان منظور و هدف آیین است. منتها کارکرد این آیین‌ها در شکل امروز تنها در جهت به واکنش واداشتن احساس و میل زیبایی‌شناسی تماشاگر و مخاطب به کار گرفته شده است.

حرکات زیبا، بدن‌های آماده و موسیقی که تداعی کننده صدای طبیعت است، مهمترین مؤلفه‌هایی هستند که تماشاگران این نوع نمایش را تحریک می‌کنند و لذت زیبایی‌شناسانه را نتیجه می‌دهند. طبل‌ها، صدای رعد و برق و نوای ساز دیگر (جئونگ گو) آوای بارش باران را تداعی می‌کند.

در مقابل بازیگران هم با انجام حرکت‌های زیبای آکروباتیک و همراهی با موسیقی و صدای سازهای کوبه‌ای این تحرک و جنبش طبیعت را تشدید می‌کنند و به همین دلیل هم هست که لذت، تهییج و حض بصری تماشاگران را در ارتباط بیشتر و کامل‌تر با فرآیند نمایشی قرار می‌دهد.

چهار ساز اصلی و مهم پرکاشن، سوئه (زنگوله‌ای کوچک)، جانگو (طبلی به شکل ساعت شنی)، باک (طبل) و جینگ (زنگوله بزرگ) انعکاسی از هارمونی طبیعت را در سالن نمایش به وجود می‌آورند که حرکت نوازندگان و بازیگران آنها را به جنبشی آیینی مبدل می‌سازد. در واقع ترکیب این مؤلفه‌های شنیداری و دیداری انرژی‌ای را در مخاطب به وجود می‌آورد که منجر به لذت بردن و به هیجان درآمدن غریزه زیبایی شناسانه در آنها شده و فرایند دخیل شدن در آیین نمایشی را در مورد آنها و در سیستم ارتباطی تنگاتنگ و مشارکتی نمایش تکمیل می‌کند.

البته نمایشگران در بخش‌هایی از نمایش هم پا را از چارچوب اجرای صرفاً آیینی فراتر گذاشته و قوانین را به نفع ارتباط با جهان معاصر و مخاطب امروزی اجرایشان می‌شکنند. به عنوان مثال آنجا که دو بازیگر باک‌ها و چوب‌هایشان را به صدا درمی‌آورند و از تماشاگران می‌خواهند تا با دست‌هایشان به تکرار و تقلید آهنگ‌ سازها بپردازند، قوانین سنتی آیین نمایشی به گونه‌ای که هیچ لطمه‌ای به کلیت و نمای سنتی اثر نخورد برای لحظاتی با فعالیت خارج از معمول همراه می‌شود. تماشاگران برای مدتی کوتاه همچون شرکت‌کنندگان در این آیین سنتی وارد فعالیت می‌شوند و آیین با شرکت‌کنندگان‌اش مشارکتی دیگرگونه را آغاز می‌کند.

انجام حرکت‌های نمایشی و مهارت بازیگران در اجرای حرکت‌های آکروباتیک و به حرکت در آوردن وجوه بصری در مقابل چشمان مخاطب بخش دیگری از نمایش سنتی "چئونگ به" است. بازیگران با ریتمی خاص به حرکات سرعت می‌دهند و در مقاطع زمانی مشخص از سرعت می‌کاهند و این تکرار ریتم ضرباهنگی موزون به اثر می‌دهد که باز هم حرکت و جنبش طبیعت را تداعی می‌کند. موسیقی هم طبیعتاً جزء لاینفک این شگرد اجرایی است که هیجان و ریتم ایجاد می‌کند و در خدمت تحرک و جنب و جوش آیینی در اجرا قرار می‌گیرد.

"چئونگ ـ به" مجموعه‌ای از حرکات زیبا و مهیج و جذاب را همراه با موسیقی سنتی و پر جنب و جوش و آمیزه‌ای از رنگ‌ها و اشیاء نمادین به نمایش می‌گذارد و به ویژه به واسطه همه این زیبایی‌های بصری و شنیداری می‌تواند برای مخاطب ایرانی جذاب و دیدنی باشد. ضمن اینکه کل اجرا و همه مؤلفه‌ها و عناصر اجرایی طبیعت و غریزه طبیعی مخاطب را تحریک می‌کنند و حتی اگر بسیاری از نشانه‌ها و نمادها و حتی تعابیر سنتی در آنها از سوی مخاطب درک و دریافت نشود، به واسطه روح مشترک و حس غریزی که ایجاد می‌کند لذت‌بخش و جذاب است.

مهدی نصیری