در رثای پدیده ای به نام چرمشیر

نوشتن درباره, استاد چرمشیر بسیار سخت است اینکه بشود در یک نوشته کوتاه به تمام جنبه های کاری استاد اشاره کرد, سخت تر است سه دهه است که استاد بی وقفه در حال نوشتن است بیش از صد اثر دارد

● یک

پنجاه سالگی، زمانی است که آدمی باید آرد خود را بیخته و الک خود را آویخته باشد. پنجاه سالگی، زمانی است که آدمی باید خود را از تمام کارها بازنشسته کند، برود و در یک گوشه از جهان بنشیند و ذکر بگوید. اما آقای چرمشیر اجازه بدهید من او را استاد بخوانم; چراکه او را الحق باید استاد نمایشنامه نویسی خواند. اما همیشه با فروتنی بسیار قابل تحسین و احترام به ما شاگردانش اجازه نمی دهد استاد خطابش کنیم. درآستانه پنجاه سالگی، جوانی پرانرژی و با انگیزه است.

● دو

نوشتن درباره، استاد چرمشیر بسیار سخت است. اینکه بشود در یک نوشته کوتاه به تمام جنبه های کاری استاد اشاره کرد، سخت تر است. سه دهه است که استاد بی وقفه در حال نوشتن است. بیش از صد اثر دارد.

● سه

استاد چرمشیر یک پدیده است. پدیده ای که در آستانه پنجاه سالگی، قلمش یکه تاز نمایشنامه نویسی است. قلم زیبا، درست، تازه و بدون ملال است. شاید بتوان گفت استاد چرمشیر یعنی نوشتن در هرشکل و شمایل. استاد با دقت و ظرافت تکنیک های داستان نویسی را وارد نمایشنامه نویسی می کند.

● چهار

سوال این است که استاد چرمشیر چه می کند؟ استاد به دنبال چه است؟ به نظر من استاد چرمشیر در این سه دهه با نوشتن نمایشنامه هایش، ادبیات نمایشی ایران را صد سال به جلو برده است. استاد با نوشتن هرکدام از نمایشنامه هایش، ما را با تکنیک جدیدی آشنا می کند. او در مقام یک استاد نمایشنامه نویسی، پیشنهادهای بسیاری را به ما ارائه می کند. نوشتن برای استاد، یعنی تجربه جدید.

● پنج

استاد با حذف به قرینه توضیح صحنه، سالها است به ما پیشنهاد می دهد که به کنش مندی دیالوگ ایمان بیاوریم. شاید بتوان با قاطعیت گفت که ایشان از نیمه دهه ۷۰ تا به امروز، توضیح صحنه را به شکل کلاسیک اش استفاده نکرده است. این توضیح صحنه آن چه نگاه ما را به حالات و انجام کنش های دو طرف معطوف می کند در نمایشنامه حذف شده است. در عوض این اتفاقات به دیالوگ های نمایشنامه منتقل شده است. ما از دیالوگ کاراکترها، کنش های آنها را می بینیم.

● انتقال کنش ها به دیالوگ ها

این تکنیک را می توان در آثار نعلبندیان دید. استاد به نظر من به درستی این تکنیک را فهمیده است. او اینک با حل این تکنیک در جان خود راه به ایده جدید برده است. استاد چرمشیر ما را وادار می کند که در داخل متن به جست وجو بپردازیم. کشف متن از طریق دیالوگ ها صورت می گیرد. یادمان نرود که نمایشنامه نویس فقط دیالوگ دارد. تنها عنصری که در یک نمایشنامه به نویسنده اجازه می دهد که بنویسد. استاد با درک این موضوع، مجموعه عناصر دراماتیک یک متن را در دیالوگ جانشین می کند.

● شش

باز سوال خودم را مطرح می کنم. استاد چرمشیر چه می کند؟ استاد اینک در آستانه پنجاه سالگی همچنان در حال نوشتن و درست نوشتن است. فهم استاد از دیالوگ فراتر نیز می رود. او به پیروی از استاد بیضایی، به کشف زبان نیز رو آورده است. اما کشف استاد چرمشیر به شیوه خودش است.

او همچنان به کلمه - که برایش مقدس است- اهمیت می دهد. او دیالوگ را می پرستد. او در عرصه زبانی به دنبال، بازی زبانی با کلمه نیست. استاد به معماری کلمات در ساختمان نمایشنامه اش رو آورده است. او اگر چه به آرایه های زبانی توجه می کند، اما این آرایه مخصوص کاراکتری است که میآفریند. می توان به جرات گفت که استاد چرمشیر، برای هر کاراکتر یک زبان ویژه میآفریند.

او با کلمات به سراغ شخصیت پردازی می رود. هیچ توضیحی برای کاراکترها نمی آورد.

به عنوان مثال در نمایشنامه گذر پرنده ای از کنار آفتاب، کاراکتر سربازرس هدایت نمونه بسیار دقیق است.

استاد چرمشیر با اتکا به کلمات جهانی می آفریند، یکه و تازه. او با دیالوگ کاراکتر را به ما می شناساند. پرهیز از توضیح دادن. او روابط کاراکترها، نسبت آنها با مکان و زمان را در دیالوگ می آورد. او از اصل روابط- اعمال به سمت نمایشنامه نویسی می رود. نمونه که می توان اشاره کرد، ممت هست. استاد این تکنیک را به خوبی فهمیده است. او اینکه گامی جلوتر گذاشته و این اصل را به (روابط- اعمال- زمان) تبدیل کرده است. استاد در دیالوگ نویسی تنها به عناصر روابط- اعمال اکتفا نکرده است. زمان را نیز به دیالوگ نویسی خو د اضافه کرده است.

● هفت

عکس العمل ما با استاد چرمشیر چه کرده است؟ شاید دور از ذهن نباشد که ما در عرصه نقد بیش از اینکه به اثر تولید شده بپردازیم، به صاحب اثر پرداختیم. سالهاست به جای اینکه به کارهای استاد نگاه کنیم و زحمت بکشیم و کشف کنیم، او را آزرده خاطر می کنیم. نوشتن استاد را چماقی کرده و بر سر او می کوبیم. ما برای اینکه تنبلی خود را پنهان کنیم، نوشتن استاد را غیرمعمول نشان می دهیم. در نقد به جای اینکه کشف کنیم او چه کرده است، به دنبال سرکوفت زدن هستیم.

استاد چرمشیر یک پدیده است. چنان رفتار می کنیم که هیچ فرقی بین آثارش وجود ندارد. چنان رفتار می کنیم، انگار او نمایشنامه آمین گفتن مردگان در عنبر را ننوشته است. انگار بازخوانی مکبث را ننوشته است. انگار نمایشنامه با دهان بند سکوت را ننوشته است.

استاد چرمشیر یک پدیده است. ناتوانی خود را در عرصه نوشتن، با فرافکنی، سکوت کردن یا ما نگاه آقای چرمشیر را کشف کردیم. او یک جور می نویسد.

استاد، درهر اثر خود تلاش کرده است که پیشنهاد جدیدی را به ما بدهد. او با نوشتن خود و درست نوشتن خود، نمایشنامه نویسی این سرزمین را یک گام جلوتر برده است.

● هشت

کاری که ما با استاد چرمشیر می کنیم، جوانمرگ سازی است. کاری که در این سرزمین قدمت هزارساله دارد. توجیه ای برای کم کاری است. تهمت زدن به خاطربسیار نوشتن. تفاوت قائل نشدن میان آثارش. به ظن خود او را کشف کرده و از او عبور می کنیم. همه اینها دست در دست هم می دهند تا ما او را به سمت جوانمرگ سازی هدایت کنیم. ما با این پدیده نمایشنامه نویسی استاد چرمشیر درست برخورد نکرده ایم. ما به جای اینکه از او به خاطر نوشتن هایش تشکر کنیم، او را آزار می دهیم. ما به جای اینکه به کشف در آثار او رو بیاوریم، بسیار نوشتن او را به سخره می گیریم. حقیقت این است که استاد چرمشیر بانوشتنش تنبلی ما را آشکار می کند. ما شاگردان خوبی برای استاد چرمشیر نیستیم.

نویسنده : شهرام احمدزاده