دده همچون سیاه

نگاهی به نمایش «خرده خانم» نوشته اصغر عبداللهی به کارگردانی کیومرث پوراحمد

این روزها نمایش خرده خانم نوشته اصغر عبداللهی و به کارگردانی کیومرث پوراحمد در سالن شماره یک تالار ایرانشهر روی صحنه است. این نمایش بار دیگر در قالبی طنز و مضحکه به بررسی وقایع اندرونی دربار در زمان قاجار می‌پردازد؛ تاریخ مکرر و ستم پادشاهان که هر بار در قالبی رنگ می‌گیرد.

کیومرث پوراحمد با ایجاد فضای نمایش‌های شادی‌آور ایرانی و نمایش‌های تاریخی نوعی نمایش سنتی کلاسیک خلق کرده است. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین عوامل در بحث زیبایی شناسی اجرا، قدرت قلم، شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌های قوی و جاندار اصغر عبداللهی است.

اصغر عبداللهی در نوشتار خود تلفیقی از انواع نمایش‌های سنتی آئینی را با یکدستی در قالب یک نمایش تاریخی و کلاسیک و با زبانی طنز و البته آرکائیک معرفی می‌کند. متن اگرچه به بررسی دوره تاریخی قاجار می‌پردازد؛ اما از تعزیه، روضه‌خوانی، خیمه شب بازی و... با محوریت سیاه‌بازی به فراخور سود جسته است.

اگر بخواهیم به تاریخچه‌چنین نمایش‌هایی توجه کنیم،‌نمایشنامه‌هایی که در سال‌های ۱۳۰۰ به بعد و آثار نویسندگانی همچون ذبیح‌اللـه بهروز و مؤیدالممالک فکری ارشاد، غلامحسین ساعدی و در نهایت اکبر رادی را به خاطر می‌آوریم.

این نمایش نیز همچون دیگر سیاه‌بازی‌ها دارای فضایی ریتمیک، دیالوگ‌های ریتمیک و برخی اشعار خاص نمایش‌های شادی‌آور است که در جای جای نمایش اجرا می‌شود اما ویژگی برجسته نمایش «خرده خانم» به دیگر نمایش‌های سیاه‌بازی وجود بازیگر زن در نقش «سیاه» است. هرچند دده ندیمه پیری که خرده خانم را همراهی می‌کند، چهره خود را سیاه نمی‌کند و یا در هیچ جای نمایش به این مسئله اشاره نمی‌شود؛ اما بی‌شک جایگاه و کنش‌های دراماتیک صحنه‌ای ندیمه، خلأ حضور شخصیت سیاه در نمایش‌های تخته حوضی را پر می‌کند. به همین مناسبت شاید بتوان گفت خرده خانم می‌تواند اولین سیاه‌بازی تاریخی با حضور یک سیاه زن باشد.

دده همچون سیاه، شخصیت محوری را مشایعت می‌کند. او بیش از هرکس دیگری با صراحت به نقد وضعیت اجتماعی می‌پردازد و با رک‌گویی، طنزهای زبانی و شجاعت خود، یادآور سیاه است. یکی دیگر از ویژگی‌های سیاه‌بازی شکسته شدن دیوار چهارم و ارتباط سیاه و یا دیگر شخصیت ها با تماشاگران است که از این تکنیک به خوبی استفاده شده است. پخش فیلم سلطان صاحبقران، توسط ویدئو پروجکشن در شروع نمایش سبب شکسته شدن فضای صرفاً نمایش سنتی و کلاسیک می‌شود و نوعی نمایش سنتی مدرن ایجاد می‌کند.

استفاده از ویدئو پروجکشن تلفیق تکنیک‌های جدید دراماتیک در نمایش‌های سنتی را نشان می‌دهد. همچنین فضا‌سازی‌ها با تکنیک نمایش در نمایش جذابیت خاص و دراماتیک پیدا می‌کند.

از سوی دیگر استفاده از یک اثرسینمایی – فیلم سلطان صاحبقران- در دل نمایش بحث تأویل‌پذیری و هرمنوتیک مدرن را به میان می‌آورد. مسئله بینامتنیت به عنوان نقطه شروع درام مطرح می‌شود. زیرا مبنای آغاز نمایش چگونگی مرگ سلطان و حتی پاره شدن گردنبند است. بنابراین کل نمایش «خرده خانم » می‌تواند ادامه فیلم سلطان صاحبقران باشد. یعنی یک بار دیگر ساختار فیلم سلطان صاحبقران شکسته می‌شود و خرده خانم در میانه آن قرار می‌گیرد. نوعی باز تولید اثر صورت می‌گیرد. اثر با تغییر نظام معناشناسی سلطان صاحبقران، نوعی نظام معناشناسی جدید را خلق کرده است. به لحاظ مفاهیم و معانی ضمنی اثر دارای لایه‌های متعددی است. شاید بتوان نام نمایش را مهمترین آنها دانست.

«خرده خانم» شاید مبین قاتل پادشاه که در لباس زنانه به او شلیک می‌کند و یا حتی نسل جدید و یا نماد زنان تحقیر شده حرمسرای پادشاهان باشد. هر چه هست هنوز «خرده» است و هنوز به عرصه نیامده؛ اما اگر بیاید چه‌ها کند! مسئله این نمایش، مسئله حضور و وجود زنانی همچون خرده خانم آواره، درمانده و روشنفکر است که مردانی همچون میرزا عبداللـه را به یاری می‌طلبند. البته در بسیاری از آثار تاریخی به وجود و تأثیرگذاری این قشر از زنان در اضمحلال حکومت‌های ظالم و پادشاهانی همچون پادشاهان قاجار صحه می‌گذارند اما شاخصه این اثر، استفاده از تکنیک‌های نمایش‌های سنتی آئینی ایرانی در بیان این مفهوم است. شاید بتوان گفت عمده‌ترین تمی که درجای جای نمایش با زبانی طنز مطرح می شود بحث «انسانیت» است. پرچم انسانیت بی‌هیچ شعارزدگی در دستان یک «خرده خانم» به اهتزاز درمی‌آید.

یکی دیگر از ویژگی‌های این نمایش یکدستی بازی بازیگران و درک درست متن است که سبب خوش‌ریتمی اجرای نمایش شده است. ریتم هماهنگ و متناسب با متن سبب می‌شود با وجود طولانی بودن زمان اجرا، تماشاگران همچنان علاقه‌مند به تماشای آن باشند. بازی بازیگران هر کدام به نوعی شاخص و قابل‌توجه است. گذشته از بازی بازیگران حرفه‌ای و توانمندی همچون گلاب آدینه که حضور آنها صحنه تئاتر را قدرت می‌بخشد؛ بازی بازیگران جوان همچون فرزین محدث، ژاکلین آواره و سارا توکلی نیز قابل توجه و تحسین بود. بازی‌ها با تأکید بر زندگی‌وارگی و دوری از اغراق نوعی استلیزگی را دربرداشت. بازی گلاب آدینه، فرزین محدث و ژاکلین آواره بیش از بازی دیگر بازیگران دارای ویژگی کاریکاتور‌وارگی هستند. طراحی صحنه، طراحی لباس و عوامل دیگر نیز با مفاهیم و شکل و نحوه کارگردانی نمایش هماهنگ بود.