کمدیا دلارته واقعیت در بستری غیر واقعی

نگاهی به اجرای کمدیا دلارته کار کارگاهی از ایتالیا

روبر پینیار می‌گوید: "اگر تئاتر را هنر میم، شکلک ساختن، بدن و حرکات آن، گرما بخشی به تماشاگر و چرب زبانی بدانیم؛ ایتالیا پایگاه نبوغ تئاتر است." اگر غالب سنت‌های نمایشی و تئاتری به دقت در تماشاخانه‌ها و مکان‌های مخصوص با آیین مشخص متولد شده‌‌اند و رشد کردند، کمدیا دلارته نمایش سنتی ایتالیا هنری اجرایی است که در کوچه پس کوچه‌ها و توسط دوره گردهای بی‌مکان شکل گرفته است.

دوره گرد ((zanni با بدیهه‌سازی کمدی می‌ساخت و کمدی را برای کمدی و به قصد جلب توجه و ایجاد جذابیت خلق می‌کرد. کمدیا دلارته اساساً بر یک طرح اولیه بنا می‌شود و بازیگران با تیپ‌های مشخص شده و غیرقابل تغییر به این طرح پر و بال می‌دهند و با آن داستان و داستانک‌های مختلف می‌سازند. اما آنچه جالب است عدم وابستگی این شیوه نمایشی به مکان و اتکایش به تیپ‌هاست. در واقع نمایش را مکان‌ها هویت نمی‌دهند بلکه افراد نمونه‌ای و قابل تعمیم سازنده آن‌اند.

گروهی که در پانزدهمین دوره جشنواره آیینی سنتی به قصد برقراری کارگاه آموزشی و اجرای پاره‌هایی از کمدیا دلارته براساس آن کارگاه آمده است در دومین روز جشنواره بیشتر از خاصیت سرگرمی این نوع کمدی، مخاطب را تحت آموزش جهت آشنایی با سبک و بن‌مایه‌های کمدیا دلارته قرار می‌دهد. اجرا صرف توضیحاتی درباره ریشه‌های تاریخی کمدیا دلارته و تعریف آن از زبان مربیان این شیوه به طریقی سلبی یعنی بر اساس تمام آن چیزهایی صورت می‌گیرد که این نوع نمایش سنتی اروپایی نیست. در انتها با چند بداهه‌پردازی توسط بازیگران ایرانی کارگاه، شمایی کلی از کلیشه‌های کمدیا دلارته در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.

آنچه از درون این اجرای آموزشی کمدیا دلارته می‌توان دریافت از یک زاویه این است که نمایش کمدیا دلارته چیزی جز نمایش حذف و کلیشه نیست. اما باید بدانیم که کمدیا دلارته به چه معنا نمایش حذف و کلیشه است. در بیانی مختصر می‌توان گفت عنصر حذف در این نمایش در ساحات معنایی است و عنصر کلیشه در ساحات ساختاری و خاصه شخصیتی. کمدیا دلارته نمایشی فارغ از متن است، به واسطه متونی به جا مانده و یا نسخه‌هایی مکتوب شده نیست که کمدیا دلارته در زمانی طولانی باقی مانده و همچنان آموزش داده می‌شود و اجرا می‌شود، بلکه به واسطه خود اجرا و به جا ماندن شفاهی آن است که کمدیا دلارته در زمان تکثیر شده و همچنان مانند یک خوانش هویتی برای فرهنگ یک ملت باقی مانده است. در واقع این نوع نمایش مجموعه‌ای از مستندات و نسخه‌های مکتوب نیست که اجرا می‌شود و یا آیینی به واسطه یک سلسله از اعتقادات نیست، بلکه بر عکس نمایشی متکی بر اجرا و به جا مانده به واسطه خود نمایش و خاصیت زنده آن است و حکمت‌هایی پشت پرده و ذاتی ندارد که بتوان گفت کمدیا دلارته را زنده نگه داشته‌اند. این ریشه‌های فلسفی و یا اعتقادی مردم نیست که نیاز به این نوع نمایش را برای همگرایی یک جامعه ایجاد کرده است، بلکه نفس سرگرمی و کمدی به معنای خنداندن، بی‌هیچ اشاره اخلاقی یا فرامتنی است که این نمایش را نه تنها برای تاریخ بلکه برای زندگی روزمره حفظ کرده است. کمدیادلارته متنی ندارد؛ نتیجه‌ای طبقاتی و جمعی را به عنوان کنشی فراتر از تئاتر سبب نمی‌شود، دارای قضاوت‌های اخلاقی روشن یا نظام ارزش‌گذاری – دست کم در ظاهر- نیست. بازی در کمدیا دلارته اصل است و معطوف به تأثیری آنی است که اتفاقاً در ادبیات ما می‌توان به جرأت آن را غافلانه دانست؛ یعنی کمدی برای خندیدن و لحظاتی از واقعیت جدا شدن است؛ لذا با اینکه شیوه‌ای نمایشی برای عوام جامعه است اما بیشتر از آرزوها، آرمان‌ها و نیازها و دردهای جمعی - به مانند نمایش‌های مشابه در اکثر نقاط جهان از جمله ایران - خاصیتی مخدر گونه، دم باور و لحظه دوست دارد.

اما با همه این داشته‌ها و نداشته‌ها، اگر بخواهیم به طریقی ایجابی از این نمایش بگوییم باید به ساحت کلیشه‌های آن نظر کنیم و از آن طریق زاویه نگاه خود را کمی باز کرده، تعابیری جدید از این نوع نمایش به دست دهیم. کمدیا دلارته تیپ‌های مشخص با حرکات و ماسک‌هایی معین دارد. هر بازیگر به واسطه ماسکی که بر صورت می‌زند حرکاتی برایش تعیین می‌شود که اجازه خروج از این حرکات را ندارد، خلاقیت او در همین محدوده تعیین شده و از طریق بداهه‌سازی‌های زبانی و داستانی مشخص می‌شود. تیپ‌های این نمایش اسم‌هایی مشخص دارند و دارای دو دسته عمده یعنی خدمتکار و ارباب‌اند، از جمله تیپ‌های این نمایش می‌توان به: اسکاراموش، آرلکن، اسکاپن، پانتالن، فراکاس، تروفالدینو و... اشاره کرد. اما با وجود این حجم از تعین و پیش‌بینی پذیری تأثیر این شیوه نمایشی فراتر از خودش است، به نوعی که با قاطعیتی تردیدناپذیر می‌توان گفت هنرهای نمایشی، دینی بزرگ به این شیوه دارند و نمی‌توان امروزه حرف از کمدی زد و به تأثیرات کمدیا دلارته در آن اشاره نکرد. آنچه از پانتومیم و کمدی موزیکال امروز روی صحنه‌های تئاتر جهان می‌بینیم، وامدار این نوع نمایش است. عنصر بازی و فرا واقع گرایی در ایجاد تضاد از طریق تیپ‌های بعید از کمدیا دلارته تبدیل به شیوه‌ای مدرن - و امروزه پیچیده - برای خلق کمدی در سینما و تئاتر شده است. از سوی دیگر نوع بازنمایی ناتوانی و فقر و تضادهای طبقاتی ملحوظ در کمدی نشأت گرفته از تیپ‌های کمدیا دلارته‌اند.

در دوران رنسانس، بسیاری از مفاهیم عقلگرا در کمدی‌ها و فارس‌‌ها برگرفته از کمدیا دلارته بودند. این نشان دهنده نفس عقلانی این نمایش با وجود همه شور و شوخ طبعی لحظه باورانه آن است. کمدیا دلارته به شخصیت‌ها آنقدر نزدیک نمی‌شود که ذهن مخاطب را در آنها غرق کند و با استفاده از ماسک‌ها و تیپ‌های غلو شده و قراردادهای کاملاً نمایشی مخاطب را در فاصله‌ای از خود نگه می‌دارد که او اساساً نمی‌تواند در دام احساسات گرایی بیفتد و مثلاً از تیپ تاجر خسیس ونیزی نمایش متنفر شده و عاشق خدمتکار شیرین زبان شود، بلکه وضعیت با شوخ طبعی و فرا رفتن از واقعیت مخاطب را تنها در سطحی از باور وضع موجود و اختلافات طبیعی زیست قرار می‌دهد. از این لحاظ کمدیا دلارته نمایشی ضد آرمانشهر گرایی و خلاف نگاه تحول خواه و در نهایت با پیگیری نظری این روند، هنری در باطن واقع گراست تا فراواقع گرا. در واقع درک تضادها و اختلافات و انسان همانگونه که هست و دست انداختن و بی اعتبار کردن موقعیت‌های انسانی کمدیا دلارته را نمایشی در باطن وفادار به واقعیت و ضدتعصب، ثبات و یا تحول خواهی به جهت تربیت انسان جدید می‌گرداند. پس کمدیا دلارته نمایش واقعیت در بستری غیر واقعی است.

گروه ایتالیایی با تعریفی دقیق و ساده از کمدیا دلارته با وجود تمام کمبودها و ناتوانی بازیگران کارگاه برای شکستن کلیشه‌های خود و فرورفتن در کلیشه‌های کمدیا دلارته، در انتقال این مهم موفق بوده و توانسته دریچه‌ای اصیل و انسانی برای درک این نوع نمایش به روی مخاطب باز کند.

علیرضا نراقی