نگاهی به تئاتر آزاد, کمدی و تخت حوضی در آستانه برگزاری پانزدهمین جشنواره تئاتر آئینی سنتی

بیش دو دهه است که بحث در مورد نمایش سنتی ایرانی توسط صاحب نظران و مدیران تئاتر حول محور دو مقوله حفظ آیین های نمایشی ایرانی و تداوم به روز سازی شیوه های سنتی نمایش ایران تکرار می شود

بیش دو دهه است که بحث در مورد نمایش سنتی ایرانی توسط صاحب‌نظران و مدیران تئاتر حول محور دو مقوله حفظ آیین‌های نمایشی ایرانی و تداوم به روز‌سازی شیوه‌های سنتی نمایش ایران تکرار می‌شود. سمینارها، همایش‌ها، میزگردها و جشنواره‌ها هم ظاهراً طی این سال‌ها در تلاش بوده‌اند تا به احیای این شیوه‌های نمایشی و لزوم تداوم و استمرار اجرای آنها اصرار ورزند.

اما همزمان با همه این تلاش‌ها قدیمی‌ترین تئاترهایی که همچنان شیوه‌های سنتی تئاتر ایرانی و آثار به اصطلاح عامه‌پسند در آنها به صحنه می‌رفت، یک به یک تعطیل شدند. یک روز تئاتر نصر پلمپ شد، روز دیگر سن پارس و گلریز خالی شد و به جای آن‌ها تئاتر آزاد و شبه‌تخت‌حوضی‌ها به سمینارها و سانس‌های آخر سینمایی راه پیدا کردند.

تعزیه، تخت‌حوضی، پرده‌خوانی، نمایش قهوه‌خانه‌ای، نقالی و... مهم‌ترین شیوه‌های نمایش ایرانی هستند که باید بپذیریم امروز نفس‌های آخرشان را می‌کشند و با شرایط موجود نمی‌توان انتظار داشت که جان دوباره‌ای هم بگیرند. حالا دیگر تقریباً چیزی به عنوان نمایش قهوه‌خانه‌ای وجود ندارد.

تعزیه به عنوان شاخص‌ترین شیوه نمایش ایرانی تنها در کتاب‌ها و اوراق مجلات و روزنامه‌ها مرور می‌شوند و فقط می‌توان در روستاها و مناطق دور افتاده انواع جدی و سنتی آن را در ارتباط واقعی با مخاطب سراغ گرفت. آنچه امروز از تعزیه باقی مانده تنها عنوانی است که وانمود می‌کنیم، باید به آن افتخار کرد و به همین دلیل بخشی از جشنواره‌ها و تنها مقاطعی کوتاه را به این عنوان و شبه‌تعزیه‌هایی که در آن اجرا می‌شوند، اختصاص می‌دهیم.

پرده‌خوانی و نقالی و... هم تنها در جشنواره‌ها می‌آیند و می‌روند و اگر مرشدهای پیر و چند نقال و پرده‌خوان با تجربه دیروز هم نبودند حالا اصلاً نمی‌شد به جز کتاب‌ها جایی از نقل و روایت حماسی پیدا کرد. تنها می‌ماند تخت حوضی و نمایش‌های شادی‌آور ایرانی که اصلا راهش را هم جدا کرده و از تئاتر به سینما پناه برده است. همین مسئله در آستانه برگزاری جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آئینی سنتی بهانه‌ای است تا در این یادداشت چند پرسش درباره نمایش‌های آزاد امروزی مطرح کنیم و در جستجوی پاسخی برای شناخت جایگاه و آسیب‌های این‌گونه از تئاتر باشیم.

● پرسه در شب‌های لاله‌زار

اواخر دهه ۴۰ و دهه ۵۰ اوج رونق تئاتر عامه‌پسند و به نوعی دوران اوج اجرای تخت حوضی‌ها و مضحکه‌های ایرانی در مکان‌هایی شبیه به تئاتر غربی بود. خیابان لاله‌زار به واسطه میزبانی هنرمندان تئاتر تماشاگران بسیاری که به ویژه برای تماشای کمدی‌های ایرانی به آنجا می‌رفتند، به تدریج نامش را به گسترده‌ای از تئاتر عامه‌پسند و کمیک هدیه داد که امروز آنها را با عنوان تئاتر لاله‌زاری می‌شناسیم.

این تئاتر با ورود جریان‌های هنری و روشنفکری به تئاتر ایران و با اضافه شدن بر افتخاراتی که نمایش‌هایی از آن دست را به سطحی‌پردازی، ابتذال و بی‌ارزش بودن متهم می‌کرد، رفته رفته به حاشیه رانده شد و البته همین مسئله نه تنها کمکی به آن نکرد بلکه کیفیت ابتذال و حتی تا اندازه‌ای سطحی‌پردازی در پرداخت را هم بر ویژگی‌های آن افزود.

طی همه این سال‌ها نمایش لاله‌زاری همواره بر چسب ابتذال را بر پیشانی داشته و در میان همه انواع تئاترهای ایرانی درجه چندم محسوب می‌شده است. اما با این وجود در شرایطی که بسیاری از تئاتر‌ها در سالن‌های مختلف با استقبال مخاطبان مواجه نمی‌شدند و در خلوت به اجرا در می‌آمدند، همین آثار محکوم به ابتذال در سالن‌های قدیمی و خراب در مقابل صندلی‌های پر از تماشاگر به صحنه می‌رفتند.

تئاتر لاله‌زاری بعد از آنکه رفته رفته از خانه اصلی‌اش بیرون رانده شد، همچنان جمعی از هنرمندان را با خود به همراه داشت که البته راه و روش تولید و اجرای آثار عامه‌پسند را در ارتباط چندین و چند ساله و پیوسته با تخت حوضی ایرانی خوب می‌دانستند. بنابراین راه‌ها و شیوه‌های دیگر تولید و اجرای کمدی‌ها و فارس‌های لاله‌زاری توسط این گروه‌ها به سرعت تجربه شد تا اینکه فرصت و امکان نمایش‌ها به صورت منظم در برخی سینماهای شهر تهران فراهم آمد.

امروز تقریباً به اندازه همه سالن‌های شهر تهران فضاها و سالن‌های اجرا برای به صحنه رفتن کمدی‌های آزاد و عامه‌پسند وجود دارد و اتفاقاً استقبال از این نوع آثار بسیار فراتر از جریان هنرمندانه اجرای تئاترها در کشور است. بلیط‌ها پیش‌فروش‌ می‌شوند، خانواده‌ها کار تبلیغات را خودشان برعهده گرفته‌اند و حتی فیلم نمایش‌ها تا سال‌ها بعد در گوشه و کنار خیابان‌های شهر فروخته می‌شوند.

در واقع تئاتر آزاد علیرغم همه ناملایمات‌ها و دشواری‌ها به گونه‌ای از تئاتر خصوصی و مستقل تبدیل شده که مدیران و هنرمندان تئاتر کشور سال‌ها است با برگزاری نشست‌ها، سمینارها و همایش‌های مختلف در پی رسیدن به آن هستند. نکته مهم درباره موفقیت تئاتر آزاد (صرفاً موفقیت در جلب مخاطب) آن است که این نوع از تئاترها در ادامه شیوه‌های نمایشی برخاسته از فرهنگ و سلیقه ایرانی خودشان را امروزی نکرده‌اند. در واقع با پذیرش این نکته که اشکال و گونه‌های هنری و ادبی در هر جامعه‌ای برخاسته از خاستگاه‌های بیان ارتباطی آن جامعه است، می‌توان گفت که کمدی‌هایی از این دست، موفق هستند به واسطه آنکه از شیوه سنتی و اصیل نمایش ایرانی مایه‌ گرفته‌اند. این نوع نمایش‌ها ابراز بیان مشترک باسلیقه و خواست مخاطبان ایرانی را دستمایه فرایند ارتباطی‌شان قرار می‌دهند و به همین دلیل است که علیرغم تمام دشواری‌ها تا به حال توانسته‌اند به صورت مستقل و مطلوب ادامه داشته باشند.

در کنار همیه اینها تئاتر آزاد، یا تخت حوضی‌های امروزی که در سانس‌های آخر سینماها به صحنه می‌روند، به واسطه نقطه مثبت مهم‌شان (استقبال تماشاگر و تکیه بر سلیقه و خواست عامه) به آسیب‌های اساسی در حوزه محتوا و کیفیت دچار شده‌اند. چون تئاتر آزاد اقتصادش را بر مبنای میزان استقبال تماشاگرانش تأمین می‌کند و بنابراین زمانی موفق‌تر است که تماشاگران بیشتری داشته باشد. آسیب اصلی این شیوه از تئاتر هم زمانی پیش می‌آید که تئاتر آزاد برای افزودن بر شمار مخاطبان به هر کاری تن بدهد و از هر ترفند و شگردی (حتی کاذب) برای هماهنگ شدن با خواست و سلیقه‌ مخاطبانش استفاده کند.

آنچه امروز به عنوان تئاتر آزاد در ادامه مضحکه‌ها، کمدی و فارس‌های ایرانی به اجرا درمی‌آید محاسن و معایبی دارد که با حمایت، بازنگری و دقت بیشتر می‌توان کاستی را مرتفع کرده و قوت‌های آن را تقویت کرد. در این صورت است که یک شکل نمایشی سنتی ایرانی می‌تواند به نوعی امروزی شده و معاصر و در عین حال هماهنگ با سلیقه و خواست و ادراک ایرانی مخاطبانش انطباق پیدا کند.

مهدی نصیری