کابوکی راه پیچیده شرقی برای شفافیت

نگاهی به نمایش کابوکی مونیاما ریو به کارگردانی تروتوشی تاکاکو از ژاپن

کابوکی نمایشی است که شاید بتوان گفت با توجه به میزان نیازش به مهارت و گستردگی در جزئیات در جایگاهی کم‌نظیر و یگانه قرار دارد. به جرأت می‌توان گفت هیچ شیوه نمایشی دیگر و حتی هیچ گونه‌ای از تئاتر مدرن این اندازه دقت معطوف به آشکاری و شفافیت را در خود ندارد و چنین سلسله دال و مدلولی دقیقی در آنها به کمال و جمال رخ نمی‌دهد.

این نوع نمایش که پیدایش آن در ژاپن به سال ۱۶۰۳ بازمی‌گردد، ابتدا توسط زنان اجرا می‌شد اما در حدود سال ۱۶۲۹ زنان از اجرای کابوکی منع و پسران جوان به آموختن مهارت و اجرای این نمایش پرداختند، اما کمتر از سه دهه پس از این اتفاق از حضور پسران جوان هم جلوگیری شد و تا امروز مردان به اجرای کابوکی می‌پردازند.

کابوکی از نظر احساسی هنری قوی و مؤثر است و از سوی دیگر هنری است متکی به نمادها و نشانه‌ها. هر حرکت و یا هر وسیله در این نوع نمایش دال بر چیز دیگری می‌شود که با تعریف و مشخص شدن این نمادها در رقص کابوکی تماشاگر با سلسله‌ای دقیق از معناسازی روبرو می‌شود. این نمایش معمولاً ترکیبی است از قطعات پراکنده نمایشنامه و نه یک متن کامل، به همین دلیل در نمایش کابوکی مونیاما-ریو به کارگردانی تروتوشی تاکاکو که این روزها به جشنواره پانزدهم نمایش‌های آیینی و سنتی آمده است، مخاطب با دو صحنه روبروست که خودش به عنوان نمونه برای نشان دادن دقت و ظرافت این نوع نمایش کافی‌اند. با اینکه نمونه‌های به اجرا در آمده در این نمایش کوتاه‌تر از آن چیزی هستند که مخاطب معمول کابوکی با آن رو به رو می‌شود؛ اما شکل قدرتمند اجرا و موسیقی از نظر حسی و ظرافت‌های بی‌بدیل این نمایش و لذت با طمأنینه اما غلیظ حسی آن از همین نمونه‌های کوچک برای مخاطبی که تازه پا به جهان کابوکی می‌گذارد به قدر کفایت مجذوب کننده است. آنچه در کابوکی جذاب است حسی از تابلو سازی و تصویرپردازی است که از صحنه به ذهن مخاطب منتقل می‌شود. وقتی بازیگر کابوکی با حرکات پیوسته خود وزش باد بر هم خوردن ابرها و بارش باران بر روی دریا را نشان می‌دهد، حرکت او و استفاده‌اش از بدن و صورت از یک سو حرکتی مجزا می‌سازد و از سوی دیگر در ذهن مخاطب آشنا با نمادهای کابوکی یک تابلو از مجموعه حرکات بازیگر ساخته می‌شود که مدلول بصری حرکات نماد‌سازانه بازیگر است. این روند شفاف نشانه‌سازی و رعایت اصل بازنمایی و تصویر در نمایش کابوکی از آن شیوه‌ای نمایشی می‌سازد که نه با ابهام بلکه اتفاقاً با آشکارگی و شفافیت همراه است اما با راهی که ضمن دراماتیک بودن دارای پیچیدگی شرقی است؛ با این تفاوت که در کابوکی نتیجه این پیچیدگی شرقی به عکس سنت‌های هستی شناختی و معرفتی شرق مبهم و مرموز نیست، بلکه شفاف و طبیعت‌گراست. از سوی دیگر باید توجه داشت که بازنمایی کابوکی نه بازنمایی به آن معنایی است که ما در نمایش رئالیستی مراد می‌کنیم، بلکه بازنمایی به معنایی است که با اصل تصویرسازی و خیال همراه است. به گونه‌ای که آنچه از مجموع حرکات بازیگر و معنای آنها با ذهن هوشیار و تحلیل‌گر مخاطب ساخته می‌شود، حاصل نمایش است. در واقع نمایش در پیوند با جملاتی که از طریق حرکت در ذهن مخاطب می‌سازد، موفق به پیوند رمزگونه‌ای با مخاطب می‌شود که در حالت رمزی باز نشده نمی‌ماند و نفس ارتباط آگاهانه به سرعت این رمز را تبدیل به تصویر یا بهتر است بگوییم جمله‌ای شفاف در ذهن مخاطب می‌کند.

از نکات اساسی حاصل از کابوکی، مفهوم و ارزش مهارت است. آنچه میان اثر هنری و ابزار مشترک است، ساخته شدن آنها و پدید آمدنشان است. اما مهارت اگر در صنایع کاربردی از یک قالب و ساختاری توضیح پذیر به لحاظ عمل‌گرایانه و فایده‌گرایانه برخوردارند و معطوف به کارکرد درونی خودند، در هنر این خلاقیت و معناسازی است که توجیه‌گر هنرمند است و اثر نه معطوف به کارکرد درونی خود بلکه معطوف به معنایی خارجی است که در ذهن مخاطبش می‌سازد. اصل مهارت در کابوکی اصلی کم نظیر و همین طور سرتا پا متفاوت با شیوه‌های دیگر نمایش شرقی به مانند تعزیه، اپرای پکن و... است. علاوه بر خلاقیت در این نمایش آنچه از آن می‌بینیم فقط نشانه و حرکاتی است که برای فهم آنها در جایی بیرون از اثر میسر می‌شود لذا مهارت در این نوع نمایش در مرز باریک خلاقیت و دقت ساخته می‌شود و به این معنا به شدت دیریاب و سخت است. در کابوکی اگر چه شاید تیپ‌ها و عناصر نمایشی به قدر "تئاتر نو" ظریف و غیر قابل تغییر نباشند، اما تمام جزئیات و مهارت در خدمت یک سری عواطف و ایجاد حسی مشخص است، لذا مهارت باید منتهی به نتایج مشخص و روشنی شود. اما در "نو" نمایش دیگر ژاپنی این مهارت منتهی به اموری رازآمیز و عمدتاً ماورایی می‌‌شود.

نمایش "کابوکی مونیاما" ابتدا با معرفی نمایش کابوکی و و طرح جایگاهش در ژاپن تلاش می‌کند که آشنایی بیشتری بین اثر و مخاطب ایجاد کند. در هر حال نمایش‌هایی از جنس کابوکی نیاز بیشتری به آن چیزی دارند که تماشاگر تربیت شده نام دارد. همان طور که آشنایی معرفتی و اعتقادات تماشاگر، تعزیه را نمایشی تأثیرگذار می‌کند، نمایشی مثل کابوکی هم بیشتر لذتش وابسته به آگاهی مخاطب است؛ چرا که به میزان آگاهی به معنای حرکات قدرت کشف تماشاگر بالا رفته و درک او از نمایش بیشتر می‌شود. از این زاویه می‌توان کابوکی را نمایشی متکی به شناخت و آگاهی دانست که جدای از آن، فهم آن آنچنان میسر نیست. اما با این وجود نمایش به دلیل مهارت‌های بی‌نظیری که در آن ملحوظ است و همین طور به دلیل ساحات تأثیرگذاری از نرمی و ظرافت، تجربه‌ای یگانه و تکرار نشدنی برای تماشاگر است.

با اینکه در طول سالیان اجازه اجرای کابوکی را به زنان نمی‌دهند؛ اما در باطن هنوز روح زنانه در درون این نمایش باقی است و از شیوه روایت تکه تکه‌اش می‌توان این نکته را دریافت و وضوحش را در نوع حرکات و نوع استفاده از ابزار دید، که هنوز گویی روح زنانه در نمایش زنده است.

علیرضا نراقی