هماهنگی عناصر مختلف در یک نمایش ایرانی

نگاهی به نمایش ”ماه تی تی” نوشته ”اردشیر صالح پور” و کارگردانی ”گیتا بهادری”

"ماه‌تی‌تی" نوشته "اردشیر صالح‌پور" و به کارگردانی "گیتا بهادری" نمایشی ویژه کودک و نوجوان است که در تالار هنر اجرا می‌شود. داستان این نمایش درباره پنج دختر ایلیاتی است که برای جمع‌آوری هیزم وارد جنگل شده و اسیر دست آلازنگی‌ها می‌شوند. آلا زنگی‌ها موجوداتی هستند که دشمن ایل بوده و دختران برای رهایی از دست آنها دنبال راه فرار می‌گردند. ماه تی تی یکی از دختران زرنگ ایل است که راه رهایی از دست الازنگی‌ها را پیدا می‌کند.

مهمترین ویژگی نمایش که کارگردان در شکل اجرایی سعی داشته از آن تبعیت کند، نوعی فضاسازی برای القاء نمایش بومی و سنتی است. در فرهنگ هر کشوری برخی مشخصه‌‌های رفتاری و یا نشان و نمادهای بصری به عنوان ویژگی سنتی و بومی شناخته می‌شوند. این ویژگی در مهمترین عنصر نمایش "ماه‌تی‌تی" یعنی نمایشنامه شکل گرفته است. نمایشی که می‌خواهد قصه‌ای ایرانی را روایت کند. اردشیر صالح‌پور به عنوان نویسنده علاقه خاص و زیادی به قصه‌های فولکلوریک و آئینی و سنتی دارد. این ویژگی در همه نوشته‌های این نویسنده نمود دارد. داستان نمایش ماه تی تی تابع یک الگوی شناخته شده است. یعنی تقابل دو نیروی محور و مخالف که از همان آغاز بر آن تاکید می‌شود.

مهمترین ویژگی نمایشنامه "ماه تی تی" جنبه فانتزی اثر است که متناسب با نوع مخاطب انتخاب شده است. موقعیت‌های نمایشی که شخصیت‌ها با آن شکل گرفته‌اند توهم و ترس است. اینکه دختران ایل از الا زنگی‌ها به عنوان نماد شر و سختی زندگی واهمه دارند از همان ابتدا مورد تاکید قرار می‌گیرد. وقتی دختران اسیر دشمن می‌شوند توهم و ترس نمود واقعی به خود می‌گیرد. این آگاهی از قبل به مخاطب انتقال پیدا کرده و او در روند نمایش آماده رسیدن به این وضعیت بحرانی است. نوعی ساختار انتظار و تقابل که مبارزه شخصیت‌ها منجر به ایجاد حلقه ارتباط مخاطب می‌شود. از طرفی مخاطب به این قدرت واقف می‌شود که با وجود عقل و خرد می‌توان از این خطر عبور کرد. همان تقابل و تضاد که خاصیت قصه‌های بومی و سنتی است.

ساختار نمایشنامه بر اساس قصه‌پردازی بنا گذاشته شده و فانتزی کاربرد مناسبی در نمایش دارد. اریک فروم درباره فانتزی می‌گوید: «قابلیت اعجاب در انسان آغازی بر آگاهی او می‌شود.»

در نمایشنامه "ماه‌تی‌تی" وقتی شخصیت‌های اثر از دست الازنگی‌ها فرار می‌کنند، آگاهی آنها فانتزی اثر را به نتیجه می‌رساند. فانتزی حاکم بر اثر حتی قدرت الازنگی‌ها را به نوعی از همان ابتدا به سخره می‌گیرد تا در دنیای ذهنی مخاطبان حس مبارزه و شکست نیروی مخالف تداعی شود. این نکته ظریف، انتخاب آگاهانه و هوشمند نویسنده در توجه به مخاطب کودک و نوجوان است. در دنیای فانتزی، بچه‌ها دوست دارند با شخصیت‌های اثری که با آن ارتباط برقرار می‌کنند احساس مشترک داشته باشند تا با مبارزه خود بر نیروی مخالف پیروز شوند.

اما یکی از ضعف‌های نمایشنامه عدم توجه به شخصیت‌پردازی اثر است. هر یک از دختران در رفتار خود به داشتن یک صفت خاص توصیف می‌شود. تنبلی، پرخوری، حسادت و یا زرنگی مشخصه رفتار ماه‌جون، ماه تابان و ماه منیر و ماه تی‌تی است. شخصیت "ماه تی‌تی" به عنوان محور و قهرمان نمایشنامه ویژگی خاصی ندارد تا او را به عنوان یک قهرمان باور کنیم. تنها تفاوت او با دیگران تاکید بر زرنگی او است. در واقع ما از رفتار عملی ماه تی تی به ویژگی این قهرمان واقف نمی‌شویم. رفتار شخصیت‌ها به شکل عملی کاراکتر آنها را معرفی نمی‌کند. مخاطب از توصیف شخصیت‌های دیگر به ویژگی آنها پی می‌برد. اگر به پرداخت شخصیت‌های نمایشنامه در رفتار و موقعیت‌های نمایشی بیشتر دقت می‌شد، نمایش ماه تی‌تی می‌توانست تصویر روشن و ماندگاری از شخصیت‌های اثر را شکل دهد. با آنچه گفته شد اما زبان در نمایش "ماه تی‌تی" ساده و شاعرانه انتخاب شده و ایجاز در دیالوگ‌ها به عنوان یک عامل مهم کاربرد دارد.

در کارگردانی نمایش "ماه تی‌تی" گیتا بهادری سعی داشته از کلیشه‌های رایج در تئاتر کودک و نوجوان دور شود. بازی بازیگران بدون اغراق بوده و نشانه‌های هدایت درست کارگردان در شکل و تصاویر بصری نمایش به خوبی قابل دریافت است. با وجود پنج شخصیت تقریبا یکسان یعنی دختران ایل، حرکت آنها در صحنه همراه با هماهنگی و یکنواخت است. کارگردان بر این امر تاکید دارد که فرم حرکت دختران ایل یکسان باشد. برای همین در برخی صحنه‌ها فرم و حرکت بازیگران تصنعی جلوه می‌کند. حرکات فرم بازیگران هم به نوعی طراحی و اجرا شده که در کل نمایش به یک بخش جدا تبدیل می‌شود. اما برخی شکل‌های نمایشی که بازیگران با حرکت فیزیکی خود در صحنه ایجاد می‌کنند، تصاویر نمایشی زیبایی را شکل می‌دهد. صحنه تقابل الازنگی‌ها و دختران و حرکت آنها نمونه خوب این تصاویر نمایشی است.

در بین بازیگران نمایش، بازی بهنام شرفی در نقش الازنگی قابل تحسین است. حضور موثر و با انرژی این بازیگر در صحنه، نقش زیادی در موفقیت نمایش دارد. حرکت بدن و استفاده مناسب از صداسازی و بداهه‌پردازی و رابطه باور پذیر او با سایر بازیگران، نوید ظهور یک بازیگر موفق در تئاتر کودک و نوجوان را می‌دهد و البته در کنار بازی بهنام شرفی نباید از تلاش و کار خوب رضا نعمتیان غافل بود که در کار بازیگر مقابل خود نقشی موثر دارد.

در طراحی صحنه و لباس نمایش "ماه تی‌تی" سعی شده یک فضای سنتی و ایرانی ایجاد شود. استفاده از رنگ‌های شاد و متنوع و طراحی مختصر صحنه نمایش با چند المان ساده علاوه بر انتقال فضای نمایش باعث شده تغییر صحنه به راحتی مقدور باشد. هر چند در طراحی اندازه و ابعاد درخت و جنگل به نظر می‌رسد ارتفاع و حجم بیشتر آنها می‌توانست به فضاسازی نمایش کمک زیادی کند. هماهنگی خوب در طراحی صحنه و لباس یکی از نکات مثبت نمایش است. از نکات مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کنم کار سعید ملک در طراحی پوستر و بروشور است. توجه به مخاطب نمایش و استفاده مناسب از طرح و نقاشی و رنگ اهمیت پوستر و بروشور را به خوبی نشان می‌دهد.

موسیقی نمایش ماه تی‌تی از عناصر بسیار موفق این اثر است. عبدالله آتشانی به خوبی موسیقی نمایش را می‌شناسد. در نمایش ماه تی‌تی موسیقی می‌تواند به عنوان یک نمونه موفق مورد توجه قرار گیرد. بر خلاف موسیقی متداول در نمایش‌های کودک و نوجوان که معمولا با استفاده از ریتم و ملودی‌های ضربی و شاد نوعی هیجان ایجاد می‌شود که معمولا به دلیل تکرار زیاد کلیشه شده موسیقی در نمایش ماه تی‌تی درست و بجا کاربرد دارد. به زبان ساده موسیقی جزء اثر شده و به تنهایی قابل شنیدن نیست. اشعار ساده و قابل درک برای مخاطب و ملودی و ریتم و آهنگ ایرانی که با تغییر متداول اجرا شده در فضاسازی نمایش نقش بسیار خوبی دارد. اجرای موسیقی با ساز الکترونیک بوده و اگر با سازهای ایرانی و زنده اجرا می‌شد، بسیار می‌توانست تاثیرگذار باشد. عبدالله آتشانی به مرور صاحب شناخت و تجربه خوبی در موسیقی نمایش شده که اگر فقط به این کار بپردازد بسیار موفق‌تر از فعالیت در سایر بخش‌ها خواهد بود.

گیتا بهادری در اولین تجربه خود به عنوان کارگردان حضوری موفق دارد. انتخاب یک نمایشنامه ایرانی با قابلیت‌های نمایشی و استفاده از بازیگران با تجربه و هماهنگی عناصر مختلف چون طراحی صحنه و لباس و موسیقی کار این کارگردان را قابل قبول می‌کند. بدون شک حضور کارگردان در نمایش به عنوان بازیگر باعث می‌شود که نتواند نتیجه کار خود را شاهد باشد و یا ضعف‌های نمایش را ببیند. می‌توان امیدوار بود که در نمایش آینده این گروه تجربه موفقی شکل گیرد.

شهرام کرمی