تحولی تاثیرگذار

نگاهی به نمایش ”پس از واقعه” نوشته و کار ”حفیظ الله رفیعی”

نوشتن درباره امام حسین(ع) و خاندانش و واقعه دردناک و تراژیک کربلا یکی از موضوعاتی است که همواره از زوایا و انحای مختلف می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

نمایش "پس از واقعه" هم این بار از زاویه دید تازه‌ای به این ماجرای اندوهناک می‌پردازد. در اینجا از منظر نگاه بانو هنده یکی از همسران یزید با واقعه اندوهناک عاشورا روبرو خواهیم شد. البته در تعزیه‌ها بارها چنین تجربیاتی مرور شده است. اما در دنیای نمایش کمتر به سراغ چنین موضوعاتی رفته‌اند. شاید همان اصالت خاص تعزیه مانع از گسترش چنین جریانی در تئاتر شده است. برای آن که تعزیه هم نوعی درام اصیل و مذهبی است که محور اصلی موضوعاتش خاندان رسول‌الله و واقعه تراژیک کربلاست و در این میان موضوعات فرعی دیگری هم پیوسته در قالب تعزیه کار شده است.

● تاثیر تعزیه

در نوشتن و اجرای نمایش "پس از واقعه" تاثیر تعزیه کاملاً عیان است. چراکه نوع ارتباط با مخاطب از همان جنس است. گریه و تسکین روحی تماشاگر با دانستن داستان عاشورا یک اصل بنیادین در تعزیه است. نمایش "پس از واقعه" هم چنین کارکردی را خیلی راحت پیش روی دارد. تنها تفاوت در زبان است و استفاده از برخی لباس‌ها و در عین حال حضور در جایگاهی سربسته و دو سویه. در حالی‌که تعزیه در میدانگاه اجرا می¬شود و لباس دو رنگ اصلی سبز و سرخ دارد. زبان تعزیه منظوم است و در اینجا زبان محاوره با کمی ویژگی‌های کهن یا آرکائیک به کار رفته است. در اینجا هم می‌شد زبان منظوم را به کار گرفت. شاید ضرورت صحنه و نمایش است که این تغییر زبانی را ممکن کرده است. در اینجا فضا از بافتی تغزلی آغاز و به بیانی حماسی و سرانجام تراژیک ختم می‌شود. همین خود باعث می‌شود که از نگاه اشقیا و اولیا یا خیر و شر کمی فاصله گرفته شود. محیط زندگی یزید هم به واسطه حضور هنده متفاوت ارزیابی می‌شود. بعد از ورود اهل بیت امام حسین بوی سوزناک کربلا فضا را دیگرگونه می‌‌کند. آنگاه است که یزید، عمربن سعد و شمر بن ذالجوشن کثافات وجودی خود را آشکار می‌‌کنند. حتا این واقعه دیگر امرای غیرمسلمان را هم از مجلس طرب و شادی یزید فراری می‌دهد چراکه یزیدیان به فرزندان و خانواده پیامبر و رسول دین خود رحم نکرده و با شقاوت تمام این پیروزی را جشن گرفته‌اند.

● مجلس جشن و سرور

”پرداخت نمایشنامه امروزی است و روانشناسی شخصیت‌ها دلالت‌های عینی‌تری را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد. بنابراین علاوه بر آنان که به واسطه رابطه حسی و ایمانی بر واقعه اشک می‌ریزند، دیگر افراد نیز می‌توانند از روند نمایشی و آنچه در شخصیت‌ها به وقوع می‌پیوندد تاثیر بگیرند.“

قصه از این قرار است که به خاطر پیروزی یزیدیان در جنگ و شهید کردن خاندان امام حسین (ع)، قرار است که مجلس جشن و سروری در کاخ خلیفه برگزار شود. مدعوین جمعی از حکام و سرداران هستند. هنده هم بر آن است یک مجلس شادباش زنانه برگزار کند. پیش از این در می‌یابیم که هنده در کودکی نابینا شده و پدر بازرگانش در تمام سفرها او را با خود همراه می‌کرده تا پزشک حاذقی او را درمان کند. آنها در مدینه و طی آشنایی با خاندان رسول‌الله با کرامات اهل این خانواده شفا پیدا می‌کند. او چند صباحی در این خانواده ماندگار می‌شود تا تعلیمات اسلامی را از آنان بیاموزد. حالا با ورود این خاندان و زینب (س)، هنده از رودررو شدن با آنها ابایی ندارد. حتا به دفاع از یزید و خلیفه اسلامی برمی‌خیزد. به مرور متوجه حضرت زینب و واقعه کربلا و آن پسری که در کودکی باعث شفا و درمان چشمان او شده است، می‌شود. او همان کسی است که اینک سر بریده‌اش در صندوقی به کاخ یزید هدیه آورده شده است. این واقعه باعث تحول در هنده می‌شود و از سوی دیگر ام‌خالد یکی دیگر از همسران یزید که اینک جایگاه خود را در نزد یزید متزلزل می‌بیند، بر آن است تا با خوراندان زهر، هنده را از بین ببرد. هنده می‌خواهد بگریزد که حضرت زینب (س) از او می‌خواهد به سرزمین فارس و دیلمان برود تا آنجا عاشقان اهل بیت از او حمایت و نگه‌داری کنند.

● روانشناسی شخصیت‌ها

پرداخت نمایشنامه امروزی است و روانشناسی شخصیت‌ها دلالت‌های عینی‌تری را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد. بنابراین علاوه بر آنان که به واسطه رابطه حسی و ایمانی بر واقعه اشک می‌ریزند، دیگر افراد نیز می‌توانند از روند نمایشی و آنچه در شخصیت‌ها به وقوع می‌پیوندد تاثیر بگیرند. یعنی تحول هنده این انگیزش روانی را در مخاطب ایجاد می‌کند که وارد فضای موجود شده و تاثیرات لازم را دریافت کند.

نمایش به لحاظ طراحی صحنه کاملا امروزی و نو دیده می‌شود. چند مکعب که در یک دایره بارها جابجا می‌شوند تا صحنه‌های مختلف را بسازند. بعد چند درگاه که شکل ثابتی دارند و برای تمام صحنه بدون تغییر باقی می‌مانند. در این نمایش کارکرد پرده عریض و ویدئو پروجکشن چندان منطقی نیست. آنچه در کلام و بازی هست، به اندازه کافی روایتگر واقعه عاشورا هست. مگر آن که بخواهند از طریق تصویر بر میزان فضاسازی یا القای برخی از حس‌ها تاکید شود. موسیقی هم بر اساس همان حس تغزلی و حماسی و اندوهناک در جاهای مختلف اجرا می‌شود.

اما بازی‌ها هنوز جای کار دارد، با آن که حرکات درست هستند و حس حضور خاندان امام جاذبه دراماتیک اثر را بالا می‌برد. به جز هنده(با بازی شیوا ابراهیمی) و یزید(با بازی خسرو شهراز) مابقی بازیگران نیاز به تقویت حس‌های خود دارند تا علاوه بر برجستگی خطوط بازی، آنچه باید از حضور این نقش‌ها در صحنه نمایان شود، مورد توجه تماشاگران قرار گیرد. همین موضوع هم با جدیت فضا به مرور قابل لمس خواهد شد. به تعبیری شاید هنوز بین بازیگران و نقش‌ها فاصله هست و برداشتن این فاصله به باور بازیگران ربط اساسی دارد. حتا درباره خاندان امام باید بر غل و زنجیرها تاکید بیشتری شود؛ چراکه این زنجیرها در زمان حرکت بغض و اندوه بارزی را به صحنه خواهد آورد. یعنی گروه اجرایی می‌‌توانند باید بر اندوه نمایش بیفزایند چون این خود نه تنها اغراق محسوب نمی‌شود بلکه به شکل بایسته‌تری بر تلخی و مرارت‌های وارد بر خاندان امام (ع) اشاره خواهد داشت.

رضا آشفته