بر خلاف نگاه کلاسیک

نگاهی به نمایش”فاوست” نوشته ”دانیل روهر” و کارگردانی ”ماریا کراس” از کشور سوئیس

"فاوست"به نویسندگی "دانیل روهر"و کارگردانی "ماریا کراس"یک فاوست امروزی و پست‌مدرن است. در این کار خبری از فاوست گوته و کلایسک نیست، بلکه این گروه سوئیسی بر آن بوده تا از ترکیب نمایش- کنسرت، مجموعه‌ای کمدی- موزیکال خلق کند. بنابراین آنچه دیده می‌شود کنشی در رد یک موقعیت کاملاً تراژیک است.

«فاوست شخصیتی در یکی از افسانه‌های قدیمی آلمان است. در این افسانه فاوست روح خود را به شیطان می‌فروشد. آثار ادبی گوناگونی در زمینه این افسانه نوشته شده‌است، از جمله فاوست گوته. فاوست نام نمایشنامه‌ای است اثر یوهان ولفگانگ فون گوته (۱۸۳۲-۱۷۴۹)، نویسنده برجسته آلمانی. این اثر، دو بار و هر دو بار از فرانسه به فارسی ترجمه شده است. یک بار توسط «اسدالله مبشری» و بعدها توسط «م. به آذین» که مورد اخیر توسط «انتشارات نیلوفر» به چاپ رسیده است.» (۱)

● فاوست کلاسیک

آنچه باید به اختصار درباره این نمایشنامه ماندگار بدانیم در ادامه برایتان آورده می‌شود: «فاوست Faust ، درامی است اجتماعی که توسط شاعر و نویسنده‌ آلمانی "یوهان ولفگانگ گوته" نوشته شده و در دو قسمت: قسمت نخست در ۱۸۰۸ و قسمت دوم ۱۸۳۱ منتشر شده است. این درام بزرگ در حقیقت حاصل یک عمر تجربه گوته است. قسمت اول مانند یک نمایشنامه اسرارآمیز با مقدمه‌ای معروف در باب بهشت که اساساً توضیح و تفسیر قسمت اول از این کار بزرگ است، شروع می‌شود. خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می‌دهد تا درستی و راستی فاوست، خدمتگزار خدا را آزمایش کند. مفیستوفلس (شیطان) با فاوست سالخورده معامله‌ای می‌کند. اگر فاوست حتی برای یک لحظه هم با این معامله موافقت کند، روح از تنش پرواز خواهد کرد. فاوست دوباره جوان می‌شود و با مفیستوفلس به مسافرت می‌پردازد تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار شود. در زمین عاشق دختر ساده‌ای به نام مارگرت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند و مسؤول سقوط و مرگ او می‌شود. مفیستوفلس فکر می‌کند که روح مارگرت را اسیر خواهد کرد، ولی صفای عشق او نسبت به فاوست و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ، سبب نجاتش می‌شود.

قسمت اول نمایش به پایان می‌رسد، ولی فاوست هنوز در دنیای شهوات و هوس‌ها، آن لحظه پر شکوه هستی را که در آرزوی به چنگ آوردنش بود، نیافته است. در قسمت دوم فاوست خسته و سیر از گشت و گذار، دوباره مرد سالخورده‌ای می‌شود و علاقه‌مند می‌شود که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او کار کوچکی می‌نماید، حال آنکه فواید بی‌شماری برای تعداد بسیاری از مردم در بر دارد. در اینجا فاوست با تعجب می‌بیند که این کار غیر جالب و اجتماعی، خوشحالی عمیق و حقیقی را به او ارزانی داشته است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست مانند روح مارگرت بیچاره در قسمت اول داستان، محروم می‌شود.

● فاوست ماریا کراس

اما آنچه در فاوست ماریا کراس آمده است، بخشی از قسمت اول فاوست کلاسیک است که البته آن هم با دراماتورژی نوین دچار تغییرات اساسی شده است. اول ماهیت تراژیک آن است که در فضایی شاد و موزیکال کاملا تغییر کرده است. بعد شخصیت فاوست است که به جای آن‌که درگیر با دنیای جادوگران شود، خود را با مواد مخدر و موسیقی Rock and rollاز آن حال و هوای خاص و فیسلوف‌مآبانه بیرون می‌‌برد. فاوست در اینجا به جای عشق ورزیدن به مارگارت مذهبی و کلیسارو عاشق گرتچن (Gretchen) خواننده برزیلی می‌شود. این مسیر با شوخی‌های فراوان تعریف و اجرا می‌شود و در آن آهنگ‌هایی از رولینگ استون، بیتلز، نیروانا، دورز، پینک فلوید و ... اجرا می‌شود.

دانیل روهر و سیلوسترون هوسلین بازیگران این کار هستند که قدرت فراوانی برای بازی و آوازخوانی دارند و همین استعدادشان است که در خدمت آنان است تا از پس یک اجرای موزیکال و شاد برآیند. آنها حتا یک لحظه کم نمی‌آورند و البته آنچه تولید کرده‌اند بیش از هر کسی گروه جوانان را جذب خود می‌کند.

● صحنه خالی

صحنه خالی است. دو میکروفن در جلو قرار می‌گیرد و گروه نوازندگان در ته صحنه قرار گرفته‌اند. بازیگر- آوازخوانان نیز مدام در رفت و آمدند تا با عوض کردن لباس، نقش‌های متعددی را بازی کنند و در جاهای لازم آواز بخوانند. هدف خنداندن است و قرار نیست که کسی برای این تراژدی مخوف و اندوهناک قطره‌ای اشک بریزد. بنابراین تمام ابزار و به کارگیری آنان در همین زمینه شکل گرفته است. هدف القای نوعی انرژی کارآمد است تا در این مورد اتفاقی ناب ناخواسته بر اذهان سیطره یابد. یعنی نوعی تاثیر غیرمستقیم در آن لحاظ شده است. قرار است که نیروهای منفی از وجود آدمی پاک یا مهار شود. این هم روند روان‌شناسانه‌ای را تلقین می‌کند. موفقیت آن هم البته نسبی است و شاید در بیشتر موارد آن تاثیر و التیام مدنظر به وقوع بپیوندد.

گروه سوئیسی نمی‌خواهد دنیای قرن هفدهم را در صحنه تداعی کند، بلکه داستان فاوست را در قرن بیست و یکم تداعی می‌بخشد. هدف همسویی داستان با زمانه حاضر است و اثر در این راه موفقیت خود را غیر مستقیم بر اذهان القاء می‌کند. این روند، موفقیت گروه را اثبات خواهد کرد. در اینجا عروسک و تئاتر عروسکی هم جزیی از اجرا می‌شود و شکل تلفیقی اثر را چندگانه می‌کند.

این موارد بر نمایشی شدن اثر دلالت بیشتری می‌کند. مجموع این موارد اثر را تازه و ناب کرده و برای همین برخی از مخاطبان که هنوز با نگرش کلاسیک موافق هستند شاید با این شکل و شمایل دفرمه و کاملا تغییر یافته موافقت نکنند. اما بخش عمده موافقان و هواداران این نمایش همانا جوانان هستند. دنیای امروز هم به آنان تعلق دارد و آنان می‌دانند نسبت به مسائل خود چگونه کنش‌مند باشند.

پست مدرن بودن اثر نیز در همین رجعت به گذشته بنابر اشکال و فرم‌های مدرن است و از تلفیق این دو، فضای پست مدرن ایجاد می‌شود. هدف هم پرداختن به مسائل خاص انسان است که در لفافه مشکلات و مصائب دنیای مدرن، خود حقیقی‌اش را گم کرده است. بنابراین نمایش ما را به طور غیرمستقیم با این خودشناسی مواجه می‌کند.

رضا آشفته

۱. ویکی‌پدیا