سوگ نامه خوانی زنان مصیبت زده

نگاهی به نمایش ”مصائب زنان تروا” به کارگردانی ”سالواتوره تراماچره” و ”آنتونیو پیتزیکاتو” از ایتالیا

نمایش "مصائب زنان تروا"با نگاهی به واقعه افسانه‌ای و بزرگ تاریخی و یکی از نمایشنامه‌های مهم کلاسیک ادبیات نمایشی یک روایت معاصر به کارگردانی سالواتوره تراماچره و آنتونیو پیتزیکاتو است. این اثر کاری از کشور ایتالیا است که توسط گروه korejaدر بیست‌ونهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر و در تالار اصلی اجرا شد.

نبرد افسانه‌ای تروا به عنوان یک جنگ بزرگ که در آن سپاه یونان بعد از ده سال نبرد موفق به تسخیر شهر تروا شد، بارها مورد توجه نویسندگان بزرگ کلاسیک واقع شده است. ابتدا هومر بر اساس این نبرد منظومه‌ای را سرود و بعدها سه نویسنده بزرگ، آثاری را بر این اساس به رشته تحریر در آوردند. آیسخولوس و سوفوکل و اوریپید نمایشنامه‌هایی را با عنوان زنان تروا نوشتند. آثار هر یک از این نویسند‌گان در جای خود قابل بحث و تحلیل است. اوریپید با نگارش نمایشنامه زنان تروا برای اولین بار به ابعاد روانی شخصیت‌ها و به خصوص کاراکتر زن در نمایشنامه توجه نشان داد. سنه‌کا بر جنبه تراژیک و مصیبت زنان بازمانده از جنگ توجه کرد و از نمایشنامه آیسخولوس (‌اشیل) اثری باقی نماند تا جنبه‌های هنری این واقعه بزرگ تاریخی از آن تحلیل شود. اما بدون شک مهمترین ویژگی این اثر جنبه تراژیک آن است.

مهمترین شخصیت‌های نمایشنامه زنان تروا که در بین آثار کلاسیک یک نوع بدعت بود، زنان بازمانده جنگ هستند. زنان وارث جنگ که بعد از مرگ فرزندان و یا همسران خود ناچار به اسیری توسط سپاه یونان هستند. در اجرای گروه koreja سه نمایشنامه‌نویس ایتالیایی کار بازخوانی اثر را بر عهده داشته‌اند که با توجه به صحنه‌های اصلی نمایش و گفت‌وگوهای نمایشنامه سنه‌کا به نظر می‌رسد این حضور و عنوان اغراق شده باشد.

”در شکل اجرایی نمایش با طراحی صحنه مختصر و ساده که با نورپردازی موضعی بر بخش‌هایی از آن تاکید می‌شود، شخصیت‌ها به عنوان یک راوی به ما معرفی می‌شوند. موسیقی زنده نقش اصلی و اساسی در کار دارد که جذابیت اجرای نمایش هم به خاطر استفاده از همین عامل است.“

اهمیت یک درام‌نویس در نگارش و یا دیدگاه و تفسیری است که از یک موضوع ارائه می‌دهد. آنجلا دگیتانو و آنتونیو پیتزیکاتو، سالواتوره تراماچره به عنوان نویسندگان اثر در بروشور نمایش معرفی شده‌اند که دو نفر از آنها کارگردانی نمایش را هم برعهده دارند. چهار شخصیت اصلی نمایش به عنوان زنان تروا بخش‌های اصلی دیالوگ‌های نمایش را که به زبان آوازی است، در طول نمایش اجرا می‌کنند. شیوه اجرای روایی نمایش به شکل ترکیبی از عناصر مختلف استفاده می‌کند.

آنچه به عنوان نمایشنامه در اثر نمود دارد، دیالوگ و مونولوگ‌‌های شاعرانه نمایش است که به شکل سوگ‌نامه روایت جنگ را از زبان شخصیت‌های زن نمایش طرح می‌کند. شخصیت‌های اصلی نمایش یعنی کاساندرا، آندروماخ، هکوبا و هلن واقعه نمایش را روایت می‌کنند. پس از کشته شدن سانتس و مراسم خاکسپاری او، هکوبا همراه دیگر زنان تروایی از شهر بیرون می‌رود. مهمترین ویژگی نمایشنامه که در اجرای گروه ظهور دارد، روایت اصل اتفاق است و تحلیل نویسنده‌ها از اثر در پرداخت مصیبت زنان بازمانده از نبرد یونان و نقش ویرانگر جنگ در زندگی آنان است. این تحلیل در دیالوگ هر یک از چهار شخصیت زن نمایش نمود دارد. جایی هکوبا می‌گوید من آخرین زن در جهان هستم و چه کسی می‌داند غم مثل من است و یا در صحنه خاکسپاری سانتس، یکی از زنها فریاد می‌زند که لااقل اجازه دهید گریه کنیم و آنچه در طول نمایش بر آن تاکید می‌شود تنهایی و غم بی‌پایان زنان نمایش است که به عنوان وارث شکست جنگ، ناچار به سوگ‌خوانی هستند.

شیوه روایی نمایش انتخاب مناسبی برای بازخوانی نمایشنامه است که الهام گرفته از نقش همسرایان در نمایشنامه‌های کلاسیک است. اما نویسندگان نمایشنامه از این ویژگی به خوبی استفاده نکرده‌اند و نمایش به چند صحنه از روایت وقایع اصلی نمایش و دیالوگ‌های نمایشنامه سنه‌کا اکتفا کرده است. آثار بزرگ ادبیات کلاسیک به دلیل پرداخت مناسب و نگاه و تحلیل نویسنده برای همیشه ماندگار بوده‌اند و روایت امروزی از چنین آثاری نیاز به یک دیدگاه و نگاه نو دارد. آنچه به عنوان بازخوانی این اثر شکل گرفته علاوه بر اینکه صحنه‌های مهم و ارزشمند این تراژدی را چون مبارزه هلن و نیرنگ‌های او حذف کرده با نگاهی سطحی فقط بر سوگ‌خوانی نبرد تروا پرداخته است.

در شکل اجرایی نمایش با طراحی صحنه مختصر و ساده که با نورپردازی موضعی بر بخش‌هایی از آن تاکید می‌شود، شخصیت‌ها به عنوان یک راوی به ما معرفی می‌شوند. موسیقی زنده نقش اصلی و اساسی در کار دارد که جذابیت اجرای نمایش هم به خاطر استفاده از همین عامل است. نمایش با وجود گروه موسیقی که به عنوان بازیگران نمایش در صحنه‌های مختلف حضور دارند، فضای اثر را به نمایش آوایی و اپرت نزدیک می‌کند. اما با وجود این ویژگی در صحنه پایانی باز هم صدای افکت از باندهای صدا پخش می‌شود که دوگانگی در تحلیل کارگردانان نمایش را مشهود می‌کند.

نمایش مصائب زنان تروا ترکیب تابلوهای مختلف از صحنه‌ها‌یی است که وضعیت شخصیت‌های نمایش را نشان می‌دهد. در این تابلوها از چند نشان و حرکت زیاد استفاده می‌شود که در فضای نمایش، کاربردی نمادین از فرهنگ و یا آئین دارد. حرکت دست زنان و یا بازی با دستمال بارها در نمایش تکرار می‌شود. بیشتر این تابلوهای بصری و ساده که معمولا بر روی یک سطح شیب دار اجرا می‌شود، در مرکز صحنه شکل می‌گیرد. در کارگردانی بر توازن و استفاده از همه فضاهای صحنه تاکید شده است. در صحنه‌ای از نمایش که سانتس بر روی سنگ چین‌‌های قلعه راه می‌رود و یا وقتی جنازه او را بر روی دوش از این دیوارها عبور می‌دهند، توازن و بالانس صحنه که به نظر می‌رسد خیلی مورد تاکید بوده به خوبی رعایت می‌شود. یکی از نکاتی که در طول نمایش بر آن تاکید می‌شود، روایت و یا مونولوگ‌های آوایی شخصیت‌های زن نمایش است. تسلط و صدای مناسب بازیگران جنبه زیبایی شناسی خوبی به نمایش گذاشته اما این حضور و شنیدن غم نامه زنان وقتی که شخصیت‌های نمایش به خوبی پرداخت نشده‌اند، بستر واقعی این تراژدی را سطحی و نازل می‌کند.

نمایش مصائب زنان تروا روایتی معمولی از یک اثر مهم نمایشی است که به دلیل فقدان یک دراماتوژی مناسب در حد تجربه‌ای معمولی باقی می‌ماند. بازخوانی و اجرای نمایش‌های کلاسیک به شیوه امروزی نیاز به شناخت، تحلیل و استفاده مناسب از شیوه اجرایی خلاقانه دارد. می‌توان امیدوار بود گروه نمایش در تجربه‌های بعدی خود به این مهم توجه داشته باشد.

شهرام کرمی