تهدید اتحاد

نگاهی به نمایش ”اروپایی ها” نوشته و کار ”جیری آدامک” از جمهوری چک

قوی‌ترین و ماندگارترین تصویری که درباره ایده شکل‌گیری اروپای واحد و متحد و به‌ خصوص بازخورد و تعریف اروپای شرقی درباره تحقق این مسئله در ذهن دارم، به فیلم "آبی"کریستف کیشلوفسکی مربوط می‌شود و سمفونی زیبا و تکان دهنده‌ای که برای این فیلم ساخته شده است.

البته اینکه جزئیات یا حداقل اطلاعات کافی درباره این موضوع تا چه اندازه به فهم مفاهیم نمایش "اروپایی‌ها" کمک می‌کند، شاید تا اندازه‌ای با توجه به محدوده دانسته‌های من در این رابطه کافی نباشد. اما همین‌قدر می‌دانم که دست‌کم برخی کشورهای شرقی اروپا و به ویژه جمهوری‌های تازه استقلال یافته‌هایی مثل "جمهوری چک" چندان با این ایده موافق نباشند.

نخستین چیزی که در نمایش "جیری آدامک" خودنمایی می‌کند، محدوده کوچکی با مساحت حدوداً چهار متر مربع است که روی آن خاک پاشیده شده و چهار میکروفن به عنوان المان‌هایی از چهار تفکر با چهار محدوده فرهنگی و اجتماعی متفاوت وجود دارد که چهار بازیگر در مقابل چهار صندلی (به عنوان المان جایگاه‌های ثابت سیاسی و حکومتی) پشت آن می‌ایستند.

در واقع دکور و مؤلفه‌های دیداری نمایش، نخستین عناصری هستند که اول جغرافیایی محدود و هویت یافتن با خاک یکرنگ را تداعی می‌کنند و پس از آن چهار محل بیان دیدگاه‌ یا اندیشه (میکروفن‌ها) و کرسی‌هایی ثابت (صندلی‌ها) را به نمایش گذاشته‌اند.

"اروپایی‌ها" نمایش خوبی است و ارتباطات ساده‌ای با مخاطب برقرار می‌کند و جدا از برقراری کامل ارتباط میان اجرا و مخاطب، باید اعتراف کرد که نمایش جذابیت‌های کافی برای برقرار کردن ساده‌ترین ارتباط را هم با مخاطب خود به همراه دارد.“

بنابراین زمانی که بازیگران بر روی خاک، در مقابل صندلی‌ها و پشت میکروفن‌ها می‌ایستند گویی آنکه هرکدام نماینده‌ای از ملت‌های چندگانه اروپا هستند و جهانی را آغاز می‌کنند که بر روی همین جغرافیای کوچک شده تعریف و تفسیر می‌شود.

بعد از این، بازیگران در چند فاصله و مقطع متفاوت یک کنش اجرایی را تکرار می‌کنند. هر بار از یک بی‌نظمی (در کلام و حرکت) به نوعی هارمونی و هم‌صدایی و هم‌‌آوایی می‌رسند که باز دوباره از هم می‌پاشند و مجدداً تمرین خواسته یا موقعیت ناخواسته از بی‌نظمی به هارمونی و هماهنگی تبدیل می‌شود.

در این حوزه از کار اجرایی "جیری آدامک" به خوبی از کلمات، آواها و زبان در جهت رسیدن به هم‌آوایی و نظم گفتار استفاده کرده و حتی زبان و آواها در نمایش از این مهم فراتر می‌روند و از حروف و کلمات و کلام بی‌نظم (مثلاً آواها و جنس صدای کلمات و ترتیب آنها در برخی فصول خشن، خام و خشک است) تبدیل به موسیقی می‌شوند. چهار بازیگر نمایش در صحنه‌های مختلف تمرینی از هم‌کلام شدن (در حوزه تفکر اجتماعی و سیاسی) و نیز تجربه‌هایی از هم‌آوایی موسیقیایی (به اشتراک درآمدن حس و روح انسانی) را به اجرا می‌گذارند و این فرآیند علاوه بر آنکه در تناسب و انطباق فرم با محتوا و مفهوم قرار می‌گیرد، در عمل و در بازخورد با حضور تماشاگر نیز جذاب و گیراست.

هر چند که نمایش جمهوری چک در تالار چهارسو با نوشته فارسی اجرا شد، اما نور جنس پرده و کیفیت پخش اجازه دیده شدن کلمات را به مخاطب نمی‌داد. شاید در غیر این صورت بهتر و دقیق‌تر می‌شد، جنس تفکر و نوع چالشی را که به حوزه سیاسی و اجتماعی مربط می‌شد تشخیص داد و ادراک کرد.

اما با این وجود، تا اندازه‌ای می‌توان به عناصر ساختار درام و نیز منظور کلام در ارائه مانیفست اجرا اشراف پیدا کرد. در حوزه ساختار روایت، نخست محدوده و جغرافیایی که تداعی‌گر همان اروپای واحد است با تریبون‌های متعدد و نیز کرسی‌های چندگانه به عنوان حوزه‌های مهمی از جایگاه‌های مورد بحث به نمایش در می‌آیند. در همین محدوده و در روایت مدرن و دیگرگونه اجرا، اروپا تهدید می‌شود و همین تهدید تروریستی که داستانی هم آن را همراهی می‌کند، نظم موجود را بر هم می‌زند و جامعه را در مسیر رسیدن به نظم دوباره مدام به چالش وامی‌دارد.

جیری آدامک، شکل و شیوه تقریباً جذاب و درستی را برای بیان موضوعات مورد نظرش انتخاب کرده است و بدین ترتیب به خوبی با مخاطبانش ارتباط برقرار می‌کند و مهمتر آنکه عناصر ساختاری اجرای آن به درستی با محتوای اثر در انطباق زیبایی‌شناختی قرار می‌گیرد.

یکی از فصولی که به خوبی این برداشت زیبایی‌شناسانه را در خود دارد، آنجاست که یکی از بازیگران سخنرانی‌اش را در اوج بحران و تهدید آغاز می‌کند و آن سه دیگر سخنان او را به سه زبان فرانسه، ایتالیایی و انگلیسی ترجمه می‌کنند. همین ترجمه سخنرانی در ادامه به محلی برای اختلاف میان آنها تبدیل می‌شود و این صحنه در حالی پایان می‌پذیرد که چهار بازیگر با زبان‌های مختلف با هم بحث می‌کنند، در حالی که انگار هیچ‌کدام زبان دیگری را نمی‌فهمد.

"اروپایی‌ها" نمایش خوبی است و ارتباطات ساده‌ای با مخاطب برقرار می‌کند و جدا از برقراری کامل ارتباط میان اجرا و مخاطب، باید اعتراف کرد که نمایش جذابیت‌های کافی برای برقرار کردن ساده‌ترین ارتباط را هم با مخاطب خود به همراه دارد.

مهدی نصیری