بیانی شکوهمند از دردهای جامعه

تعزیه در تاریخ ایران

نمودهای اجتماعی خاصه نمودهای ذوقی و آیینی و سنتی که بر نیاز معنوی توده مردم استوار می‌شوند و مورد حمایت بی‌دریغ توده قرار می‌گیرند، بیش از هر چیز از نظر تاریخ اجتماعی حائز اهمیتند، زیرا شرایط و اوضاع و احوال خاصی باید وجود داشته باشد که موجبات تکوین، تکمیل و تحولات پایدار آن نمود را فراهم کند و تعزیه نیز در همین شمار است.

● معنا و مفهوم تعزیه

معنی لغوی تعزیه با معنی اصطلاحی آن متفاوت است. تعزیه در لغت به معنی سوگواری و عزاداری و برپا داشتن یادبود عزیزان درگذشته است لیکن در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنت‌هایی خاص اطلاق می‌شود، برخلاف معنی لغوی آن غم‌انگیز بودن شرط ضمنی آن نیست و ممکن است گاهی خنده‌آور و شادی‌بخش نیز باشد.

● تعزیه در تاریخ ایران

از قرن‌های اول و دوم اسلامی، رسم تعزیه‌داری و سوگواری و گریستن بر مرگ شهیدان و دین در ایران رایج بوده است. در دوران حاکمیت علویان طبرستان، مردم طبرستان بعد از قیام حسین‌بن زید علوی امام شیعه زیدیه طوق محبت علی و آل‌علی را بر گردن خلوص خود نهادند. آل‌بویه در دوران تسلط بر بغداد زیر نظر خلیفه عباسی و فقهای سنتی‌مذهب، مردم را به عزاداری در نخستین دهه محرم وادار می‌کردند.

عزاداری آل‌بویه در جهت خارجی، هدفی فوری داشت که عبارت از تعارض با قدرت و حاکمیت موجود جامعه بود. مرقد حضرت امام حسین (ع) که در میدان نبرد واقع شده کمی بعد از زمان شهادت او به صورت زیارتگاه زوار درآمد و نوحه‌خوانی سر مزار آن حضرت معمول شد. متوکل خلیفه عباسی برای مقابله با شور و علاقه مردم که آن را مخالف مصالح سیاسی خود می‌دانست در سال ۲۳۶ه‍ ق دستور داد قبر امام حسین را خراب کنند اما متوکل نتوانست مراسم عزاداری ماه محرم شیعیان را از بین ببرد.

لازم به ذکر است که در دوران تاریخ میانه، نوعی تاریخ‌نویسی مرسوم بوده به نام «مقتل‌نویسی» که در این تواریخ مصائبی را که بر خاندان حسین‌(ع) رفته بود می‌نگاشتند و در قرن ششم کتابی به نام مقتل‌الحسین که نویسنده آن، خوارزمی است نوشته شد اما گسترش تعزیه در ایران مدیون کتاب «روضه‌الشهدا» است. این کتاب که در قرن نهم هجری به وسیله ملاحسین واعظ‌کاشفی تدوین شد، واقعه غم‌انگیز کربلا و حوادث وابسته به آن را به رشته تحریر درآورد. این کتاب در مجالس دینی توسط کسانی که صوتی خوش و لحنی سوزناک و غم‌انگیز داشتند مورد استفاده قرار گرفت. اما نخستین کسی که با لحنی غم‌انگیز و خوش آن را خوانده، خود مولف بوده است. «... ملاحسین در زمان حکومت سلطان حسین بایقرا به هرات مقر حکومت رفت و به حضور شاه بار یافت، صدای خوش و مطبوع کاشفی بر شاه خوش‌ آمد و مورد احترام قرار گرفت.»

در دوره صفویه که دین رسمی ایران تشیع اعلام شد و با توجه به حمایت حکومت از این مذهب و علاقه باطنی و قلبی مردم به خاندان علی(ع) روضه‌خوانی ارج و قربی دیگر گرفت، شاه اسماعیل صفوی شعر در فضایل حضرت علی‌(ع) و امام حسین‌(ع) می‌سرود و از آن برای بسیج و برانگیختن نیروهای انسانی در راه رسیدن به مقاصد اجتماعی و ملی خود کمک گرفت. بخشی از اشعار او در زیر می‌آید:

«از ازل آن شه بود سلطان ما

پیر ما، مرشد ما، یوخان ما

ما به قربانش رویم از جان و دل

چون کلام شه بود ایمان ما

مرگبار است بر حود و بر مورد

تیر آن حرفی که شد برهان ما»

در این دوران مراسم روضه‌خوانی و عزاداری جنبه تشریفاتی و رسمی به خود گرفت و با مراسمی دیگر همراه شد؛ مراسمی که کم‌کم راه را برای تجلی هنر ملی و مذهبی تعزیه هموار کرد که از آن جمله سینه‌زنی و نوحه و ندبه ضمن روضه‌خوانی و به راه افتادن دستجات برای سینه زدن در کوی و برزن و بالاخره حرکت دادن و با خود حمل کردن علائم مختلف چون علم و کتل و اسب و نعش و طبل بود و چون آبادی‌های ایران دارای محلات مختلف بود و هر محله، بزرگی داشت. در این زمینه نیز میان سران رقابت وجود داشت و هر یک از آنان می‌کوشیدند عزاداری محل‌شان از سایر محلات پرجلال‌تر و پررونق‌تر باشد و این امر اختصاص به ۱۰ روز اول ماه محرم یافت.

لازم به ذکر است که از این دوران به بعد گروهی از عالمان دین به نهی از تقلید و شبیه‌سازی، حرمت موسیقی و منع راه انداختن دسته و به سر و سینه زدن پرداختند و آن را مجاز نمی‌شمردند تا زمانی که در دوران قاجار این امر تعدیل شد.

در دوران قاجار نیز سنت تعزیه و نشان دادن وقایع روز از زمان آغامحمدخان قاجار رو به توسعه نهاد و نخستین حکم معروف به «شبیه‌خوانی» توسط میرزا ابوالقاسم‌بن حسن گیلانی معروف به فاضل قمی متوفی ۱۲۳۱ ه‍ ق که از بزرگ‌ترین مجتهدین و علما و فقهای امامیه در دوره قاجاریه است، صادر شد. وی که بر آغا محمدخان قاجار و فتحعلی شاه نفوذ معنوی داشت نظر داد که شبیه‌خوانی نه تنها حرام نیست و جایز است بلکه از اعظم مجاهدات است. در دوران قاجار در واقع تعزیه‌خوانی هم از نظر محتوا و کیفیت و هم از نظر نحوه برگزاری و محل آن به اوج تکامل رسید.

در واقع روندی که تعزیه طی کرد محصول یک تکامل تدریجی و طولانی بود نه حاصل و نتیجه یک نبوغ خلاق و یک فرد معین.

«تعزیه در طول تاریخ بیانی شکوهمند از دردهای بیرونی و درونی جامعه در برابر ظلم و جور حکام بوده است.»

فائزه توکلی

منابع

۱- همایونی، صادق، تعزیه در ایران، انتشارات نوید شیراز، شیراز ۱۳۶۸، ص ۴۵

۲- محجوب، محمدجعفر، نشریه شماره ۳، سال ۱۳۴۶، ص ۱

۳- چلکوفسکی، پیتر، نمایش دینی به سوی نمایش ملی، ص ۴

۴- طباطبایی، محیط، پیدایش و گسترش سوگواری، روزنامه اطلاعات

۵- شعبانی، عزیز، شناسایی موسیقی ایران، تهران، ۱۳۵۲، ص ۲۷

۶- بکتاش، مایل، تعزیه و فلسفه آن، شیراز، ۱۳۵۵، ص ۱۵