کودکان شهر نمی آورند

کسانی که سر و کارشان با کودکان است هرگز در اندیشه ی این که به شهرت خواهند رسید نباشند مشکلات زیادی در رابطه با سر و کله زدن با جهان کودکان وجود دارد

کسانی که سر و کارشان با کودکان است هرگز در اندیشه‎ی این که به شهرت خواهند رسید نباشند. مشکلات زیادی در رابطه با سر و کله زدن با جهان کودکان وجود دارد. ما بزرگ‎ترها غالبا با بردن نام بزرگان اندیشمند یا هنرمند نام خود را ارزانی رسانه‎ها می‎کنیم و اندک جایی در کنار بزرگان برای ما دست و پا می‎شود. همیشه برای جاودانی آنان دورد می‎فرستیم و خود را بر امواج ماندگاری‎ها می‎افکنیم. اما، کدام کودکی را می‎شود نام برده و خود را نمودار ساخت؟ مشکل دیگری که سر راه جشنواره‎ها و همایش‎ها دیده می‎شود نفهمیدن زبان هم دیگر است. به نظر می‎رسد کودک زبان یا اهداف ما را برای برگزاری جشنواره‎ها نمی‎فهمد و بخشی از هزینه نیز بر باد می‎رود. بازتاب یادمان‎ها، نخبه‎گرایی‎ها و تجلیل‎ها همیشه بیش از آن چیزی‎ست که تصور می‎کنیم. ولی، سادگی جهان کودک ما را از اندیشیدن به این بازتاب‎ها فارغ می‎کند. کسی که در این راه هزینه می‎کند فقط به یک پز ساده مثلا این که، کودکان سرمایه‎های این کشوراند قناعت می‎کند ولی می‎داند که چنین نیز نخواهد بود. چرا؟

ما که به جهان کودکان هم چون بزرگ‎ترها نزدیک می‎شویم همواره هزینه‎ی این اشتباه را می‎توانیم پرداخت کنیم که اینان جهان خرده- ریزه‎ای از بزرگان‎اند. انگیزه‎ی برپایی جشنواره‎ها به روال همین سیاق بوده است و از این رو، کم رونق. از نهادهای فرهنگی، کانون پرورش فکری کودکان با این فلسفه که صرفا با جهان خرده ریزه مواجه نیست هم چون نهادی فانتزی و ضروری می‎نماید. آموزش و پرورش که بخشی از آن با کودکان پر شده است همیشه جنجال برانگیز و مسأله‎دار بوده است. انتظارات ما بزرگان از نهادهای چنینی بر وظایف آنان سایه می‎اندازد. اما کانون به یک نهاد ایزوله شده از متن جامعه بدل شده است. خوش بختانه انتظاراتی هم از سوی ما بزرگ‎ترها حتا مطرح نیست. از این رو، به سادگی می‎تواند به زبان کودکان برنامه‎هایی اجرا کند.

نهادهای ما گریبان‎گیر بزرگان‎اند. کودکان بیش‎تر به موضوعات تبلیغاتی می‎مانند. سادگی جهان آنان به شهرت ما می‎انجامد. رسانه‎هایی که علاقه‎مند فضاهای کودکانه‎اند به اندکی از نوشته‎های اینان بسنده می‎کنند در عوض بزرگانی که چیزی برای گفتن ندارند به واسطه‎ی نام‎شان صفحاتی با پرتره‎ی متفکرشان نقش می‎زند. «عروسک سخنگو» ماه‎نامه‎ی ادبی‎ست که سال نوزدهم را از سر می‎گذراند: ماه‎نامه‎ای‎ست برای کودکان ۳ تا ۱۰۰ ساله. خانم زری نعیمی تا زمانی که با کودکان است، با کودکان است. این نوزده سال کم زمانی نیست. رسانه‎های ۴-۵ ساله بیش از این‎ها ادعا دارند و پز ادبیاتی. «نامه‎ای به شهردار» ۱۱ نامه بود از کودکان دبستانی که به هفته‎نامه‎ی آذرپیام ارسال کردم ولی پس از چند هفته در گوشه‎ی کوچکی از نشریه فقط با چند نامه نقش بست و ایراداتی اساسی. شهردار که مخاطب اصلی اینان بود شاید فرصتی از کارهای بی‎شمارش باقی نماند که دست کم از فضای تبلیغاتی‎شان بهره ببرد. همین کودکان از چاپ شدن نامه‎شان خرسند بودند اما، این جهان تنگی که برای آنان سپرده‎ایم و قناعت‎شان را به دست آورده‎ایم نکبت بار است. داستان کوتاه «نیما کنعانی» پس از چند ماه در یکی از مجلات تبریز چاپ شد.

جشنواره‎ی عکاسی کودک (حضوری) چندین سال است که بر تبریز ما سنگینی می‎کند و گره گشایی نیست. ما چند ماه پیش جشنواره‎ی تئاتر عروسکی را در تبریز تجربه کردیم و از سنگینی‎اش کاست. در استانداری تبریز شنیده می‎شود که از برگزاری جشنواره‎ی دیگری پشتیبانی می‎شود. بنای شخصیتی کودکان این نیست که برای استقبال از این برنامه‎ها یک هورای بلند بکشند و نشریات را پر از حمایت‎ها و تقدیرها بکنند. مسؤولان هرگز با برپایی جشنواره‎های کودک مورد تشویق کودکان نخواهند شد. چرا که ما دست آنان را از رسانه‎ها کوتاه کرده‎ایم و بزرگ منشانه آنان را به قناعت در سخن و نظر عادت داده‎ایم.

خلیل غلامی

http://www.khalil-golami.blogfa.com/post-۲۱.aspx