لورتالوکس

لورتالوکس هنرمند چندرسانه ای, از پدیده های سال های اخیر دنیای هنر است که آثارش مورد توجه بسیار منتقدان, هنردوستان و مجموعه داران قرار گرفته است و آثارش در موزه های معتبر جهان نگهداری می شود وی در سال ۱۹۶۹ در درسدن آلمان متولد شده است

«عکس‌های لورتالوکس از کودکان وهم‌آلود و معماگونه، به طور غریبی شگفت‌انگیزند. کودکانی که همگی چشم‌های رنگ شده عجیب، پوست‌هایی نیمه شفاف و موهایی ابریشم‌گونه دارند. نتیجه کار او، یک تناقض خیره‌کننده مابین واقعیت عکاسی و انتزاع نقاشی است، از کودکانی بیش از حد واقعی که بتوان آنها را باور کرد، و بیش از اندازه مطلوب که واقعی باشند.» ( لوری واکسمن)

لورتالوکس هنرمند چندرسانه‌ای، از پدیده‌های سال‌های اخیر دنیای هنر است که آثارش مورد توجه بسیار منتقدان، هنردوستان و مجموعه‌داران قرار گرفته است و آثارش در موزه‌های معتبر جهان نگهداری می‌شود. وی در سال ۱۹۶۹ در درسدن آلمان متولد شده است. از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ در آکادمی مونیخ در رشته نقاشی به تحصیل پرداخته و از سال ۱۹۹۹ تجربه‌هایش را در زمینه عکاسی شروع کرده است. ترکیب نقاشی با عکس و استفاده از نرم‌افزار فتوشاپ از ویژگی‌های این هنرمند است. تاکنون نشریه‌های معتبری چون اپرچر، آرت فروم، نیویورک تایمز، ویلیج و ویس، نیویورکر، فریز و پی‌دی‌ان به بررسی آثار او پرداخته‌اند. او در درسدن در زمان جمهوری دموکراتیک آلمان متولد شد که اشاره بر زمان و مکان خاصی می‌کند که در عکس‌هایی که لورتالوکس از بچه‌ها می‌آفریند همواره حضور می‌یابد. باید به خاطر سپرد که ادبیات آلمانی شماری از زیباترین و تاریک‌ترین متون درباره کودکی را آفریده است. همچنین نباید اوضاع و احوال سیاسی‌ای که لوکس تحت آن رشد کرده است را از خاطر ببریم. در جوانی‌اش به دلیل مسائل حکومتی، تنها به واقعیتی توجه می‌شد که از فیلتر رئالیسم سوسیالیستی عبور کرده باشد. در این جامعه ستایش از پنهان‌کاری و کنترل، واقعیت هر روزه بوده. در عکس‌های او ترکیبی از بچه‌های زیبا، در محیطی رویاگونه را می‌بینیم، مناظر دلچسبی که با پاستل رنگ‌آمیزی شده است، مثل اینکه این بچه‌ها را در کتاب داستان مصوری قرار داده باشیم، فضایی بین پرتره‌های زیبا و تجاری تداعی می‌شود، این بچه‌ها کمی شبیه به عروسک یا مدل به نظر می‌رسند و به خاطر آورنده فیگورهای عکاسی چون دارگر و بیش از آن یادآور کودک نگاره‌های لوئیس کارول و پرتره‌های استادان کهن و یا نقاشی‌های قرون وسطی هستند. این کودکان هیچ علاقه‌ای به ما ندارند و قصد ندارند که ما را شیفته و مجذوب خود کنند. آنها در حالتی منزوی، غرق در رویا به سر می‌برند؛ حالتی که ما آن را کودکی می‌نامیم و یا با تصورات ما از معنای کودک بودن مطابقت دارد. آنها موجوداتی معصومند که ما را با تمامی فوق‌العادگی خود به وجد می‌آورند. کودکان عکس‌های لورتالوکس به‌رغم زیبایی مجذوب‌کننده خود، چیز دیگری جز آنچه که هستند نمی‌توانند باشند، آنها فرازمینی یا دست‌نیافتنی نیستند.

همچون تمامی کودکان، کودکان این عکس‌ها نیز اسراری برای بزرگ‌ترها دارند که برایشان بسیار مهم‌تر و پرمعناتر از دنیای واقعی احاطه‌کننده‌شان است. حتی وقتی که آنها از درون عکس‌ها به ما زل می‌زنند چیزی را بروز نمی‌دهند. غالبا به خاطر زیرکی درونی، نگاهشان روشن و خیره، شفاف و در عین حال تودار است. این کودکان لباس‌های به دقت گزین شده‌ای بر تن دارند که تحسین‌برانگیزند. غیرواقعی بودن و سادگی پس‌زمینه‌ها توجه ما را به سوی تمامی جزئیات لباس و آرایش و چهره‌شان هدایت می‌کند.

البته برخلاف عکاسی مد، در اینجا مدل کودکانه در حاشیه نیست. بلکه توجه ما خیلی بیشتر به خود کودک معطوف می‌شود و نه به لباسی که بر تن دارد. با مشاهده عکس‌های لورتالوکس احساس می‌کنیم که کمپوزیسیون و سوژه، حداقل به‌صورت نظری بسیار ساده تصویر شده‌اند. آشکارا، بچه‌ها و هنرمند دست به دست یکدیگر داده‌اند تا ما را به هر وسیله‌ای به سطح قابل رویت عکس‌ها جذب کنند. با این همه، هر چه بیشتر این سطوح ما را به سوی خود جذب می‌کنند، به همان نسبت برایمان آشکار می‌شود که وقتی هنرمندی چون لورتالوکس کودکی را به عنوان دستمایه بر می‌گزیند، برای ما و نیز برای خود او بسنده کردن به همان سطوح کار عملا ناممکن می‌شود. چون اثر هنری‌ای که نگاه را معطوف به کودکان می‌کند، زیر پوستمان و در زمان و خاطره دنیایی نفوذ می‌کند که دوست داریم جزئیاتش را به خاطر آوریم. هنگامی که کودکان در عکس واقعی به نظر می‌رسند، باز هم بی‌هیچ شبهه‌ای بخشی از بازیگردانی‌ای محسوب می‌شوند که در آن، از آنها هیچ توقعی برای فاش کردن خود یا حتی گوشه‌ای از شخصیت‌شان نمی‌رود. این بچه‌ها اغلب در دنیای خیالی نقش بازی می‌کنند، چیزی که کودکان اغلب آن را با علاقه انجام می‌دهند. درست به همین دلیل عکس‌های لوکس از کودکان سوءاستفاده نمی‌کنند.

باید اذعان کرد که این عکس‌ها در واقع قصد ندارند که درباره طبیعت کودکی اظهارنظر کنند. آنها تصویر روشنی که بتوان از دریچه آن کوچک بودن را حس کرد به ما نمی‌دهند. علاوه بر این، این عکس‌ها نمی‌خواهند دیدی بیرونی از وجود کودکانه به ما بدهند، عکس‌های لورتالوکس کودکان را نه به عنوان کودک که همچون کودکانی که از سوی بزرگسالان دیده می‌شوند نشان می‌دهند. مدل‌های لورتالوکس کودکان واقعی‌اند، هر قدر هم که این عکس‌ها با کامپیوتر ویرایش شده باشند، همچنان عکاسی باقی می‌مانند و نقاشی نیستند. این جلوه نقاشانه نه فقط نتیجه سطح فریبنده‌کار، بلکه از آن روست که این عکس‌ها نگاهی بسیار دقیق را طلب می‌کنند. همچون نقاشی این عکس‌ها نیز افراد دقیق را با لذتی پایدار و شناختی والاتر پاداش می‌دهند، شاید وقتی صرفا به سطح کار بسنده کنیم چیزی جز سکون و زبردستی به چشم‌مان نیاید ولی جزئیات بسیاری را در این کارها می‌بینیم که هنرمند آنها را حذف نکرده و تمام اینها شاید به این خاطر است که لوکس فارغ التحصیل نقاشی است.

لوکس می‌گوید:«معمولا با دوربین دیجیتال کار می‌کنم و ترکیب‌بندی و آثارم را به طریق دیجیتالی می‌بندم. یا پرداخت نهایی‌شان را با کامپیوتر انجام می‌دهم تا آنها را دقیقا با اندیشه‌هایم منطبق کنم» امروزه عکاس چنانچه بخواهد، می‌تواند همچون نقاش از یک لوح سفید شروع کند. که تصاویر پدیدار بر آن بیشتر ترسیم شده باشند تا برداشته شده. لوکس مدل‌هایش را روبه‌روی صفحه‌ای سفید عکاسی می‌کند و پس‌زمینه‌ها را از عکس‌هایی که در سفرهایش گرفته و یا نقاشی‌هایی که کشیده انتخاب می‌کند و در فتوشاپ در کنار هم می‌گذارد. و جزئیات را حذف می‌کند تا حدی که بچه‌ها در یک فضای خنثی و رویاگونه قرار بگیرند و هماهنگی بسیار زیادی میان رنگ‌های لباس بچه‌ها با فضای پس‌زمینه وجود دارد و این نشان‌دهنده دقتی است که عکاس می‌کند. زمانی که ما کارهای او را می‌بینیم حیرت‌زده می‌شویم که آیا کودکان این تصاویر محصول نرم‌افزار هستند یا تا چه حد ساخته دست هنرمند بوده‌اند. عکس‌های تعریف شده لوکس، بیش از همه متعلق به سنت عکس چهره‌های تجاری سنتی است که در آنها از پس‌زمینه‌هایی با پرده‌های نقاشی شده استفاده کرده‌اند. لوکس برای آنکه کارش با نوع عکاسی پرتره استودیویی اشتباه شود به بچه‌ها با دقت نوری تخت و بدون سایه می‌دهد. اما او به سمت و سوی همان تمایلات نوستالژیک گام برمی‌دارد، رنگ‌های پاستیلی شیری‌رنگ و روشن که یادآور عکاسی تجاری آمریکای دهه ۵۰ است. لوکس از دوربین به عنوان یک ابزار استفاده می‌کند تا بتواند از منظری جدید به نقاشی نزدیک شود و موضوع کار خود را کودکان انتخاب می‌کند، و آنها را در قالب استعاره‌هایی از دوران کودکی و معصومیت به کار می‌گیرد؛ استعاره‌ای از بهشتی گمشده.