عکسبرداری از حیوانات وحشی

شاید چنینی عکاسی از ایده های ما به عنوان یک عکاس فراتر باشد, اما در مورد برخی از سوژه ها اگر هیچ عکاسی حضور نداشته باشد می توان عکس های بهتری گرفت جستجوها و تحقیقات اکتشافی نمونه بارز اینگونه عکسبرداری ها هستند

شاید چنینی عکاسی از ایده‌های ما به‌عنوان یک عکاس فراتر باشد، اما در مورد برخی از سوژه‌ها اگر هیچ عکاسی حضور نداشته باشد می‌توان عکس‌های بهتری گرفت. جستجوها و تحقیقات اکتشافی نمونه بارز اینگونه عکسبرداری‌ها هستند. از جمله این تصویربرداری‌ها می‌توان از اقیانوس‌های عمیق و سیستم خورشیدی که تنها توسط دوربین‌های روباتیکی که برای این منظور خاص و چنین شرایطی طراحی شده‌اند، نام برد و به کمک آنها تحقیقات را پیش برد.

عکسبرداری از سوژه‌هائی که ریشه در خاک دارند هم کار چندان ساده‌ای نیست. در این بخش یک شیرکوهی را می‌بینید. همان‌گونه که از تصویرهای فضائی یا سطح دریائی مشهود است مؤثرترین روش عکسبرداری از چنین موجود فراری، بهره‌گیری از دوربینی است که به‌خودی خود انجام وظیفه می‌کند. زمانی‌که جورج استینمتز از National Geographic مشغول یادگیری چگونگی عکسبرداری از شیرکوهی در نقطه‌ای دورافتاده بود، متوجه شد که تهیه یک عکس خوب در حالی‌که پشت دوربین نایستادی چندان هم که به‌نظر می‌آید ساده نیست. بخشی از پروژه در صحرا انجام می‌شد، بنابراین باید یک SLR دیجیتالی خانگی را با سیم‌های مورد نظر یا بدون سیم‌ها ترکیب کرده و سپس به یک کنترل از راه دور مادون قرمز مجهز می‌کرد.

ناتان ویلیامسون دستیار او می‌گوید: ”این‌کار بیشتر شبیه عکسبرداری مدرن بود، با این تفاوت که عکسبرداری بدون حضور عکاس انجم می‌شد.“

جورج استینمتز، هفت‌سال پیش تصمیم گرفت از تمام صحراهای دنیا عکس بگیرد و آخرین توقف او در صحرای سونوران بود. باران‌های شش‌ماهه این مکان و نزدیکی به خلیج کالیفرنیا و اقیانوس آرام، آن را به یکی از زیباترین و باشکوه‌ترین منطقه‌های دنیا تبدیل کرده است. او معتقد است که این ناحیه یکی از عجیب‌ترین و اسرار‌آمیزترین مناطق آمریکای شمالی است که تنوع حیاتی‌اش نسبت به صحراهای دیگر بسیار زیاد است.

در زنجیره پیچیده غذائی سونوران، بالاترین نقطه به شیرکوهی تعلق دارد. این بدان معنی است که استینمتز گشته و مهیج‌ترین سوژه عکاسی خود را پیدا کرده است. این گربه غول‌پیکر آمریکای شمالی برخلاف هم‌نوعان آفریقائی‌اش به تنهائی شکار می‌کند، بنابراین عکسبرداری از فاصله نزدیک تقریباً غیرممکن است. حضور انسان در نزدیکی شیرکوهی نیز روی رفتارها و حالت‌های طبیعی‌اش تأثیر می‌گذارد، بنابراین استینمتز مجبور بود همه نشانه‌های حضور انسان را از محیط عکسبرداری پاک کند. اما راه‌حل او چه بود؟ یک ماشه خودکار که روی دوربین سوار می‌شد و با حرکت شیرکوهی یا هر موجود دیگری در مقابل پرتو مادون قرمز نامرئی، شاتر را باز و بسته می‌کرد. استینمتز معتقد است که، شیرکوهی حیوانی شبانه و فراری است که برای عکسبرداری از او تنها روش پیش‌رو مجهزکردن دوربین است.

در عکسبرداری‌های قبلی که به تله‌گذاری نیاز بود، آنها بیشتر از دوربین‌هائی استفاده می‌کردند که فیلم داشتند، اما او این‌بار از فن‌آوری SLR دیجیتالی V، فرستنده و گیرنده Trail Master که تقریباً جزء قطعات از رده خارج بودند، کمک گرفت، اما بقیه بخش‌های سخت‌افزار از تازه‌ترین محصولات موجود در بازار انتخاب شدند. او کیس دوربینی تهیه کرد که در شرایط آب و هوائی گوناگون حالت عایق داشت. آن را روی سه‌پایه نصب کرده و برای لنز هم پنجره شیشه‌ای قابل رؤیتی تهیه کرد. سیم‌های متصل که به ماشه مادون قرمز و سایر سیم‌هائی که از دوربین آویزان بودند هم عایق‌بندی شدند تا در آب و هوای آنجا آسیب نبینند.

صرف‌نظر از لوازم جانبی گران‌قیمت، عکسبرداری استینمتز با SLR دیجیتالی در یک سطح معمولی با Canon EOS Digital Rebel XT انجام شد، چرا که ارزان، سبک و کوچک بود، هم‌چنین رزولوشن هشت مگاپیکسلی دوربین هم برای به‌کارگیری در مجله آنها کافی بود. بازخورد آنی که در دوربین‌های دیجیتالی وجود دارد این امکان را فراهم می‌کرد تا پس از عکس گرفتن به سرعت نتیجه کار را دیده و تنظیمات دوربین را برحسب نیاز عوض کنند. Rebel XT عکس‌های صاف و همواری می‌گیرد. در ایزوی ۱۶۰۰ اغتشاش صوتی کم‌تری دارد و در مقایسه با دوربین‌های فیلمی با سرعت مشابه در جایگاه بالاتری می‌ایستد. از طرفی به‌نظر استینمتز بیشتر عکس‌هائی که در شب با فلاش گرفته می‌شوند، از آنجائی‌که پس‌زمینه سیاه‌رنگی دارند، هیچ مفهومی را انتقال نمی‌دهند و او می‌خواست حیات‌وحش محیط اطراف را در تاریکی آسمان شب به بهترین وجه ممکن به نمایش بگذارد.

برای این‌کار نه تنها باید به بهترین تکنیک‌ها مجهز بود، بلکه پیداکردن نقطه‌ای که شیرکوهی از آنجا ظاهر می‌شود شگرد اصلی در موفقیت کار به حساب می‌آید، بنابراین استینمتز به نصیحت مایکل نیکولاس که فرد خبره‌ای در استتار دوربین‌های مجله بود، گوش داد: ”به یک گودال آبی برو.“ شاید در آب و هوای سخت و طاقت‌فرسای سونوران، بهترین کار ممکن را به او پیشنهاد کرده بود. استینمتز گفت: پس از باران، گل‌ها سراسر محوطه را به‌گونه‌ای باورنکردنی می‌پوشانند. این بیشتر مانند آگهی یک عطر است. استینمتز آخر فصل تابستان یعنی فصل خشکسالی را برای عکاسی انتخاب کرده بود. در عرض دو ماه سراسر صحرا به گلدانی پر از خاک تبدیل می‌شود. در آن گرمای طاقت‌فرسا، آب‌های راکد زودتر از آنچه که تصورش را می‌کنید بخار می‌شوند. دما در بخش‌های واقع در سایه حتی تا ۱۱۵ درجه هم می‌رسد. در این شرایط حتی محتاط‌ترین حیوان‌ها هم برای نوشیدن آب به گودال‌های آب سر می‌زنند، چه برسد به شیرهای کوهی همیشه تشنه!

● در گودال آب

پس از استقرار استینمتز و دستیارش ناتان ویلیامسون در منطقه صحرای ملی کاکتوس‌های آریزونا، آنها متوجه یک گودال آب با ساحل سنگی شدند که با پای پیاده حدود دو دقیقه تا یکی از خیابان‌های این پارک فاصله داشت. قطعات Trail Master را سر هم کرده و روی سه‌پایه نصب کردند. سپس آن را به یکی از سنگ‌های کناره آب بستند تا محکم شود. آنها روی سه‌پایه، Nikon SB-۲۸ Speedlight را هم افزودند تا شارژ را حتی در هنگام ”استراحت“ هم نگه دارد. نور اصلی محکم به دوربین بسته و روی صخره گذاشته شد. استینمتز نقش شیرکوهی را بازی کرد تا بهترین مکان گذاشتن پرتو، نقطه فوکوس، مدت زمان تأخیر ماشه (نیم‌ثانیه)، قدرت فلاش (یک شانزدهم برای نور اصلی و یک شصت‌وچهارم برای نور fill) و زمان نمایش (سی‌ثانیه) ارزیابی شود. آنها دومین سری تنظیمات خود را روی ردپای مجاور تنظیم کردند و در نهایت پس از چند روز سر و کله شیر کوهی پیدا شد.

استینمتز گفت: ”حیوانات دیگری مانند خوک‌های وحشی و جغدهائی که در ده مایلی گودال زندگی می‌کردند هم به آنجا سر زدند. پیشرفت کاری ما بسیار کم بود، بنابراین باید هفته‌ها به انتظار می‌نشستیم.“ استینمتز و ویلیامسون هر یک به نوبت کشیک می‌دادند. هر شب یکی از آنها در کمپ استراحت می‌کرد و دیگری بیدار می‌ماند تا صبح نتایج کار را گزارش دهد. ویلیامسون می‌گوید: ”بیشتر همانند عکسبرداری مدرن بود، با این تفاوت که عکسبرداری بدون حضور عکاس انجام می‌شد!“ هر چند که تیم به عکسبرداری از آنچه که تصمیمش را داشت موفق نشد، اما نتایج کار باعث افزایش توقع و انتظارهایشان شد. شیرکوهی که با حالتی خمیده ایستاده و با چشمان بزرگش به فضا زل‌زده، در حالی‌که کهکشان راه شیری بالای سرش می‌درخشد، تصویری بود که در نهایت در National Geographic چاپ شد.

در این عکس زحمت‌ها، هنرنمائی و فن‌آوری‌های عکاسی و حتی آنچه که توجه حیوان را به‌خود جلب کرده، دیده نمی‌شود. جالب است بدانید که ماه برای حیوان هیچ جذابیتی نداشته و تنها سیم‌های آویزان از ماشه است که کنجکاوی او را برانگیخته!!

● شما هم می‌توانید این‌کار را انجام دهید

برای عکسبرداری از حیات‌وحش، به‌کارگیری یک دوربین گران‌قیمت رمز موفقیت نیست. دوربین‌های آشکارکننده حرکت حیات‌وحش با بهای هفتاد و هشت به‌صورت ۳۵ میلی‌متری و هم‌چنین مدل‌های دیجیتالی با کیفیت در بازار عرضه می‌شود. هر دو نوع می‌توانند حتی در حیاط پشتی‌ خانه‌تان به‌صورت خودکار از جنبندگان و حیوانات عکس بگیرند. کافیست شگردهای زیرا را به خاطر بسپارید.

۱) به سوژه خود اجازه دهید به حضور دوربین عادت کند.

فراموش نکنید که یک پرنده از لانه‌اش محافظت می‌کند، اما اگر جوجه‌هایش از تخم درآمده باشند نگرانی او نسبت به دوربین کم‌تر خواهد شد. استخر کوچک آب یا دستگاه تغذیه‌رسان پرندگان از بهترین جاهای نصب دوربین به‌شمار می‌آیند. نیازی به تنظیمات ماشه‌ای نیست. اگر در روز عکسبرداری می‌کنید، دوربین را نزدیک به خانه نصب کنید تا باز و بسته‌کردن شاتر را به کمک از راه دور کنترل کنید.

۲) از یک SLR دیجیتالی با ال‌سی‌دی ”مشاهده زنده“ کمک بگیرید.

اگر با Olympus D-SLR، پاناسونیک یا Leica با امکانات ”مشاهده زنده“ کار می‌کنید، می‌توانید آینه را به بالا چرخانده و به‌جای نگاه‌کردن از درون منظره‌یاب، از صفحه نمایش ال‌سی‌دی به سوژه‌تان نگاه کنید. برای عکسبرداری از راه دور، دستگاه را در حالت ویدئویی بگذارید تا تصویر زنده را در تلویزیون ببینید، سپس به کمک کنترل از راه دور ماشه شاتر دوربین را فشار دهید.

۳) شات خود را با تصویر ویدئویی از راه دور زمان‌بندی کنید.

Pro-View WRD-۱۰۰ Wireless Remote Display از یک دوربین ویدئویی کوچک که به چشمی D-SLR چسبیده، بهره می‌برد تا تصویر منظره‌یاب را بدون نیاز به سیم دستگیره کنترل از راه دور با نمایشگر رنگی خود ارسال کند. بدین ترتیب شما می‌توانید هر آنچه که دوربین می‌بیند، ببینید و در زمان مناسب دکمه شاتر را فشار دهید.

۴) از دوربین دو چشمی و کنترل (از راه دور) رادیوئی هم کمک بگیرید. استینمتز از این روش برای عکسبرداری از راه دور در روز استفاده کرد. برای مثال برای عکسبرداری از مرغ ماهی‌خوار آبی‌رنگ در جزیره‌ای در خلیج کالیفرنیا، دوربین را درست در کنار لانهٔ پرنده گذاشته بود. در یک قایق پاروئی استراحت می‌کرد و با دوربین دو چشمی خود رفتار پرنده را زیر نظر گرفته بود، سپس در زمان موعد با کمک ویزارد رادیوئی خود دوربین را بدون نیاز به سیستم عکسبرداری وادار می‌کرد.