تاثیرگذار و نگران کننده

نگاهی به سه دهه فعالیت های جیمز نچوی عکاس خبری

جیمز نچوی James-Nachtwey‌متولد ۱۹۴۸ در ماساچوست آمریکا است. او پس از پایان تحصیلا‌ت در رشته‌های تاریخ هنر و علوم سیاسی بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۷۰ و با دیدن مجموعه عکس‌های خبرنگاران اعزامی به ویتنام تحت‌تاثیر این رشته قرار گرفت.

نچوی عکاسی را به شکلی تجربی آموخت و در حین کار روی کشتی‌های تجاری به عکاسی و ساخت فیلم‌های کوتاه مستند پرداخت. وی در سال ۱۹۷۶ به شکل رسمی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در نیومکزیکو آغاز کرد و چهار سال‌ بعد به نیویورک مهاجرت کرد و به عنوان عکاس آزاد با مجلا‌ت مختلفی به همکاری پرداخت. اولین ماموریت خارجی وی ایرلند شمالی بود. او در ۱۹۸۱ گزارشات تصویری تاثیرگذاری را در زمینه مبارزات ارتش آزادیبخش ایرلند IRA‌و اعتصاب غذای تعدادی از مبارزین تهیه کرد. موفقیت او در این دوره باعث شد تا تصمیم‌اش برای ادامه فعالیت در این رشته پرخطر نهایی شود، از آن زمان تا امروز وی خود را وقف ثبت تصاویر مناقشات جنگ‌ها و بحران‌های اجتماعی کرده است.

نچوی عکاسی بدون مرز است. السالوادور، نیکاراگوا، گواتمالا‌، عراق، افغانستان و کوزوو تنها بخشی از مناطقی هستند که او به پوشش تصویری رویدادهایشان پرداخته است. وی از سال ۱۹۸۵ برای مجله معتبر تایم به عکاسی پرداخت و از ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۱ عضو فعال آژانس عکس مگنوم بوده است و برای پنج‌بار موفق به دریافت جایزه رابرت کاپا و برای دو مرتبه برنده جایزه معتبر ‌world press شده است. ‌

وجه بارز عکاسی جیمز نچوی انسان‌محوری شدید اوست. حفظ کرامت و حرمت انسانی و در عین حال درک دقایق دردناک یک انسان یا گروهی از آسیب‌دیدگان خصوصیاتی است که هم در رفتار و هم در عکس‌های او به خوبی نمایان است. رابطه نچوی با همنوع خود از تعاریف معمول و تکراری بسیار فراتر می‌رود. وی با نوعی همدردی عمیق و تسلی بخش حتی سوژه‌های عکاسی خود را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. ‌

کریستین فرای کارگردان مستند <عکاس جنگ> که به روایت فعالیت‌های عکاسان خبری و به‌ویژه <نچوی> پرداخته طی دو سال همسفری با این عکاس، رفتار و طرز عملکرد وی را چنین تشریح می‌کند: <طی کارگردانی و همراهی با نچوی، نکات فراوانی را از وی آموختم. او هم به خود احترام می‌گذارد و هم به دیگران و این یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت اوست. در بسیاری از مواقع منتظر بودم که مردم به او توهین کنند، اما هیچگاه چنین نشد. هیچ‌کس به او اعتراضی نمی‌کرد. نچوی در بسیاری از موارد حتی با آسیب‌دیدگان کلا‌می نمی‌گفت اما آرامش و حس همدردی او نوعی زبان اشاره را به وجود می‌آورد. ‌

گویی به آسیب‌دیدگان می‌گوید: آیا به من اجازه عکاسی می‌دهید؟ حضور نچوی مزاحم هیچ‌کس نیست. او می‌تواند ساعت‌ها در کنار یک زن عزادار بنشیند و عکاسی کند و در نهایت نیز از او تشکر نماید.> ‌

مواجهه پی‌درپی با صحنه‌های خشن جنگ، اقدامات غیرانسانی و ثبت حقایق و انتقال آن به سراسر جهان وظیفه‌ای سنگین را بر دوش خبرنگاران و عکاسان جنگ می‌گذارد. ‌

<آیا ثبت واقعیات و انتقال بی‌وقفه آن باعث خواهد شد که مناقشات سریع‌تر پایان پذیرد؟> این یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی است که ذهن بسیاری از عکاسان خبری را درگیر خود می‌سازد. ‌

چنین سوالا‌تی پاسخ‌های متنوع و گاه متناقضی را به همراه دارد. ‌

نچوی در این زمینه می‌گوید: <وقتی به سارایوو رسیدیم، مردم گمان می‌کردند که ما افراد رهایی‌بخش هستیم. فکر می‌کردند که از طریق ما و با انتقال وضعیت دردناکی که دارند جهانیان نسبت به این جنایات عکس‌العمل نشان خواهند داد، اما بعد از سه ماه متوجه شدند که حضور ما هیچ واکنشی را در پی نداشته است. متاسفانه گزارشات بوسنی یکی از مایوس‌کننده‌ترین گزارشات خبرنگاران بود.>

اما وی درباره عمق تاثیرگذاری عکاسی نوین خبری معتقد است: <ما عکاسانی تاثیرگذار هستیم. به همین دلیل است که ارتش اسرائیل به ما اجازه نمی‌دهد تا به نوار غزه برویم. به همین دلیل است که دولت آپارتاید از تهیه گزارش و عکس از حلبی‌آبادها ممانعت به عمل می‌آورد.> شاید یکی از دلا‌یل این دوگانگی (تاثیرگذار- بی‌تاثیر) طیف وسیع مخاطبان و عدم تناسب آن با عمق فجایعی باشد که عکاسان جنگی به‌پوشش آن می‌پردازند. بازده عددی مخاطبان خبرها بسیار بالا‌ است، از سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان گرفته تا مردم عادی. نچوی در این زمینه می‌گوید: <وقتی به فلوریدا بازگشتم متوجه شدم مردم هیچ‌چیز از چچن و بوسنی نمی‌دانند اما در هر صورت من باید کار خود را ادامه دهم.> ‌

چالش‌های متعدد روحی و اخلا‌قی تاثیر چندانی بر کار او نداشته: <نامه‌های فراوانی درباره عکس‌هایی که از کشتار هائیتی گرفته بودم به دستم رسید که گفته بودند چرا به جای عکاسی به قربانیان کمک نکردی؟ مخاطبان می‌خواستند بدانند که این عکس‌ها چه درآمدی برای من داشته. برخی هم مرا متهم می‌کردند که به اندازه قاتلا‌ن مسوول هستم. از همان زمان تصمیم‌گرفتم که به نظرات مردم توجه نکنم.> ‌

نچوی مانند بسیاری از عکاسان برجسته خبری دیدگاهی قطعی در زمینه ارتباطات انسانی در شرایط بحرانی و جنگی دارد. وی می‌گوید: <وقتی فردی به شما اعتماد و تقاضای کمک می‌کند نمی‌توانید بی‌تفاوت باشید، درحالی که این شخص تنها به همدردی نیاز دارد. با عکس گرفتن از او کاری می‌کنم که دیگران هم بدان واقف شوند اما این کافی نیست.> نچوی توصیه و تفکری کاملا‌ انسانی در زمینه امداد به افراد آسیب‌دیده دارد که برای تمامی خبرنگاران قابل‌توجه و مفید است: <اگر گروه امداد به محل حادثه رسیدند و حس کردید که به دخالت و حضور شما نیازی نیست می‌توانید به کار خود به عنوان عکاس ادامه دهید.

اگر عده‌ای در حال کشتن شخصی هستند و پلیس مداخله کرد مجبور نیستید دخالت کنید، اما اگر شما تنها کسی هستید که می‌تواند وارد عمل شود باید اقدام و دخالت کنید.> ‌

عمل به این توصیه‌ها برای بسیاری از گزارشگران و عکاسانی که از طرف آژانس‌های خبری و رسانه‌ها برای تهیه‌گزارش تحت فشار هستند بسیار مشکل و حتی غیرممکن است. عمل به چنین توصیه‌هایی حداقل باعث از دست دادن بسیاری از لحظات ناب خبری می‌شود. ‌

این در حالی است که خبرنگاران و عکاسان طبق قانونی نانوشته نباید دست‌خالی بازگردند. تذکرات دائم مدیران رسانه‌ها در زمینه هزینه‌های مالی، رقابت‌های میان‌شبکه‌ای، در طرز اقدام و واکنش‌های عصبی خبرنگاران تاثیر زیادی دارد. ‌

نچوی در زمینه ارزش جان یک انسان یا ارزش یک عکس، نگاه انتقادی دارد: <وقتی به روآندا رسیدم کار از کار گذشته بود و با کشتاری وسیع مواجه شدم. دیگر عکاسی بی‌فایده بود. در آن زمان عکس گرفتن به هیچ دردی نمی‌خورد. به چه دردی می‌خورد؟ برای ثبت در تاریخ؟ تاریخ چه کسانی؟ اروپا و آمریکا؟ ما عکاسان کسانی نیستیم که کارهایمان بازتاب جهانی داشته باشد. مگر اروپا و آمریکا چند درصد از کل جهان را تشکیل می‌دهند؟ ما خود محصول نوعی فرهنگ هستیم و تولیداتمان نیز برای همان فرهنگ و جامعه است.> ‌

نگاه انتقادی و مستقل نچوی در عملکرد او تاثیر فراوانی داشته است. ‌ وی تا حدامکان سعی براین دارد تا از قید کنترل نهادهای قدرت و نظامیان خارج شده تا بدین طریق بتواند حقایق پوشیده جنگ را به تصویر بکشاند. او معتقد است که نگاه آزاد و مستقل یکی از عوامل اصلی موفقیت یک خبرنگار است. ‌

این ایده در مجموعه عکس‌های او از جنگ اول خلیج‌فارس به خوبی نمایان است. نچوی می‌گوید: <من و عکاسان دیگر تا حد امکان سعی داشتیم از نظارت سربازان آمریکایی فرار کنیم. این تنها به عکاسان فرانسوی که روحیه‌ای آزادیخواه و انتقادی دارند محدود نمی‌شد. ما با تغییر لباس و شکل ظاهری و عبور از مراکز بازرسی و خطوط ممنوعه به عکاسی می‌پرداختیم و بدون اینکه با سانسور مواجه شویم آنها را ارسال می‌کردیم. ارتش آمریکا سازماندهی فوق‌العاده‌ای برای رسانه‌ها کرده بود. این سازماندهی یکی از ویژگی‌های جنگ خلیج‌فارس بود. نظامیان به خوبی می‌دانستند که ۵۰ درصد پیروزی‌هایشان به همین سازماندهی رسانه‌ای وابسته است. ما نیز کاری جز تلا‌ش برای حفظ استقلا‌ل و شرافت حرفه‌ای نمی‌توانستیم انجام دهیم.> ‌

اما با تمامی این انتقادات آنچه جیمز نچوی را به عنوان یکی از برترین عکاسان خبری جهان معرفی کرده، وظیفه‌شناسی و مسوولیت‌پذیری شدید او نسبت به انسانیت است. وی می‌گوید: <در بسیاری از لحظات فکر فرار از صحنه درگیری به سراغم می‌آمد. نمی‌دانستم که باید محل را ترک کنم یا اینکه به خاطر مسوولیت‌های خود و دوربین در مرکز بحران باقی بمانم. برای من عکاسی توانایی آن را دارد تا مفاهیم انسانی را دوباره به همه مردم یادآوری کنم. اگر بپذیریم که جنگ، تلا‌شی است برای نفی انسانیت آنگاه باید پذیرفت که عکاسی می‌تواند بر ضدجنگ عمل کند و اگر به درستی از عکاسی استفاده شود می‌توان از آن به‌عنوان پادزهری قوی برضدجنگ بهره گرفت.> ‌

امیر علیرضایی

منابع:- www.war-photographer.com۴.- Panorama of swiss Docs cinema۳ .- War photographer By ch.Frie۲ . ۲۰۰۲ -Magnum Anual Bulletin۱