صخره های «آلاباماهیلز», شاهکار قدرت و حرکت «انسل آدامز»

آن چه بیش از هرچیز در عکس های آدامز توجه بیننده را به خود جلب می کند ترکیب عناصر, کنترل تاریکی روشنی و نمود موفقیت آمیز بافت طبیعت است

آن‌چه بیش از هرچیز در عکس‌های آدامز توجه بیننده را به خود جلب می‌کند ترکیب عناصر، کنترل تاریکی روشنی و نمود موفقیت‌آمیز بافت طبیعت است. عکس دیدی متوسط از طبیعت دارد و حداقل ۵ تون متفاوت از خاکستری را در خود جای داده است.

آدامز بیشتر شهرت خود را مرهون عکس‌های تحسین برانگیزش از طبیعت است. وی به شکل ماهرانه‌ای بافت عناصر تصویر را حفظ کرده و بدین‌ترتیب با حضور بافت و نیمسایه‌ها عکس سیاه‌وسفید را همچون عکسی رنگی، گویای جزییات ساخته است.

در ساده‌ترین آنالیز تاریکی روشنی، تصویر از مثلث سفید ابرها (۰%)، مثلث خاکستری بوته‌های خار (۲۵%)، مثلث خاکستری آسمان (۵۰%)، خاکستری صخره‌ها (۷۵%) و مثلث سیاهی که زمین تصور می‌کنیم (۱۰۰%) تشکیل یافته است . سیاهی تخت زمین و سفیدی نرم ابرها به وسیله‌ی بافت خاکستری صخره به هم مرتبط شده و فاصله‌ی این دو تضاد از میان رفته است. حتی خود صخره توسط تابش آفتاب به دو نیمه تقسیم شده و تنوع ۴ تون متفاوت از خاکستری و بافت را در تصویر ایجاد کرده است. کلی‌ترین سطوح آنالیز شده مثلث قائم‌الزاویه و یا سطوح مایل و ناپایدار هستند که همگی حس حرکت را در ذهن بیننده القا می‌کنند و به‌طور ناخودآگاه چشم او را در جای‌جای تصویر به گردش در می‌آورند.

مثلث بر روی ضلع خود پایدارترین شکل و بر روی راس خود ناپایدارترین شکل است. در این‌جا هم مثلث سفید ابرها و خاکستری آسمان شکلی ناپایدار و مثلث سیاه زمین و خاکستری خارها شکلی پایدار ساخته‌اند. انسل‌آدامز برای عکاسی از طبیعت گاه ساعت‌ها انتظار می‌کشید تا تکه ابری در آسمان در جای مناسب ظاهر شود.

وی بدین‌ترتیب پایداری و استقامت زمین و ناپایداری جو را به صورت نمادین به تصویر می‌کشید. آدامز پیرو عکاسی صریح و بی‌واسطه از طبیعت بود. در این شیوه، عکاس ذات سوژه را مورد توجه قرار داده و با ایجاد ترکیب‌بندی‌های زیبا و به‌قاعده و پر از مفاهیم عرفانی پایه و بنیان عکس را شکل می‌دهد. عکاسی رئالیستی یا بی‌‌واسطه جهان را همچون ارسطو و افلاطون بازنمودی از جهان معنا می‌داند و بنابراین زیباترین شکل عکاسی را بیان مستقیم و بی‌کم وکاست سوژه می‌داند و در این‌جا سوژه همان طبیعت است که زیبایی خود را از زیباترین زیبایی‌ها یعنی خداوند منشا گرفته است.

در دیگر عکس‌های طبیعت آدامز، انسان یا هیچ پدیده انسانی وجود ندارد. هرچه هست طبیعت بکر است که قبل از حضور انسان شکل گرفته و اکنون توسط او در معرض نابودی و فناست و شاید حتی روزی این عکس‌ها تنها یادگار باقی مانده از طبیعت باشد.

طبیعت آرام و زیباست. خود را با هر پدیده‌ای سازگار می‌کند و این خصلتی است که انسل آدامز در این فریم ساده و قابل ستایش نشان داده است. با آن‌که تصویر سیاه سفید است اما ذات صادق و حقیقت‌گوی اوست که عاری از حقه‌ها و تکنیک‌های عکاسی بیننده را به خود جذب می‌کند. مثلث نماد هوا و کوه است که رابط میان زمین‌وآسمان است.

در یکی از تصویرهای او صخره‌ها ۴ مثلث هستند که در میانه کادر یعنی پایدارترین قسمت آن قرار گرفته‌اند. نکته‌ی زیبا در آن است که صخره‌ها در معرض باد صیقل خورده و خط منحنی زیبایی که توسط تابش آفتاب در تصویر برجسته شده را به وجود آورده‌اند. در عوض در پایین صخره‌ها بوته‌های کوچک خار قرار دارند که اگرچه صلابت و پایداری صخره‌ها را ندارند اما از باد برای بقای خود و بذرافشانی بهره گرفته‌اند. در تصاویر دیگر داستان درخت مغرور و نی را به ذهن می‌آورد که درخت تنومند در معرض وزش باد و طوفان کمر خم نکرد و شکست، اما نی که همراه با جریان باد شد باقی ماند.

تضاد میان بوته‌های خار و صخره‌ها، سطوح مایل و مثلث و خطوط منحنی لب صخره‌ها به خوبی بیانگر مقصود انسل آدامز یعنی «آزمایش تجمع چندین شکل صخره‌ای در کادر و القای حرکت و قدرت» است. عکس‌های وی دیدگاهی ساده به طبیعت دارد اما مملو از مفاهیم عمیقی است که بدون داشتن دیدی عمیق و کارآزموده شکار نمی‌شد. وی در سال ۱۹۸۴ از دنیا رفت اما طبیعت پرابهتی که در عکس‌های خود خلق کرد همواره جاویدان خواهد ماند.

نویسنده : ارغوان صمدیان