با لنز از زبان آنها سخن می گویم

گفت وگو با مینا مومنی, به بهانه نمایشگاه «تو تنها نیستی»

مینا مومنی عکاس جوانی است که چندی پیش شاهد برگزاری نمایشگاهی از آثار او شامل ۱۷ قطعه عکس با موضوع زن و تحت عنوان «تو تنها نیستی» بودیم.

نمایشگاهی که در گالری الهه برگزار شد و زنانی را به تصویر کشید که در گوشه گوشه هستی حضور دارند. در عکس‌های مینا مومنی، فضاهای معماری با زن معنا می‌یابد و گویی خانه‌ها و دالان‌ها برای زن ساخته شده‌اند. به بهانه موضوع نمایشگاه او نزدش می‌رویم تا گپی کوتاه داشته باشیم، پیرامون زن هنرمند .

▪ لطفا مینا مومنی را در چند جمله معرفی کنید.

ـ دیپلم نقاشی را از هنرستان هنرهای تجسمی گرفته‌ام و فارغ‌التحصیل رشته عکاسی در مقطع کارشناسی هستم. تاکنون ۳ نمایشگاه انفرادی و ۱۴ نمایشگاه گروهی در داخل و خارج از کشور داشته‌ام.

▪ به‌نظر می‌رسد «زن» یکی از موضوعات مورد علاقه شما در عکاسی است، چرا؟

ـ زن موجود پیچیده‌ای است و در طول تاریخ همانطور که تمام ابعاد زندگی بشر دگرگون شده‌است، زن هم در این تحولات تغییر کرده. تغییری که به‌نوعی باعث پیچیده‌تر‌شدن او شده‌است. پیچیدگی‌های زنان ما بیشتر شده‌ اما تلاش برای درک و شناخت آنها هنوز بسیار کمرنگ است و همین عدم شناخت کافی جامعه از زن امروز باعث تنهاتر شدن زنان می‌شود.

▪ و به همین دلیل نام نمایشگاه‌تان را «تو تنها نیستی» انتخاب کردید؟

ـ بله، من این خلأ را در بسیاری از زنان احساس کردم.

▪ در آثار شما رد پای اسطوره‌ها را می‌توان دید، حتی نام تابلوهایتان را از زنان اسطوره‌ای گرفته‌اید، چرا؟

ـ در انسان‌ها خصلت‌ها و ویژگی‌هایی وجود دارد که می‌توان تمثیل آنها را در اسطوره‌ها یافت، مثلا ضحاک که نمادی است از شقاوت و بی‌رحمی. من در آثارم سعی کرده‌ام زنان اسطوره‌ها را به تصویر بکشم و در عین حال پویایی و تحرک و تغییر زن را به ذهن بیننده القا کنم.

▪ و نقش روسری شاد و رنگی در عکس‌های شماچیست؟

ـ این روسری‌ها به‌نوعی نمادی از تفکر سوژه‌های من هستند، تفکری شرقی که سعی کردم در کنار تمام تغییرات و تحولات زن امروز به تصویر بکشم.

▪ در عکس‌های رنگی شما قرمز به شکل مشهودی دیده می‌شود، چرا؟

ـ به‌نظرم رنگ قرمز بهترین گزینه برای القای شور و هیجان و آشفتگی و تمام تغییراتی است که مد نظرم بود.

▪ از گرفتن عکس‌ها در فضاهای قدیمی و استفاده از پس‌زمینه سیاه در تصاویر سیاه و سفید چه هدفی داشتید؟

ـ می‌خواستم فضای تصاویرم دراماتیک باشد، در فضای بسته نمی‌توانستم به موضوع اسطوره‌ها نزدیک شوم، اسطوره‌ها از دنیای کهن می‌آیند. تعدادی از عکس‌های من در مسجد جامع اصفهان و ساوه گرفته‌شده‌است.

▪ به‌عنوان یک زن هنرمند، جایگاه زن هنرمند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ـ به‌نظر من چنین اصطلاحی کمی فانتزی است و حالت شعارگونه دارد. ما زنان هنرمند بسیاری در کشورمان داریم اما آن‌طور که باید به آنها توجه نمی‌شود. متاسفانه زنان هنرمند ما از همان حداقل امکانات مردان هنرمند هم بی‌بهره هستند.

▪ منظورتان امکانات مالی؟

ـ امکانات مالی، فرهنگی و... .تعداد مردهایی که می‌توانند با حمایت دولت برای ارائه کارهایشان به سایر کشورها مراجعه کنند خیلی بیشتر از خانم‌هاست و اصولا علیرغم تمام مشکلات موانع کمتری پیش روی آقایان هنرمند است.

▪ آیا واقعا زنان در راستای دستیابی به چنین امکاناتی تلاش کرده‌اند؟

ـ تا حدودی بله اما گاه شرایط به‌قدری آزار دهنده است که ما ترجیح می‌دهیم قید برخی از مسائل را بزنیم و به‌تنهایی با تکیه بر توانایی‌ها و حتی قدرت مالی خودمان جلو برویم.

▪ به اعتقاد شما آیا دیدگاه یک زن عکاس با یک مرد عکاس متفاوت است؟

ـ بله، این تفاوت نگرش وجود دارد و در مرحله به مرحله کار تاثیر می‌گذارد، ازانتخاب سوژه گرفته تا نوع ارائه کار و کادربندی موضوع. البته به اعتقاد من نمی‌توان همیشه فقط با نگاه به یک اثر به‌طور حتم گفت خالق آن زن بوده یا مرد. گاهی ممکن است یک مرد در حین کاری هنری یک اثر بی‌نهایت احساسی و لطیف خلق کند و یا یک زن در زمانی اثری بسیار خشن.

▪ عکاسان زن بیشتر با چه مشکلاتی درگیر هستند، آیا به راحتی می‌توانید برای یافتن سوژه‌های ایده‌آلتان به دل جامعه و مردم بروید؟

ـ گاهی بله و گاهی نه. به‌طور حتم برای یک خانم مشکل‌تر است که در کوی و برزن شروع به عکاسی کند، به ویژه در برخی مناطق که هنوز دیدگاه جامعه به زن همان دیدگاه قدیمی است. در این مناطق خیلی راحت حضور یک زن با دوربینی در دست را نمی‌پذیرند و با دیده تردید و تعجب به آن نگاه می‌کنند، گویی با موجودی عجیب و ناشناخته روبه‌رو هستند. همین نگاه‌ها، تجمع‌ها و رفتارها تا حدود زیادی اعتماد به نفس فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته همان‌طور که گفتم گاهی هم زن‌بودن کمک‌کننده است، مثلا یک خانم عکاس خیلی راحت‌تر از یک مرد می‌تواند از زنان به‌ویژه زنان روستایی و عشایر عکس بگیرد و کمتر با مخالفت و تعصبات شوهرانشان روبه‌رو می‌شود.

▪ برخورد خانم‌ها در این جوامع (سنتی) به‌عنوان یک عکاس زن با شما چگونه است؟

ـ خیلی خوب، اگرچه گاهی در ابتدا جبهه‌گیری می‌کنند اما خیلی زود می‌پذیرند و همکاری می‌کنند، به‌گونه‌ای که گویی تو نماینده‌ای از جامعه زنان هستی که قرار است از زبان آنها با لنز دوربین سخن بگویی.

▪ در سفرهایی که برای عکاسی می‌روید، اغلب تنها هستید یا نه؟

ـ بستگی دارد. گاهی برخی از سفرها را به‌تنهایی نمی‌توان رفت، چون خطرناک است و این مساله به زن یا مردبودن مربوط نیست. در این موقعیت‌ها سعی می‌کنم با یک عکاس به محل بروم.

▪ چرا با عکاس؟

ـ چون توقف یک عکاس برای عکاسی در یک محل ممکن است ساعت‌ها به‌طول بینجامد و یک غیرعکاس در این زمان خسته می‌شود.

▪ آیا دختران جوانی که به عکاسی علاقه‌مندند، می‌توانند این هنر را به‌عنوان کار اصلی خود برگزینند یا ـ مسائل مالی آنها را مجبور خواهد کرد فقط به‌عنوان یک هنر و کار ثانویه به آن نگاه کنند؟

تنها منبع درآمد من عکاسی است. دراین‌کار مثل کار در یک اداره نمی‌توان از ابتدا توقع یک درآمد ثابت ماهیانه را داشت. بیمه و امکانات خاصی وجود ندارد اما با پشتکار و تلاش و دانش مضاعف می‌توان به این هدف دست یافت.

شهرزاد عبدیه