تامس دیمند

از اولین باری كه « توماس دمند» تمام توجه عمومی را به سوی خود جلب نمود یك دهه می گذرد جایگاه خاص وی به عنوان یك هنرمند به وجود آورد كه ما را به سؤالاتی درباره واقعیتی كه ما را به تماشا وامی دارد دعوت می كند در عكس های وی در زندگی روزمره این هنرمند وا می دارد

از اولین باری كه « توماس دمند» تمام توجه عمومی را به سوی خود جلب نمود یك دهه می‌گذرد. جایگاه خاص وی به عنوان یك هنرمند به وجود آورد كه ما را به سؤالاتی درباره واقعیتی كه ما را به تماشا وامی‌دارد دعوت می‌كند -در عكس‌های وی در زندگی روزمره این هنرمند وا می‌دارد.

دمند هم‌اكنون فرایند آفرینش هنری را با تصاویری كه از رسانه‌های عمومی جمع‌آوری نموده، تجلیل می‌كند، كه اغلب شامل دیوارها یا فضاهایی است كه به خاطر مسائل سیاسی یا تاریخی زیر و زبر شده‌اند مانند: آشپزخانه‌ای در مكان مخفیگاه صدام حسین Tikrit, Iraq .

او به عنوان یك مجسمه‌ساز، نسخه‌ی عینی از تصاویر انتخابی را با استفاده از كاغذ رنگی و مقوا می‌سازد اما او آثارش را از هرگونه جزئیاتی كه فرم‌های منابع یك متن مشخص را به وجود آورند. برهنه می‌سازد. به عنوان مثال آشپزخانه صدام حسین می‌توانست برای هر كس دیگری باشد.گام بعدی عكاسی از دورنمای صحنه است (و نهایتاً نابود سازی ساختمان بندی آن.)

تصاویر نهایی كه او خلق می‌كند تاثیر شگرفی بر بیننده دارد. در اولین نگاه آثارش عكس‌های ثبت شده از مكان‌های آشنا و واقعی به نظر می‌رسند. این درك بیننده است كه آن‌ها را به یك اثر كاملاً هنری تبدیل می‌كند. كه بی‌شك تأثیری كاملاً روانشناسانه در كار دمند برجای می‌گذارد.

در سال ۲۰۰۵ او مفتخر به كسب نشان اولین عكاس دارنده یك نمایش سولو در MOMA فضایی وسیع و جدید در منهتن بود.

● Art Info: توماس، هر كس كه نمایشگاه قبلی‌ات را در Moma در تابستان گذشته دیده باشد و سپس آخرین نمایشگاه‌ات در Serpentin گالری ببیند. از تمایز آن‌ها شگفت‌زده خواهد شد. برای مثال، نمایشگاه Moma به شكلی برگزار شد كه كاملاً واقعی به نظر می‌رسید، تو فضای نمایشگاه‌ات را در Serpentin با كاغذ دیواری‌هایی پوشانده بودی كه خود طراحی كرده بودی، چرا در این دو نمایشگاه تا این حد متفاوت عمل كردی؟

▪ دمند: به ندرت من در نمایشگاهایم كارهایی را با فضای معماری واقعی انجام می‌دادم. برای من تركیب‌بندی تنها مسئله مهم نیست كه من می‌سازم، در واقع مهم مكانی است كه عكس از آن‌جا می‌آید و مسئله‌ایست كه در ادامه عكس‌هایی كه من گرفته‌ام ایفای نقش كرده و تأثیری می‌گذارد.

بنابراین برای من یك نقطه حیاتی از آن‌چه كه انجام می‌دهم، در ارتباط با هماهنگی و شباهت با فضای نمایشگاه عمل می‌كند اما برای نمایشگاه Moma هیچ نقطه عطفی در ارتباط با معماری نمایشگاه وجود نداشت زیرا هیچ كس معماری آن را مشاهده نكرده بود. و من اولین فردی بودم كه این فضا را به نمایش گذاشتم و بر همین اساس ناچار نبودم چیزی متفاوت را ارایه دهم.

من درSerpentine می‌خواستم میزان ارزش زمینه را بالا ببرم و آن را مورد تأیید قرار داده و برجسته سازم بنابراین آن‌چه كه مهم بود در واقع كل فضا بود. این یك فضای داخلی در اولین مكان بود و من می‌خواستم این حس این‌كه زمانی این مكان پاویون چای بوده است و بر آن تأكید نمایم. و آسان‌ترین راه حل در نظرم استفاده از كاغذ دیواری بود.

بنابراین در ابتدا روی كاغذ دیواری كار كردم، وقتی شما در انگلیس كار كنید مجبور نیستید تا درباره كاغذ دیواری‌ها زیاد فكر كنید البته اگر ویلیام موریس را بشناسید و با روشی كه او كاغد دیواری می‌ساخت آشنا باشید كه همان روش چاپ قدیمی است البته هنوز هستند كسانی كه هم چنان از این روش استفاده می‌كنند، من نمونه‌ای را كه برگرفته از یكی از عكس‌هایم بود طراحی نمودم. و هنگامی شما در طول نمایشگاه قدم می‌زنید متوجه می‌شوید كه این در واقع یك دكوراسیون نیست و یك پیش زمینه است.

● Art info: تفاوت دیگر بین این دو نمایشگاه این است كه در Moma تأكید بر روی عكس‌های معروف تو از فضاهای داخلی وجود دارد، حال آن‌كه در نمایشگاه Serpentine تو از عكس‌هایی استفاده نمودی كه طبیعی بودند و صحنه هایی طبیعی را نشان می دادند كه برای بسیاری از بینندگان جدید بودند. برای مثال در آن‌جا یك عكس قابل توجه از غار Grotto وجود داشت كه بی‌شك ساخت آن بسیار مشكل بوده است.

▪ Demand: برای پروژه Grotto، من با شماری از عقاید و تفكرات شروع به كار كردم. اولین فكر عكس های دیجیتال بود كه من آزادانه روی آن كار كردم. شما متوجه شده‌اید كه من در بخش عكس‌برداری در پروژه هایم چندان نگران نیستم. آن‌چه كه در پشت دوربین برای من اتفاق می‌افتد بسیار جذاب است.

مهمتر‌ین‌ نكته در رابطه با دوربین‌های دیجیتال این است كه شما به آسانی قادرید با آن‌ها كار كنید بسیار آسان تر از ابزارهای دیگر عكاسی - و به آسانی عكس‌ها را دریافت می‌نمایید. اما، من آن را یك سر آغاز الهام‌بخش نیافتم. زیرا هنر برای من امری نیست كه از طریق آن بتوانم زندگی خود را آسان‌تر كنم. هنر برایم آن چیزی است كه زندگی را جذاب‌تر می‌سازد و ارتباط ایده‌های با چگونگی به وجود آوردن معنا برای من است.

بنابراین اگر من از روش دیجیتال استفاده كنم تنها به این دلیل است كه به طریق دیجیتال می‌توانم آن‌چه مورد نظرم است به دست آورم و نمی‌توانم از طریق دستی نمی‌توانم این نتیجه دست یابم.

(artinfo)بنابراین برای شما،فرآیند آفرینش هنری و ساختن عكس بیشتر جذاب است یا شكل؟ اگر من كاری را شروع كنم و یك نفر بگوید كه «اوه، این سخت است» من به این فكر می‌كنم كه، اگر این كار سخت است پس جذاب خواهد بود، بعد نفر بعدی بگوید كه «من نمی‌دانم كه آیا تو می‌توانی این كار را انجام دهی یا نه» سپس این ایده برای من جذاب‌تر می‌گردد و سپس فردی بگوید كه «من حتی فكر نمی‌كنم كه نرم‌افزاری برای انجام این كار وجود داشته باشد» و بعد من فكر می‌كنم كه «این بسیار جذاب خواهد بود!»

من متوجه شده‌ام كه باید دو مرحله دیجیتال و عكاسی را از هم جدا نمایم تا این كه از چیزی به طور دیجیتال عكاسی كنم. من باید از روش دیجیتال استفاده كنم و سپس از آن عكس بگیرم.

فكر بعدی من این بود كه امری پیچیده در كاری وجود دارد كه تنها از طریق دیجیتال می‌تواند انجام بگیرد. سپس متوجه شدم كه جذابیت آن به دلیل پیچیدگی آن است. و آن مرا به ایده‌ی جذب توریست می‌كشاند زیرا هنگامی كه شما به عكسی از آن نگاه می‌كنید اولین فكری كه به ذهن شما خطور می‌كند این است كه «وای» این بسیار پیچیده است. بنابراین عكس به تنهایی می‌تواند یك عامل جذب كننده باشد.و جذابیت در یك عكس می‌تواند مجموعه‌ی ایده‌هایی باشد كه من با آن‌ها كار كنم.

بدین ترتیب من به فكر پروژه Grtto افتادم و سپس نیمی از سال را صرف آموختن جنبه‌های تكنیكی نمودم (آن‌چه كه می‌بایست) انجام می‌دادم و تصورات خود را در فضای سه بعدی مجازی كامپیوتر طراحی نمودم.

● Art info : لطفاً راجع به مقیاس ساختاری كه بر این اثر باید می‌ساختید. صحبت كنید.

▪ بعد از آن كه همه چیز را در كامپیوتر طراحی نمودم، متوجه شدم كه وزن این ساختار حدوداً ۳۶ تن است و شامل ۹۰۰۰۰۰ شكل است و از لحاظ تداركاتی شما باید مقدار زیادی مقوا پیدا كنید و هم‌چنین شما ملزم به ساختن چارچوبی هستید كه توان نگه‌داشتن این وزن را داشته باشد.

این چیزی بود كه در ابتدای شروع این كار مورد توجه من نبود و من باید اعتراف كنم كه مدت زیادی به طول انجامید كه این اندیشه در ذهن من شكل گرفت.

● Art info: عكسی دیگری در نمایشگاه Serpentine با عنوان Clearing بود كه به نظر می‌رسید در جنگل گرفته شده است. و به نظر من رسید كه كاری كه شما انجام داده‌اید كاملاً برگرفته از واقعیتی است كه به طور معقول تقلید شده است.

▪ Demand: مسئله آن چیزی ایست كه در رابطه با تمام این كارها وجود دارد. این لحظه در clearing زمانی است كه شما نیاز ندارید به كسی توضیح دهید. ممكن است به دلیل آن باشد كه تمام این‌ها در جنگل اتفاق افتاده و آن را به خاطرمان می‌آورد و یا ممكن است به دلیل آن باشد كه آن‌ها كلیشه آن زمان را می‌شناسند و تصویر به طور جهانی قابل درك است. من نباید به رمانتی سیستم و یا هر چیز مانند آن ارجاع نمایم.

● Art info: در فیلم شما به نام «تونل» مانند جاده‌ای است كه به طرف تونل پیش می‌رود. و این بازنمایی از همان زیرگذری است كه پرنسس دیانا در پاریس در آن‌جا كشته شد. ولی اثر شما این احساس را در ما به وجود می‌آورد كه گویی علاقه‌مندیم در آن تونل رانندگی كنیم.

▪ Demand: بله، همه ما تصویر آن تونل را دیده‌ایم و این بسیار مشكل است كه بین چیزی كه ما در واقعیت دیده‌ایم و چیزیكه در عكس ها وجود دارد تمایز قایل شویم.

به هر حال همه ما، قطعاً حسی نزدیك و صممیت نسبت به یكدیگر داریم. و دلیلی برای انتقاد از آن وجود ندارد این همان حسی است كه ما همیشه با آن زندگی می كنیم برای این‌كه قادر به برقراری با یكدیگر باشیم به آن تكیه می‌كنیم.

Thomas Demand inter view

ARTINFO: News

مترجم : ثمره هدایت

Berlin, Aug. ۳۰,۲۰۰۶