جایگاه زنان در عکاسی ایران

کار عکاسی در ایران کاری بسیار مشکل است, به ویژه برای زنان وقتی سخنان شادی قدیریان متولد ۱۹۷۵ را درباره آثارش که در تابستان گذشته در فستیوال هنر عکاسی هلند به نمایش گذاشته بود, شنیدم, از لحن آرام وی درباره مشکلاتی که عکاسان با آن مواجهند, تعجب کردم

کار عکاسی در ایران کاری بسیار مشکل است، به ویژه برای زنان. وقتی سخنان شادی قدیریان (متولد ۱۹۷۵) را درباره آثارش که در تابستان گذشته در فستیوال هنر عکاسی هلند به نمایش گذاشته بود، شنیدم، از لحن آرام وی درباره مشکلاتی که عکاسان با آن مواجهند، تعجب کردم. او طور دیگری به مساله نگاه می کند؛ «در ایران زن بودن مشکل است و عکاس بودن مشکل تر.» و البته شاید به همین دلیل است که او سخت ترین موضوعات را در آن کشور انتخاب کرده؛ بررسی موقعیت زنان در ایران.

عکس های قدیریان در سایت ها، گالر ی ها و موزه عکاسی تهران هم تدریس و هم به نمایش گذاشته می شود.به کارهای قدیریان باید با آرامش و دقت خاص توجه شود، زیرا در آن آثار او اعتقادات خود را در چارچوب های مشخص نشان داده است. اثر «قاجار» او نگاهی است به دوره سلسله قاجار که از سال ۱۷۹۷ تا ۱۹۲۵ بر ایران حکومت کردند. در این عکس ها قدیریان زنان را جلوی زمینه نقاشی شده قرار داده است، زنانی با لباس و آرایش آن زمان.

البته در این عکس های سنتی، او از وسایل بی قاعده مدرنی همچون جاروبرقی، گیتار و دوچرخه استفاده کرده است. در مجموعه «مثل هر روز» او عکس هایی از مدل های مختلف برقع، به عنوان سمبلی از لباس، انداخته است، برقع هایی که بر تن کسی نیست. خانم قدیریان در این عکس ها به جای چشم، از تکه هایی از وسایل خانه مانند، اتو، قوری، جاروی دسته بلند و... استفاده کرده است.

در این سایت بیش از صد عکاس ایرانی شرکت کرده اند، بیشتر آنها زنان و از جامعه زنان عکاس هستند. هرچند ما در غرب ترجیح می دهیم فکر کنیم که زنان در جوامع اسلامی سرکوب و محدود می شوند، به نظر می رسد جداسازی آنها از مردان امکان رشد شخصیتی شان را قوی تر می کند. دیدگاه ما (که شامل من هم می شود) از فرهنگ های دیگر اغلب توسط خودمان یا وارونه نشان داده یا بیش از حد ساده انگاشته می شود.

یک مجموعه استثنایی که نباید نادیده گرفت، مجموعه «زندان زنان» کار زهرا رنجبر (متولد ۱۹۶۹) فارغ التحصیل عکاسی از دانشکده هنر دانشگاه تهران و یکی از موسسان انجمن عکاسان ایرانی است. وی چون در طول سال های انقلاب اسلامی ایران پرورش یافته، از نظر اجتماعی و سیاسی فردی آگاه است.

او بر این باور است که عکاسی باید حرفی برای جامعه و آگاه کردن مردم داشته باشد نه اینکه از عکس همچون شیء تزئینی استفاده شود. پایان نامه او درباره «نقش عکاسی در تغییر جامعه» یک پروژه واقعی بود، یک رساله مصور از شرایط زنان زندان اوین در تهران. بهترین نمره یی که تا به حال کسی گرفته، به او داده شد. حالا او یک نویسنده و عکاس حرفه یی موفق است.

● تاریخ عکاسی در ایران

شاهزاده ناصرالدین میرزا، یکی از موضوعات اولیه عکاسی لوحی نیکلای پاولو دیپلمات روسی در سال ۱۸۴۲ بوده است. او از سال ۱۸۵۰ تا ۱۸۹۵ حکومت کرد و تقریباً در سال ۱۸۵۹ بخشی از کاخ وی اولین استودیوی رسمی عکاسی در ایران شد. شاید بتوان او را اولین عکاس سلطنتی نامید، خودش عکس می گرفت و ظاهر می کرد، از زنان حرم (از ۳۰۰زن رسمی و صیغه ای)، خدمتکاران و کاخ سلطنتی.

● شاه عکاس

وی بعداً به علت وظایف رسمی زندگی اش از پرداختن به عکاسی، علاقه شخصی اش، کاست، اما در دوران سلطنتش عکاسی پیشرفت چشمگیری کرد. کتاب های دست نوشته، به زبان فارسی ترجمه شدند، عکاسی تدریس شد و ماموران دولتی در سراسر امپراتوری، در ماموریت های شان، عکس هایی گرفتند. همچنین چند عکاس خارجی برای ثبت آثار تاریخی و اولین حفاری باستان شناسی به ایران دعوت شدند. یک عکاس امریکایی نیز در مقام عکاس دادگاه منصوب شد.

● عکاسی از زنان

در بخش تاریخچه، مجموعه یی شامل ۲۲ عکس از زنان دوره قاجار وجود دارد. بسیاری از آنها لباس های سنتی پوشیده اند که نشانگر آزادیی است که در سال های اخیر از زنان ایرانی گرفته شده است، در بعضی از این عکس ها موها و بازوان و قسمتی از پای زنان پوشیده نیست. همان طور که در این سایت گفته شده این زنان نه به خاطر ظاهرشان- بدون شک بسیاری از آنها از طبقه ثروتمند بوده اند- بلکه برای ثبت فضاهای جالب آن زمان عکس انداخته اند و همچنین برای نشان دادن اینکه چطور زنان (یا شاید عکاسان و شوهران شان) می خواستند به تصویر کشیده شوند. اگرچه اگر اطلاعات بیشتری درباره خود زنان و زمان گرفتن عکس ها داده می شد، جالب تر می بود.

● ستاره های شعر در دنیای مجازی

▪ سیما آبگینه

امروزه در تمام دنیا افراد مشهور و شناخته شده در زمینه های مختلف برای شناساندن بهتر و ارتباط راحت تر با همفکران و طرفداران خود یک سایت شخصی دارند. در مورد افرادی که دیگر در این دنیا نیستند طرفداران شان برای آنها سایت یا وبلاگی راه انداخته اند تا دین خود را به آنها ادا کرده باشند یا با افرادی که مانند آنها فکر می کنند از این طریق بیشتر آشنا شوند.

شاید دیگر در نسل امروز ایرانیان پراکنده در سرتاسر جهان کمتر کسی باشد که شعر نو را دوست نداشته و با آن احساس راحتی و نزدیکی نداشته باشد. هر چند که بسیاری از آنها چشم از این دنیا بسته اند اما وجود سایت های بی شماری می تواند به همه ما در یافتن آنچه می خواهیم کمک کند.

از میان شاعران معاصر احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، فریدون مشیری و.... هر یک سایت شخصی دارند که البته توسط دوستداران طراحی شده است. در این میان شاید بیشترین اطلاعات را در مورد احمد شاملو بتوان یافت. با سرچ نام احمد شاملو در گوگل به ۲۲۳ هزار صفحه بر می خوریم.

صفحاتی که با زبان های مختلف و دیدگاه های مختلف نوشته شده اند. در این جست وجوها حتی می توان با آشنایان و خصوصیت های فرد مورد نظر بیشتر آشنا شد. سایت های اصلی با اطلاعات بیشتر و کامل تر را می توان با اسم کامل شاعر پیدا کرد. سایت رسمی احمد شاملو به سه زبان فارسی، انگلیسی و اسپانیایی است. در صفحه اصلی این سایت ادبی نامه یی از کلارا خانس شاعر معاصر اسپانیا به سایت شاملو وجود دارد. او یاد احمد شاملو را بهانه یی می داند، برای تعمق در همه جوانب شعر و شعر او را آن پرتو نور می داند که ما را در ظلمات راه می برد. در سایت دیگری به نام احمد شاملو می توانیم به نوشته ها، ترجمه ها و شعرهای شاعر دسترسی پیدا کنیم.

بعد از احمد شاملو نقش فروغ فرخزاد در این دنیای مجازی بیشتر است. «زنی تنها در آستانه فصلی سرد» شیفتگان بسیاری دارد که می تواند به دوستداران این شاعره تمامی اطلاعاتی را که در مورد فروغ می خواهند بدهد. در اکثر این سایت ها می توانیم نظرات یا شماره بازدیدکنندگان را ببینیم.

اکثر این شاعران را می توان روشنفکران زمانه خود نامید. شاعرانی که وقتی از بند قضا و قدر، مهار زندگی را به دست خود گرفتند و در سرگذشت خود و همنوعان خود موثر واقع شدند در آن زمان پا به عرصه روشنفکری نیز گذاشتند.

این افراد در بند تعصبات کورکورانه زمان خود نیستند و تنها فارغ از تعصب و دور از فرمانبری، اغلب نوعی کار فکری می کنند و حاصل کارشان را در اختیار جماعت زمانه شان می گذارند. آنها بیش از آنکه هدف شان نفع مادی و شخصی باشد، حل مشکلات اجتماعی زمانه شان است.

هر چند که این روشنفکران و شاعران امروزه یا در میان ما نیستند یا دسترسی به آنها مشکل است اما می توان با استفاده از دنیای اینترنت و شبکه با آنها و طرز تفکرشان در هر کجایی که هستند بیشتر آشنا شد.

آنها با قلم و شعرشان احساسات خفته مان را از پس کابل های سرد و بی روح اینترنت بیدار می کنند.

از شاعران پر طرفدار دیگر سهراب سپهری است. او هم همانند دیگر همفکرانش تنها شروع می کند و تنها به پایان می رساند.

شاید یکی از دلایل انزواگرایی این شاعران در پیچ و خم نوسانات تاریخی زمان شان نهفته باشد، شرایط سخت و ناهمگون مراحل گوناگون زندگی، مجال اظهار وجود و درخشش را از آنها می گیرد. بال هایش را می بندد، کلامش را محصور می کند و شعرش را در قفس.

لذا تنهایی را می گزیند، به طبیعت پناه می برد، شاید از این راه، رهی بتوان جست. اما آنها اگر از روزگار مأیوس می شوند و همه چیز برای شان تهی می شود، صدای نفس پرنده را نفی نمی کنند و در منتها علیه یأس در شعرهای شان امید می کارند.

در دیدگاه این شاعران جامعه یی بی غل و غش، تهی از نابرابری ها، پاک و منزه و انسانی وجود دارد که حتی صنوبرها هم خصومتی با هم ندارند، انسان های جامعه مدنظر آنها پایبند تعاونند، درخت شاخه اش را به رایگان در اختیار پرنده می گذارد و شور وی از دیدن این همه از خود گذشتگی ها و بی آرایشی ها می شکند، آنها طبیعت را جزئی از وجود انسان می بینند.

دوستداران و همفکران این شاعران درگذشته دیگر نگران نیستند زیرا که در این دنیای بزرگ و پیچیده اطلاعات می توانند تنها با نوشتن حرفی با هر زبان هزاران سایت و وبلاگ را ببینند که طرفداران این شاعران برای آنها درست کردند.

اگرچه با یک اشاره «موس» روی نام ستاره های پرفروغ، از ظهیر الدوله و امامزاده صالح و گوری در کرمان به جهان زنده آثار آنها می شتابیم، با این حال هستند روشنفکرانی که هنوز در همین هوای حقیقی نفس می کشند.

ادبیات مهاجرت دقیقاً نمونه زنده یی است از رشد مولفان زنده در جهان مجازی. این طیف از نویسندگان توانستند به خوبی در فضای مجازی به رشد و عرضه آثار خود و نیز ارتباط با مخاطبان بپردازند. وب نوشت های این نویسندگان پرخواننده ترین سایت های فارسی زبان هستند. در این سایت ها امکان دسترسی به نویسندگان دیگر، خرید و چاپ کتاب و... برای خواننده فارسی وجود دارد. روشنفکر این جهان مجازی دیگر کنج دنج اتاقش را ندارد. دیوارها شیشه یی شده اند.

ترجمه و تلخیص؛ فریبا شهلای