نایجل دیکنسن فوتوژورنالیست

Nigel Dickinson را دو سال پیش در فرانسه ملاقات و با او در باره عكس هایش از كولی های آنجا صحبت كردم

‌Nigel Dickinson را دو سال پیش در فرانسه ملاقات و با او در باره عكس هایش از كولی های آنجا صحبت كردم.شور و حرارت او در باره این موضوع مرا تحت تاثیر قرار داد او با چنین روحیه ای توانسته بود كاری كند كه كولی ها آنقدر عمیق او را در میان خود بپذیرند و نتیجه ، یك آلبوم خانوادگی بود كه نگاهی عمیق به درون زندگی مردمان عجیبی داشت كه با برپایی مراسم و جشن های خاص خود هویتشان را حفظ می كردند. عكسهای كولی های فرانسه ، كار نایجل دیكنسون مثالی از توانایی یك عكاس در نمایش سوژه به زبان و روش خود او است.

نایجل دیكنسون در سال ۱۹۵۹ در بیرمنگام انگلیس متولد شد ، او یك عكاس آزاد است كه علاقه خاصی به نشان دادن زندگی انسان هایی كه در حاشیه جوامع مدرن زندگی می كنند، دارد.

سوژه های او را معمولا بومیان آفریقای جنوبی معدنكاران اعتصابی بریتانیا و بومیان آسیای جنوبی شرقی تشكیل می دهند. كارهای او به طور وسیعی در نمایشگاه ها به نمایش در آمده و در مطبوعات به چاپ رسیده است.ایندیپندنت ، گاردین ، اشترن و جئو از جمله مطبوعاتی هستند كه كارهای وی در آنها چاپ و منتشر شده است.

در سال ۱۹۹۲ از سوی " برنامه محیط زیست سازمان ملل" به او جایزه ای تعلق گرفت و در سال ۱۹۹۷ نیز یك جایزه World Press به او اختصاص یافت.در میان سازمان هایی كه با او كار می كنند نام بسیاری از سازمان های صلح طلب و فعال در زمینه حفا ظت از محیط زیست نظیر " صلح سبز" به چشم می خورد. دیكنسون معتقد است "دستیابی به تعادل میان كار و فراغت بسیار دشوار است " اوقات فراغت او به مطالعه و Snowboard می گذرد. در ادامه مصاحبه شبكه نشنال جئوگرافیك با وی، از نظرتان می گذرد.

● شروع عکاسی

اولین دوربینم یك آگفای "ببین و بگیر" بود كه در سال ۱۹۷۰ و به مناسبت ۱۱ سالگی هدیه گرفتم .

از داشتنش خیلی خوشحال بودم ، تنظیماتی برای هوای ابری ،آفتابی و ساحلی داشت .

اولین عكس جدیدم را به خاطر می آورم ،۱۴ سالم بود و همراه پدر و مادرم تعطیلات را در اسپانیا می گذراندیم و من عكسی از طلوع خورشید گرفتم. همه فكر می كردند دیوانه ام كه ساعت ۴ صبح از خواب بیدارشدم ، من دو عكس گرفتم (البته در حالت Sun دوربینم!) كه عكس های خوبی از آب در آمدند . در حقیقت من آن عكس ها را بیست سال بعد به یك مجله فروختم!

مدرسه را در سال ۱۹۷۷ و وقتی ۱۸ ساله بودم رها كردم و سالها دور اروپا و خاورمیانه گشتم .

پس از بازگشت به انگلیس دوره هایی را در بیرمنگام و شفیلد زیر نظر ونلی بورك كه با ولگردان زندگی و عكاسی می كرد ، گذراندم. كارهای من مورد توجه قرار گرفتند، گالری Camerawork در لندن عكسهایم را از اعتراضات و راه پیمایی های معدنكاران و همینطور سفر چهار ماهه ام در میان جوامع بومیان آفریقایی جنوبی به نمایش گذاشت .اینها باعث شد كه درهای برخی از روزنامه های ملی در بریتانیا به رویم گشوده شود.

بعدا با معدنكاران طی اعتصاب بزرگ ۸۵-۱۹۸۴ همراه شدم و عكاسی كردم ، چند سال بعد در همین زمینه كتابی را منتشر كردم. در طول سال های دهه هشتاد با هركس كه ماموریتی به من محول می كرد كار می كردم و در عین حال عكس هایی را كه خودم می خواستم را نیز می گرفتم،بدون هیچ حمایت و پشتیبانی مالی .

كارهایی كه حالا انجام می دهم خیلی بهتر است.

● ماموریت عكاسی مورد علاقه

به یاد ماندنی ترین –اگر نه محبوبترین- تجربه های من طی سفری به برونئی، مالزی و فییلیپین در سال ۱۹۹۱ به دست آمد.در مانیل بعد از یك ماجرای آدم دزدی پلیس مرا بیهوش در كنار جاده ای پیدا كرد. تمام دوربین هایم را دزدید ند وبا هفت دلار پول و پاسپورتم به حال خود رها شده بودم. در سفر مشابهی، یك روستایی كه مرا با سركرده شكارچیان اشتباه گرفته بود با چاقو به من حمله کرد. به مدت یك سال هم از یك بیماری مناطق حاره ای رنج می بردم. چه چیزی مجموعه كارهایتان را از كولی ها برای شما به صورت خاص در آورده است ؟ اولین بازدید من از فستیوالGitan در Saintes-Maries-de-la-Merبه سال ۱۹۹۳ بر می گردد كه احساسات مرا برانگیخت . شاید به خاطر ریشه مذهبی مشتركی كه با آنها داشتم و شاید هم به خاطر احساسی كه یك مسافر به دیگری دارد و یا حسی ناگفتنی.

در گوشه ای صبورانه منتظر شدم تا كاركنان رسانه ها و جمعیت توریست ها پراكنده شوند. منتظر یك لبخند ، یك دعوت یا یك نگاه بودم ، این شیوه من بود.آرام آرام دوستی من با آنها بیشتر شد تا اینكه به تدریج خانواده های كولی مرا پذیرفتند.كاروان ها و خانه هایی را كه شهرداری در اختیار كولی ها گذاشته بود دیدم و كم كم آنها از من بعنوان شاهد غسل تعمید و عروسی ها دعوت كردند و من موقعیت عكاسی از موقعیت های بسیار خصوصی را بدست آوردم. هنوز هم زندگی كولی ها برایم شگفت انگیز است مراسم مذهبی ، جشن ها، موسیقی ، رقص ،دسته ها و مهمان نوازی عظیم آنها.

چه توصیه ای به علاقمندان و مبتدیان فوتو ژورنالیسم دارید؟ مهمترین نكته ،عكاسی ازته دل است. تصمیم بگیرید كه چكار می خواهید انجام دهید ، رپرتاژ،پرتره ،عكاسی از اجتماع،عکاسی هنری ؟... و در آن غوطه ور شوید.برای كارتان وقت بگذارید و زیاد عكس بگیرید . شما از تجاربتان و بیش از آن از اشتباهاتتان درس خواهید گرفت. هیچ جایگزینی برای زمان ،بردباری،سخت كوشی و نشان دادن كارهایتان به افراد خبره وجود ندارد . پروژه ها را باهم انجام دهید و آنها را خستگی ناپذیر به نمایش بگذارید به حرف های مردم توجه كنید و انتقادات آنها را تجزیه و تحلیل و بررسی كنید . ایده های بدرد خور را دنبال كنید و باز كارهایتان را نمایش دهید.برای زمین خوردن دوباره آماده باشید.

منصور نصیری