كاوش در فرم و معنای تصویر

عكاسی هنر و پدیده ای است كه می آموزد, اطلاع رسانی می كند و به مرور و ثبت خاطرات می پردازد و همچنین به بخش جدایی ناپذیر از زندگی انسان امروزی درآمده است

● نگاهی به چگونگی نقد و تحلیل عكس

عكاسی هنر و پدیده ای است كه می آموزد، اطلاع رسانی می كند و به مرور و ثبت خاطرات می پردازد و همچنین به بخش جدایی ناپذیر از زندگی انسان امروزی درآمده است. بدون شك هر عكس با هرگونه گرایش و كاربردی دارای یك سری ارزش های بصری است، برخی از آنها نكته هایی را در خود نهفته دارند كه تنها می توان از طریق مكاشفه دست به رازگشایی شان زد و زوایای پنهان آن را نمودار ساخت. همه عكس ها با خود نشانه هایی دارند، حتی ضعیف ترین آنها كه توسط عكاسان علاقه مند و مبتدی تهیه شده اند، این عكس ها به دلیل اینكه حداقل اطلاعاتی بصری را در خود دارند دارای اهمیت هستند.

هر اثر هنری با مخاطبینش كامل می شود و خلق هر اثری بدون داشتن مخاطب معنایی نخواهد داشت.

در پروسه تولید یك اثر هنری، هنرمند و مخاطب از مولفه های لازم آن محسوب می شوند كه در سه رأس یك مثلث قرار دارند، با حذف هنرمند در حقیقت هیچ اثر هنری تولید نخواهد شد و با كنار گذاشتن مخاطب نیز اثر هنری به تولیدی بی مصرف تبدیل شده و خود رو به نابودی خواهد رفت.

تحلیل و نقد عكس پیوند میان اثر، هنرمند و مخاطب را ایجاد می كند كه موجب برخورداری بیشتر مخاطب از برخی اندیشه های ذهنی و پیچیدگی های موضوعی عكس ها می شود. لذا هر حركتی در جهت درك، ارزشیابی و شناخت بیشتر مخاطب از یك اثر هنری مهم و دارای ارزش است.

هرچند بهترین تفسیر و برداشت ها را در خود تصویر می سازد و آنها بایستی خود سخن بگویند، لیكن بررسی و تحلیل جامع در معنی و محتوای عكس ها و همچنین بررسی ساختار زیبایی شناسی آنها می تواند درك و شناخت مخاطب رابیشتر كند. پرداختن به فضای درون عكس ها كه ممكن است مضامین واقعی، فرا واقعی، شاعرانه، رویاگونه و یا فلسفی داشته باشند از مواردی است كه در تجزیه و تحلیل عكس ها مورد توجه و بررسی قرار می گیرد.

معمولا در تحلیل یك عكس علاوه بر پرداختن به محتوای هنری و جنبه های فنی و تكنیكی آن می توان جنبه های كاربردی، تاریخی، روانشناختی و اجتماعی آن را نیز مورد بررسی قرار داد.

هرچند در نقد و تحلیل عكس ها هیچ فرمول و روش خاص و تعریف شده ای وجود ندارد و نویسنده هر بار با خلاقیت های نوشتاری سعی در بیان متفاوت تحلیل های خود دارد، لیكن نمی تواند یك سری قواعد مرسوم را نیز نادیده بگیرد. از آنجا كه درك و دریافت محتوای عكس ها تابع دیدن، مطالعه، مكاشفه و تجربه است. یك تحلیلگر خود بایستی به دانش آن مجهز باشد.

یك تحلیلگر هم در فرم و هم در معنای عكس كاوش می كند و جنبه های گوناگون ساختاری و محتوای اثر را مورد تحلیل قرار می دهد.

نویسندگانی كه عالمانه و منصفانه به تحلیل، تفسیر و نقد عكس هامی پردازند، در حقیقت شكاف میان نظریات عكاس و مخاطب را پر می كنند. این نكته نیز دارای اهمیت است كه هر مخاطبی با توجه به سواد بصری، دانش و باور شخصی اش از لحن بیان و ساختار فرمی و محتوای عكس ها می تواند برداشت خاص خودش را داشته باشد و طبیعی است كه هرچه مخاطب دارای تجربه، اطلاعات و همچنین رابطه نزدیكی با عكاسی داشته باشد راحت تر می تواند با این عكس ها به عنوان یك شكل هنری ارتباط برقرار كند.

پرداختن به مقوله نقد و تحلیل عكس می تواند مخاطب را از تردیدها و سرگردانی برهاند. او انتظار دارد با مطالعه متون نوشتاری درباره عكس ها افزون بر اطلاعات بصری، درون آنها به آگاهی های دیگری هم دست یابد و بیان كنایی و پنهان موضوع را به صورت شفاف تری جست وجو نموده و با درك ارزش های زیبایی شناختی آن به برداشت دلپذیری برسد.

باتوجه به اینكه برخی از عكس ها می توانند در برابر تنوع تفسیرها و تعبیرها قرار گیرند، منتقد یا تحلیلگر می تواند با پرداختن به این بحث ها، فضایی قابل درك و علمی از این رسانه ایجاد كند كه در كنار آن خلاقیت و استعدادهای نو نیز شناخته شود.

منتقدان یا كسانی كه به جوانب گوناگون یك عكس می پردازند بایستی به این نكته نیز واقف باشند كه به همان گونه كه هر عكس مخاطب خاص را دارد، یكی ممكن است ارتباط بیشتری با آن برقرار كند و دیگری ارتباط كمتر، یك نقد و تحلیل هم می تواند نظریات متفاوتی را برانگیزاند. شخصی ممكن است با نظر نویسنده موافق و دیگری مخالف باشد و یا برخی دیگر تنها بخش هایی از اظهارات و نظریات منتقد را بپذیرند كه در اینجا علمی برخورد كردن، همه جانبه گری و منصفانه قضاوت كردن می تواند در جذب مخاطب نیز موثر باشد و از طرفی ارزش و جایگاه نقد نیز به روشنی مشخص خواهد شد و مخاطبین نیز از آن استقبال خواهند كرد.

ابراهیم بهرامی- سایت عكاسی