ران تارور فوتوژورنالیست

ران تارور بسیار سختكوش , با شخصیت و با استعداد است و به طور مداوم جدا از كار های معمولش برای روزنامه ها , هنر و تكنیك خود را با انجام پروژه های دیگری ارتقا می دهد

"ران تارور" را در سال ۱۹۸۲ هنگامیكه در Philadelphia Inquirer كار می كرد دیدم. او بسیار سختكوش ، با شخصیت و با استعداد است و به طور مداوم جدا از كار های معمولش برای روزنامه ها ، هنر و تكنیك خود را با انجام پروژه های دیگری ارتقا می دهد.من از دیدن اولین تصویر مجموعه كار های او از" كابوی آفریقایی – آمریكایی" تحت تاثیر قرار گرفتم .تارور در این عكس ها تصویری نزدیك و صمیمی از مردمان آفریقایی –آمریكایی ، كه در رسانه ها به آن ها پرداخته نمی شود ، ارائه داده است.

تارور خود از یك خانواده مزرعه دار است و در كارهایش به خوبی از پس نشان دادن روح و تاریخ زندگی این خانواده ها كه راهی غرب شده اند بر آمده است. من خوشحالم كه عكس های او در رسانه ها و نمایشگاه هایی در سراسر آمریكا به نمایش در آمده اند ، تصاویر او بخش مهم و با ارزشی از میراث آمریكا محسوب می شوند.

ران تارور در سال ۱۹۵۷ در Fort Gibson اكلاهما سیتی متولد شد.مدرك لیسانس خود را در روزنامه نگاری و هنرهای گرافیك از دانشگاه ایالتی شمال شرقی اكلاهما دریافت كرد . طی ۱۴ سال به عنوان فوتوژورنالیست در Philadelphia Inquirer كار كرد و در این دوره جوایز بورسیه های تحصیلی و تحقیقاتی زیادی نصیب او شد. انجمن ملی روزنامه نگاران حرفه ای ، POY Picture of the year،انجمن ملی عكاسان خبری و World Press Photo جوایزی را به او اهدا و از وی تقدیر كرده اند.

در سال های گذشته مجله " هفت هنر " نام او را در فهرست انتخابی خود تحت عنوان " ۵۰ ستاره مترقی" منتشر كرد.

فرصت مطالعاتی كه از سوی انجمن هنرهای پنسیلوانیا و بورسیه ای كه از جانب انجمن نشنال جئوگرافیك به وی اعطا شد امكان مطالعه و عكاسی عمیق او را از زندگی كابوی های آفریقا-آمریكایی مدرن فراهم كرد.

نمایشگاه تارور تحت عنوان " The long Ride Home” كه در مورد كابوی های آفریقا – آمریكایی است ،به شكل وسیعی در نقاط مختلف برپا شده است.

تارور به همراه همسر ،دختر و پسر كوچكش در فیلادلفیا ی پنسیلوانیا زندگی می كند.

▪ عكاسی را چطور شروع كردید؟

پدرم یك عكاس آماتور بود. او از یك دوربین brownie و یك دوربین Zeis-Icon كه برادرم هنگام سكونتش در آلمان برای پدرم خریده بود استفاده می كرد. پدرم طی سی سال، هزاران عكس با آن دوربین ها گرفته اما هیچ وقت نگاتیو هایش را فایل و فهرست نكرده و ترجیح داده بود نگاتیو هایش را به دیوار تاریكخانه اش آویزان كند.

هر سال من و پدرم نگاتیوها را پایین می آوریم آنها را شستشو می دهیم و دوباره آنها را به دیوار آویزان می كنیم.

در پنجاهمین سالگرد ازدواج پدر و مادرم ، تمام نگاتیو ها ی پدر را بریدم ، آنها را مرتب و فهرست بندی كردم و از آنها كنتاكت شیت و راهنما تهیه كردم.

وقتی كه پدرم هدیه مرا دریافت كرد عمیقا تحت تاثیر قرار گرفت و منهم همینطور.

موقعی كه نگاتیو ها را می بریدم داستان تصویری پدرم از خانواده و مردم شهر را پیش رو داشتم در نتیجه به طور جدی به فوتوژورنالیسم و به ویژه عكاسی مستند به عنوان یك حرفه فكر

می كردم .

▪ ماموریت عكاسی مورد علاقه تان كدام كار شما بوده است؟

این دوربین می طلبید كه من سرعت عكاسی ام را پایین بیاورم و توجه و دقت خودم را بر روی كمپزیسیون و زمانبندی متمركز كنم.وقتی هم كه به تاریكخانه می روم به نیت ۲۰ دقیقه می روم اما بعد از ۵ ساعت بیرون می آیم. البته بیرون آوردن تصویر از آن نگاتیو های بزرگ واقعا خشنود كننده و هنری است . من دائما در حال تجربه و یادگیری هستم.

▪ چه چیزی مجموعه عكس های مربوط به كابوی های آفریقا –آمریكایی را برای شما متمایز كرده است؟

همیشه متوجه نقشی كه آفریقا –آمریكایی ها در رام كردن غرب وحشی داشته اند، بودم. پدر بزرگم یك كابوی بود كه بر روی مزرعه بزرگی در اكلاهما كار می كرد. او یك سوار كار با استعداد و ماهر هم بود. همیشه از اینكه بسیاری از مردم نمی دانند كه آفریقا –آمریكایی ها چه سهم و نقش بزرگی در غرب داشته اند متعجب می شوم. در حقیقت طی یك قرن بیش از یك سوم تمام كابوی هایی كه گله های بزرگ را در غرب جمع آوری و نگهداری می كردند آفریقا –آمریكایی بوده اند. مطمئن نیستم كه دست از عكاسی آنها بكشم اما ظرف ۵ سالی كه بر روی این پروژه وقت صرف كردم بخشی از بهترین و شگفت ترین مردم روی زمین را ملاقات كرده ام. فكر می كنم عكاسی از آنها ، برای من تبدیل به یك ماموریت شده است.

▪ و توصیه ای برای علاقمندان فوتوژورنالیسم؟

فروش عكس های خبری و مستند به مجلات و روزنامه ها سخت تر شده است. با مرگ پرنسس دایانا به نظر می رسد فوتو ژورنالیست ها مورد سرزنش و نكوهش قرار می گیرند. من معتقدم بسیاری از فوتو ژورنالیست ها عكاسی اجتماعی را به تعقیب افراد مشهور ترجیح می دهند. واقعیت اینست:

استقبال عمومی به سمت عكاسی از افراد مشهور است. من فكر می كنم جوانتر ها باید قالب های قراردادی و آنچه كه از آن انتظار می رود را در هم بشكنند و عرصه تازه ای برای ارائه كارهایشان بیابند. جوان ها باید مردم را نسبت به ارزش فوتو ژورنالیسم آگاه كنند. اینترنت در این راه ابزار بزرگ و مهمی است. جوان ها باید برای نمایش آثارشان در گالری ها تلاش كنند ، هر چند كه بازتاب و مخاطب نمایشگاه ها نسبت به روزنامه و مجلات كمتر است اما عكاسان ، منتقدان و بازدید كنندگان حرفه ای نقد های كارساز خود را در این محل ها ارائه می دهند.

منصور نصیری