توقف تشویش معرفی آثار مایكل آكرمن

میكل آكرمن, متولد سوم سپتامبر ۱۹۶۷ و عكاس یهودی است آكرمن در سال ۱۹۷۴ همراه والدینش به نیویورك مهاجرت كرد وی به سال ۱۹۸۵ وارد دانشگاه نیویورك در شهر آلابانی «Alabani» شد و در طول دانشجویی اش به عكاسی علاقه مند گردید

وقتی مجموعه‌ای از عكس‌های آكرمن را مرور كنیم، به راحتی می‌توان دریافت كه آثار او مستقیماً به سوی خلق اثر هنری حركت می‌كنند. اتمسفری كه هنرمند پدید آورده به دور از هرگونه كاركردگرایی ـ شاید از آن دست كه در عكس‌های مستند و خبری به چشم می‌خورد، چرا كه فضای آثار او به ظاهر فضایی مستند است ـ در جستجوی بیان مشخصی است.

نوعی بیانگری فرا كلامی كه آثار او را متمایز می‌سازد اغلب آثار آكرمن را تصاویر فیگوراتیو تشكیل می‌دهد. او به سوژه‌هایش نزدیك شده و در لحظه‌ای مناسب، با سرعت پایین شاتر و حركت دوربین، تصویری كشیده و متحرك خلق می‌كند. این آثار كه هیچ‌گاه به صورت نمایشگاه و به روشی معمول ارائه نشده‌اند، همواره در تركیب با موسیقی و به صورت نمایش اسلاید اجرا می‌‌شوند و با چنین تركیبی تاثیری عمیق به جای می‌گذارند.

آكرمن می‌گوید: «من نمایش اسلاید را ترجیح می دهم چرا كه در اتاقی كوچك و تاریك رخ می‌دهد درست مثل نمایش فیلم.»

میكل آكرمن، متولد سوم سپتامبر ۱۹۶۷ و عكاس یهودی است. آكرمن در سال ۱۹۷۴ همراه والدینش به نیویورك مهاجرت كرد. وی به سال ۱۹۸۵ وارد دانشگاه نیویورك در شهر آلابانی «Alabani» شد. و در طول دانشجویی‌اش به عكاسی علاقه‌مند گردید.

در ۱۹۹۰ دانشگاه را برای ادامه‌ی عكاسی رها كرد. آكرمن به نیویورك بازگشت و كار عكاسی از خیابان‌ها، كلوپ‌های شبانه و باراندازها را آغاز نمود. وی نخستین لابراتوار شخصی‌اش را در آشپزخانه‌ی مادرش به راه انداخت. گذشته از چنین اطلاعات فرهنگنامه‌ای، آن‌چه در زندگی هنرمند نتیجه‌ی عطفی بزرگ محسوب می‌شود را می‌توان سفر وی به هند برشمرد. آكرمن در سال ۱۹۹۳ برای نخستین بار به هند سفر كرد و دیدار از بنارس پایه‌های تفكری تازه را در او برانگیخت و سبب شد دو بار دیگر به این شهر سفر كند.

«فكر می‌كنم می‌خواهم مردم خودشان را در عكس‌های من ببینند». آكرمن معتقد است كه در عكس‌هایش از مردم ابعادی از وجود آنان را می‌بیند كه شاید خود از آن بی‌خبر باشند و تلاش می‌كند در حكم آینه‌ای متفاوت تصویر تازه‌ای از مردم را به آنان نشان دهد.

آینه‌ی آكرمن در بی‌زمانی و بی‌مكانی محض حضور دارد. تشخیص زمان ملموس و موجود در سطح جهان آشنای ما در آثار او مقدور نیست. حتی زمانی كه منبع نور ـ برای مثال خورشید ـ در تصویر دیده می‌شود، توجیهی برای زمان‌مند ساختن تصویر به حساب نمی‌آید. او این آشنایی گریزی را به گونه‌ای از پیشینه‌ی یهود وام گرفته است. می‌گوید:

«گاهی فكر می‌كنم بسیار مهم است كه در كودكی مهاجرت كردم و این مهاجرت می‌توانست به هرجایی باشد. وقتی ریشه‌ها و ارتباطات بریده می‌شود برای هر كسی مفهوم و نتیجه‌ای دارد. ما همیشه گفته‌ایم؛ بی‌ریشگی بخشی از وجود یك یهودی است. اما من فكر می‌كنم احساس تعلق نداشتن حقیقی برای زندگی است. مردم این موضوع را مخفی می‌كنند یا آن را می‌پذیرند. این پرسش بزرگی است و احتمالاً من آن را به درستی پاسخ نداده‌ام. اما مطمئناً هیچ جا احساس نمی‌كنم در خانه خود هستم.»

تصاویر او همواره آمیخته با نوعی رنج است. درد و رنجی كه شاید ریشه‌اش در همان بی‌ریشگی ذكر شده باشد. موضوعات او چه در فضای روزمره، چه در قالب پرتره و چه در مقام موقعیتی مستند، بیانی یكسان دارد. عكس‌ها همواره سیاه و سفید هستند، خطوط حركتی با كنتراست شدید در چنین فضایی، دلهره را تشدید می‌كنند. تصاویر آكرمن از فیگورهای عریان، كاملاً از فضای اروتیك دوراند و به نوعی ادامه‌ی نگاه عكاس به جامعه محسوب می‌شوند.

وی با تعمدی خاص از نگاه جنسی دوری می‌كند و تعادلی خاص میان ابژه‌هایش برقرار می‌سازد نوعی تعادل در شیوه‌ی نگاه میان پرتره‌ی یك زن و نمای ساختمانی در شب.

در بطن آثار آكرمن گویی حادثه‌ای در شرف وقوع است. گرچه فضای كلی عكس چنین احساسی را القاء می‌كند اما اجزاء تصویر بذات چنین پتانسیلی ندارند. در موقعیتی از این دست عكاس در میانه‌ی واقعه ایستاده است. او در واقع چیزی را می‌بیند كه اتفاق نیافتاده یا شاید هیچ‌گاه اتفاق نیافتد. اما دلهره‌ی آن حادثه‌ی مفروض را به كالبد تصویر تزریق می‌كند.

اندیشه‌های آكرمن در آمیزش با پیشینه‌ای كه ادبیات و سینمای اكسپرسیونیستی به عنوان یك پیش فرض در ذهن مخاطب جای داده، نظامی عِلّی در ذهن مخاطب برقرار می‌كند كه بدون نیاز به دلیل خاصی بیننده را به تصویر و فضای آن بد بین می‌سازد. حركت دوربین و كنتراست بالا، جزئیات چهره‌ی مدل را پنهان می‌سازد و آن را به صورت سطحی یك دست به تصویر می‌كشد. این خصوصیت كه چهره‌ی مدل را بسیار شبیه به مجسمه‌های مومی می‌كند. نسبت دیگری است با نمای اكسپرسیونیستی كه با گریم‌های اغراق شده، چهره‌ی شخصیت‌های داستان را دور از باور معمول جلوه می‌دهد. در بسیاری از تصاویر آكرمن، هویت انسان‌های درون قاب به ساده‌ترین روش‌های تكنیكی از آنان سلب شده و آن‌چه به جای مانده تنها تصویری مغشوش از انسان‌واره‌ای است كه آثار رنج انسان در چهره‌اش نمایان است.

▪ مایكل آكرمن در سال ۱۹۹۷ مجموعه «روزهای پایانی میدان تایمز» را در گالری مارگارت نیویورك به نمایش گذاشت و همین‌طور نمایش اسلایدی را نیز در « پارك مركزی» منهتن در مركز شهر نیویورك ـ برگزار نمود.

▪ در ۱۹۹۸ نمایشگاه انفرادی‌ خود را در برلین، ویگو، بوبیگنی و نیویورك برگزار كرد. سال ۱۹۹۹ انتشار كتاب «شهرِ پایان زمان» توسط یك ناشر فرانسوی، كه مجموعه‌ی نزدیك به ۱۰۰ عكس از سفرهای وی به بنارس بود.

▪ در سال۲۰۰۰ در نپال، مارسی، برلین، كوتوویس و هاوانا عكاسی كرد و نیز نمایشگاه‌هایی انفرادی در زوریخ، مارسی و روتردام به پا داشت.

▪ سال ۲۰۰۱ مجموعه‌ی «Fiction» را در فرانسه منتشر كرد.

▪ و در سال۲۰۰۲ مجموعه عكس‌های پولاروید بزرگ شده، در مونیخ و بلگراد و...

نویسنده : علی اتحاد