حسن سربخشیان

حسن سربخشیان ازشاخص ترین عکاسان خبری ایران است که آثار خوب و چشمگیروی را می توان در مطبوعات مکتوب و دیجیتال داخلی و خارجی مشاهده کرد سربخشیان که متولد ۱۳۴۷ است از ۲۰ سال پیش عکاسی را با یک دوربین قطع متوسط مارک لوبیتل شروع کرد و از هشت سال پیش, پس از تحصیل در رشته عکاسی وآغاز همکاری با یکی از معروفترین آژانس های خبری دنیا یعنی آسوشیتدپرس, از کار گروهی سینما برید و به صورت حرفه ای به به کار انفرادی مورد علاقه اش, عکاسی خبری پرداخت

عکاسی خبری: فراتر از خبر (مصاحبه با حسن سر بخشیان، عکاس خبری)

حسن سربخشیان ازشاخص ترین عکاسان خبری ایران است که آثار خوب و چشمگیروی را می توان در مطبوعات مکتوب و دیجیتال داخلی و خارجی مشاهده کرد. سربخشیان که متولد ۱۳۴۷ است از ۲۰ سال پیش عکاسی را با یک دوربین قطع متوسط مارک لوبیتل شروع کرد و از هشت سال پیش، پس از تحصیل در رشته عکاسی وآغاز همکاری با یکی از معروفترین آژانس های خبری دنیا یعنی آسوشیتدپرس، از "کار گروهی" سینما برید و به صورت حرفه ای به به "کار انفرادی" مورد علاقه اش، عکاسی خبری پرداخت. آنچه در عکسهای سربخشیان بیش از هر چیز توجه را جلب می‌کند دقت و تیزبینی او در شکار و ثبت لحظه‌های ویژه است. به خاطر همین دقت و هنر خاص اوست که به دریافت جوایز زیادی در مسابقات و جشنواره های مختلف دریافت نائل شده است، از جمله: برگزیده‌ی مسابقه عکس سال ایران ۱۳۷۴، برنده‌ی سه دوره در بخش عکس جشنواره‌ی مطبوعات کشور در سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۱، برنده اول مسابقات عکس گفتگو ۱۳۸۲، برنده جایزه‌ی مسابقه عکس مطبوعاتی کاوه گلستان ۱۳۸۳. وی علاوه بر کار عکاسی، مدیریت آژانس عكس میراث خبر را نیز بر عهده دارد. پیدا کردن یک عکاس خبری نباید کار راحتی باشد. همه چیز از یک ایمیل شروع شد و به فاصله کوتاهی جوابی مثبت و دوستانه. این حس صمیمیت در ایمیل های بعدی و تماس های تلفنی با او هم باقی ماند؛ قرار ملاقات هم برای ماه بعد در تهران ترتیب داده شد. در یکی از آخرین روزهای بهار همراه با نیما مهربانی به محل خبرگزاری آسوشیتدپرس در تهران رفتیم. پس از حدود یک ساعت انتظار و نوشیدن استکانی چای، حسن آنجا بود، با همان خنده همیشگی. چند دقیقه بعد هم عباس عطار (عباس مگنوم) به آنجا آمد. عباس که در حال حاضر ساکن فرانسه است، بر خلاف سربخشیان جوان، میانه چندانی با مصاحبه، شناخته شدن و انتشار تصاویرش ندارد. احتمالا به این خاطر که بتواند از وقت خود بهترین استفاده را بکند. به نظر عباس یک عکاس به صورت ناشناس شانس بهتری برای ثبت لحظه ها دارد. عقیده ای که حسن با آن موافق نیست. وی شناخته شدن و پذیرش عکاس از سوی مردم که معمولا سوژه عکس های او هستند را عاملی مثبت در کار یک عکاس خبری و خصوصا در ایران می داند. به نظر سربخشیان، مرزبندی چندانی بین عکاسی خبری و عکاسی هنری وجود ندارد، وذهنی خلاق می تواند از یک موضوع خبری، اثری هنری بسازد. وی با محدود بودن عکاس خبری به موضوع و اینکه عکاس صرفا یک گزارشگر است، موافق نیست و معتقد است که عکاس می تواند فکر و منظور خود را با انتخاب لحظه، زاویه و نیز تنظیمات مختلف برای یک فریم، به بیننده منتقل کند و پیام خاص خود را برساند. به عقیده وی عکاس فیلتری برای ثبت لحظات یک رویداد است که به مرور و طی سالها می تواند به شیوه شخصی دست یابد. آگاهی، دانش و مطالعات، تسلط به ایزار و مقداری شانس می تواند به عکاس برای خلق یک اثرماندگار و تاثیر گذار و نه صرفا ثبت خنثی یک خبر، کمک کند. برای عکاسی ورزشی یا جاهایی که سرعت عمل زیادی می طلبد، امکانات امری لازم و تعیین کننده است ولی امکانات خوب تضمین کننده یک عکس خوب نیست و عکاس نقش تعیین کننده را در نتیجه کار دارد. «با توجه انقلاب تکنولوژیکی در عکاسی، امروزه یک عکاس خبری نمی تواند همانند گذشته با دوربین های مکانیکی و یا با نگاتیو عکاسی کند و انتظار داشته باشد که "رسانه" نتیجه کار را به سرعت و سروقت دریافت دارد. از همین رو امروزه استفاده از دوربین های مدرن دیجیتال در عکاسی خبری، امری اجتناب ناپذیر است.» به عقیده حسن، شرایط عکاسی خبری حال حاضر ایران نسبت به سال ها قبل بسیار بهتر شده و به طور خاص دسترسی عکاس به سوژه –صرف نظر از محدودیت های که در همه جای دنیا برای عکاس خبری وجود دارد- تسهیل شده است. وی در مجموع شرایط کنونی برای عکاسی خبری در ایران را رضایت بخش می داند. حسن سربخشیان کتابی را با سرمایه شخصی در دست انتشار دارد. این کتاب صد عکس او را در برمی‌گیرد و با متنهایی از جیم میور، شهیدالاعلم، رضا دقتی و یونس شکرخواه، به دو زبان فارسی و انگلیسی، درباره‌ی عکسهای او همراه است. این کتاب عکس هایی از ایران، عراق و افغانستان را در برمی‌گیرد:

«کتابی که می‌خواهد کار یک عکاس خبری را تعریف کند.»

وی از روند چاپ کتاب خود بسیار گله مند است، به خصوص از موانع و مشکلات رودرروی نشر کتاب توسط افراد مستقل و نه موسسات انتشاراتی. گوئی که نشر یک کتاب به صورت مستقل، کاری ناشدنی می ماند. مشکلاتی که باعث شده تا هنوز نتواند برای این کتاب مجوز نشر دریافت دارد. در این رابطه می گوید:

«چرا باید برای انتشار کتابی که هزینه آن را شخصا پردخته ام، اینقدر تحت فشار و تنگنا گرفته و استرس سرانجام کار را داشته باشم؟»

نوشته: ایرج مهرگان