انتخاب فن یاهنر

عکاسی بلافاصله پس از پیدایش جای نقاشی را در زمینه های مختلف گرفت چهره انسان, طبیعت بی جان, منظره, پیکره و حتی قصه های مصور موضوع عکاسی شدند

عکاسی بلافاصله پس از پیدایش جای نقاشی را در زمینه های مختلف گرفت. چهره انسان، طبیعت بی جان، منظره، پیکره و حتی قصه های مصور موضوع عکاسی شدند. در همان زمان، بعضی هنرمندان نظر دادند که عکاسی را باید به عنوان یک هنر پذیرفت ؛ نظری که مخالفت گروهی از هنرمندان فرانسوی را در پی داشت و آنها در سال ۱۸۶۲ میلادی با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که عکاسی یک فرایند بی روح مکانیکی است و به هیچ وجه با آثار هنری و هوشمندانه انسان قابل مقایسه نیست. با وجود این ، آنها عکاسی را به عنوان زیرمجموعه ای از هنر نقاشی پذیرفتند. قدیمی ترین داگرئوتیپ موجود، اثر لویی داگر در سال ۱۸۳۷این مطلب را بوضوح بیان می کند. موضوع این عکس ، طبیعت بی جان است و کمپوزیسیون آن عمدا به سبک نقاشیهای نئوکلاسیک انتخاب شده است. عکاسان زیادی سبکهایی از نقاشی را وارد هنر عکاسی کردند. بین سالهای ۱۸۵۰ تا ۱۸۷۰ توجه مردم به داستان های مصور عکاسی شده جلب شد که تا قبل از پیدایش عکاسی، این داستان ها را نقاشان می کشیدند. جولیا مارگارت کامرون ضمن خلق پرتره های هنرمندانه از صحنه های تئاتر که هنرپیشه ها لباسهای تاریخی بر تن داشتند، عکسهای بسیار جالبی تهیه کرد. اسکار ریلاندر از کنار هم قرار دادن ۳۰نگاتیو، حکایت مصوری تحت عنوان ۲ مسیر زندگی خلق کرد. هنری پیچ رابینسون، یکی از معروف ترین عکاسان و موفق ترین آنان از لحاظ اقتصادی بود که قصد داشت مقام عکاسی را تا حد یک هنر ارتقا دهد. او حکایت مصور زیادی خلق کرد که در آنها برای دستیابی به عکس نهایی ، از ترکیب چند نگاتیو استفاده می کرد. رابینسون در قرن نوزدهم رهبر جنبشی به نام «هنر برتر» در عکاسی شد. هدف این حرکت ، حمایت از زیبایی و جلوه های هنری بدون توجه به شیوه دستیابی به آنها بود. در دهه ۱۸۸۰حرکت جدیدی به رهبری پیترهنری امرسون آغاز شد. او اولین فردی بود که با شیوه عمل عکاسان هنری مخالفت کرد. وی اعتقاد داشت هنر واقعی عکاسی ، بهره جستن از توانایی منحصر به فرد دوربین در شکار مستقیم واقعیات است. به همین دلیل روشهای کلاسیک عکاسی که هنوز هم طرفدارانی دارد مانند چاپ ترکیبی ، آراستن مدل و قرار دادن آن در زمینه های نقاشی شده یا گرفتن صحنه های احساسی زندگی در نظر امرسون فاقد ارزش بودند. با وجودی که امرسون بعدها اعتقاد پیدا کرد که عکاسی به هیچ وجه یک هنر نیست و فقط پدیده ای در خدمت هنر و دانش است ، عقاید اولیه او دوره جدیدی در عکاسی به وجود آورد که در آن عکاسان خود را ملزم به تقلید از نقاشی نمی دانستند و از عکاسی به عنوان یک هنر در محدوده خود بهره جستند. در اوایل قرن بیستم هنوز هم این سوال مطرح بود که عکاسی یک هنر است یا خیر؟ عکاسان هنری مایل بودند آثار خود را از عکسهای عادی متمایز بدانند. گروه «عکاسان آماتور امریکا» پیشنهاد کرد که عبارت «هنر برای هنر» باید شعار تمام دوستداران دوربین باشد.» این پیشنهاد سرآغاز یک حرکت بین المللی شد و نمایشگاه های متعدد عکس در اروپا و امریکا دایر شدند که در آنها با توجه به معیارهای هنری به داوری عکسها می پرداختند.تعداد زیادی از عکاسان هنری معتقد بودند اگر عکس شبیه هر اثر دیگری در زمینه هنر مانند نقاشی سیاه قلم یا سایه روشن باشد، ارزش آن بیشتر خواهد بود.لذا آنها صریحا از آثار نقاشان بویژه امپرسیونیست های فرانسوی که به حالت نور و فضا اهمیت می دادند، تقلید می کردند مناظر مه آلود با نورهای پراکنده، خطهای نرم و جزییات محو مورد علاقه این عکاسان بود. برای دستیابی به چنین جلوه هایی، عکاسان فنون چاپ دستکاری شده را وارد آثار خود کردند، مانند چاپ به کمک صمغ بیکرومات ، که طی آن تصویر روی یک لایه رنگی ضخیم و نرم منتقل می شد و به دلخواه عکاس تغییر می یافت. در این مورد بعضی ها چنین نظر می دادند: «نتیجه این کار هیچ شباهتی به آنچه قبلا عکاسی نامیده می شد ندارد. به همین دلیل با افتخار می توان گفت، این عکاسان سنت بازسازی مصنوعی طبیعت را شکسته اند.آنان خود را از عکاسی رهانیده و کمال را در آثار نقاشان یافته اند و با کنار گذاردن جزییات دست و پاگیر، موفق به خلق آثار ساده و کاملی شده اند». البته این نظر همگانی نبود و مثلا با عقیده پیتر هنری امرسون مبنی بر عکاسی طبیعی منافات داشت. او در این باره گفت : «اگر عکاسی محض در نظر این عکاسان به اندازه کافی سطح بالا نیست ، بهتر است دست از دوز و کلک در این زمینه بردارند و بروند نقاش بشوند...». آلفرد استیگلیتز، از سرکردگان عکاسی هنری در امریکا بود و تاثیر فراوانی در این زمینه به جا گذاشت. وی طی ۶۰ سال فعالیت عکاسی ، نمایشگاه هایی از آثار عکاسان و نقاشان برجسته ترتیب داد و بهترین های آنان را منتشر کرد. همچنین در نشریه خود به نام CAMERA WORK آثار هنری و مقالات مربوط به عکاسی را چاپ کرد.به این ترتیب ، استیگلیتز نه فقط بتدریج در موزه ها جایی برای عکاسی در کنار دیگر هنرها باز کرد، بلکه با شخصیت قوی خود، ۲ سبک در هنر عکاسی امریکا بنیان نهاد: ابتدا سبک امپرسیونیسم و در سالهای بعد سبک رئالیسم یا عکاسی طبیعی.

مهدی یاورمنش