رابطه عکاسی فیلم با اقتصاد هنر

تفاوت های عکاسی خبری با عکاسی فیلم و سریال

عکاسی خبری و عکاسی از فیلم و سریال دوگونه کاملا متفاوت از عکاسی هستند. عکاسی فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی در بحث عکاسی تبلیغاتی جای می‌گیرد، چون صحنه‎هایی از یک فیلم و سریال عکاسی می‌شود تا برای جذب مخاطب و حتی کشاندن مردم به گیشه استفاده شود.

در واقع بیشترین هدف این نوع عکاسی ترغیب بیننده برای تماشای اثر است. البته این را هم باید اضافه کرد که در ذات این نوع عکاسی هم اطلاع‌رسانی وجود دارد و همین مساله آن را به عکاسی خبری پیوند می‌دهد؛ اما در کل، عکاسی از فیلم و سریال جزئی از عکاسی تبلیغاتی محسوب می‌شود و رابطه مستقیمی با بحث اقتصاد هنر دارد، در حالی‌که عکاسی خبری ریشه تحقیقی و پژوهشی دارد. عکاس خبری براساس آگاهی و تخصصی که دارد وظیفه روشن کردن افکار عمومی را به عهده دارد. به همین دلیل این‌گونه عکاسی در بحث آگاهی مخاطبان دسته‌بندی می‌شود و یکی از ابزار رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی است. در یک بررسی کلی می‌توان گفت عکاسی از فیلم و سریال بیشتر در مقوله اقتصادی و عکاسی خبری در زیرمجموعه رسانه‎ای و آگاهی‌دهی قرار می‌گیرد.

عکاسی هم که قصد دارد در هر یک از این مقوله‌ها فعالیت کند باید از اول آگاه باشد در چه شاخه‌ای قدم گذاشته است تا بر این اساس بتواند عکس‎های مناسبی بگیرد. در دروس دانشگاهی دانشجویان با اصل و پایه عکاسی آشنا می‎شوند و به آنها آموزش داده می‎شود فارغ از این‌که می‎خواهند چه شاخه‎ای را انتخاب کنند، درست عکاسی کنند؛ ولی در ترم‎های بالاتر، آنها را با شاخه‎های مختلف عکاسی مانند مستند، تبلیغات، طبیعت و... آشنا می‎کنند و دانشجویان همه این واحدها را می‎گذرانند.

افراد پس از طی دوره‎های عکاسی براساس شرایط محیطی و کاری، جذب گونه‎های مختلف عکاسی می‎شوند. مسلما میان علاقه‎مندان عکاسی خیلی‎ها عکاسی از سینما، تئاتر و تلویزیون را انتخاب می‎کنند، چون همه آنها هنر محسوب می‎شوند و ممکن است به ذائقه عکاس نزدیک‎تر باشد.

با این حال کسانی که چنین شاخه‌ای را برمی‎گزینند باید توجه داشته باشند که عکاسی از فیلم و سریال در مقایسه با عکاسی خبری فضای محدودتری دارد، چون در چارچوب یک فیلم، تئاتر یا سریال می‎گنجد و تابعی از ذهنیت کارگردان، تهیه‌کننده، دکوپاژ و طراحی صحنه است و عکاس باید به عنوان یک کار سفارشی عکاسی کند. در مقابل، عکاسی خبری با این مقوله تفاوت‎های زیادی دارد، چون با تفکر و اندیشه سر و کار دارد و شناخت عکاس از جامعه، فرهنگ و سیاست نقش زیادی در ایجاد اثری موثر تلقی می‌شود. شناخت عکاس از محیط و سوژه است که می‎تواند بیشترین تاثیر را روی مخاطب بگذارد و حتی آنها را به خواندن خبر یا خریدن روزنامه و مجله ترغیب کند. هرچند این موضوع اظهارنظر شخصی من است و ممکن است عکاسانی که در حیطه عکاسی فیلم و سریال کار می‎کنند، با این صحبت‌ها مخالف باشند چون تخصص من در زمینه عکاسی خبری است.

با این همه، در عکاسی فیلم و سریال، عکاس باید تابعی از فیلمنامه، کارگردان و تهیه‌کننده باشد و براساس زاویه دید عوامل اصلی عکس بگیرد، چون در نهایت قرار است بخشی از پلان‎های فیلم و سریال به مخاطب نشان داده شود و موقعیتی برای جذب مخاطب فراهم کند.

برای روشن شدن این ادعا می‌توانید به بسیاری از مدیران فیلمبرداری سینما و تلویزیون که در حال فعالیت هستند، نگاهی داشته باشید. خیلی از آنها قبل از آن‌که به عنوان مدیر فیلمبرداری شناخته شوند، عکاس بوده‌اند و نگاه و زاویه دید هوشمندانه‎ای را که در حال حاضر در آثارشان می‎بینیم، ناشی از تجربه و فعالیتشان در عکاسی است.

حالا اگر فیلمی فروش نمی‎کند یا برخی از سریال‎ها با اقبال مواجه نمی‎شوند، علت آن عکس‎های بد نیست، بلکه باید آن را در موارد دیگری جستجو کرد. خیلی از عکس‎هایی که از فیلم و سریال‎ها می‎بینیم قابلیت انتشار و ماندگاری دارند.

علیرضا کریمی صارمی

عکاس و مدرس دانشکده خبر