جیم آویگنان, نقاش آلمانی

اگر حرفی برای گفتن دارید ساکت نمانید

جیم آویگنان را به عنوان پیشگام نسل جدید هنرمندان پاپ آرت می شناسند. فردی با عقاید ستایش شده و قابل احترام.

او نقاشی را در ۲۱ سالگی آغاز کرد و نمایشگاه هایی را در تکنو کلاب های شهرش برگزار کرد. عقاید هنری او بسیار صریح و واضح بود:«ممکن است هزاران تصویر را به قیمت یک دلار بفروشم و امکان دارد یک عکس را به قیمت هزاران دلار» .او تعهد خود را به فلسفه اش در نمایشگاهی که در سال ۱۹۹۵ در فرانکفورت داشت به اثبات رساند. عموم مردم می توانستند به رایگان مالک یکی از ۸۰۰ اثری که مشخص شده بود شوند. این نمایشگاه عنوان مناسبی داست: با هنر ثروتمند شوید.

در نمایشگاهی در سال ۱۹۹۲ او هرروز یک نقاشی می کشید و در عصر همان آن نقاشی را از بین می برد. از این نمایشگاه مستندی با عنوان «موزه های هنری را نابود کنید» ساخته شده است. او خود را به عنوان هنرمندی پرکار، پرهیجان و اصیل به اثبات رسانده است.

به گفته خودش، او شخصیت هنری و واقعی اش را از هم جدا کرده است. وی اهمیت چندانی به اینکه هر فردی کجا به دنیا آمده و در چه شهرهایی زندگی کرده است، نمی دهد اما برخی از مخاطبان هنر عقیده دارند که اطلاع از محل تولد و جامعه ای که در آن رشد کرده با درک بهتر آنها از آثار هنری کمک می کند و به همین جهت برخی از آویگنان درباره زندگی اش سوال می کنند در این مواقع او اغلب آنچه را که آنان دوست دارند بشنوند را بیان می کند نه واقعیت را و همین جواب ها باعث شده که برخی منابع او را سوئدی الاصل بدانند که نادرست است. او در شهر مونیخ به دنیا آمده، در شهرهای مختلفی زندگی کرده و از اوایل دهه ۹۰ تاکنون ساکن شهر برلین است.

او در هیچ مدرسه هنری آموزش ندیده است. آویگنان از مدارس هنری کارلسروهه –شهری که در آن بزرگ شده است- به نیکی یاد نمی کند و از آنجا که در جوانی به موسیقی علاقعه وافری داشته است، گروه های معتبر موسیقی را الگوی خود قرار می دهد.

او آنها را افرادی می داند که با شرکت در کلاس های هنری موسیقی را فرانگرفته اند و تنها به فکر ارائه افکار و هنر خویش هستند. او نیز در سال های آینده همین کار را انجام داد و موفق نیز شد.

در اوایل فعالیت هنری، او آثارش را در حدی نمی دانستن که گالری ها را به نمایش دادن آنها راغب کند؛ پس به کافه ها و کلاب ها روی آورد و اولین نمایشگاه هایش را در پاتوق های دائمی اش برگزار کرد و اندکی پس از آن چند نمایشگاه کوچک در چند شهر آلمان از جمله مونیخ، فرانکفورت، کلن و برلین برگزار کرد. در آن زمان در آلمان افراد زیر ۲۶ سال می توانستند با هزینه کردن ۲۰۰ مارک به مدت یکسال هرچقدر که می خواهند سوار قطار شوند و سرتاسر آلمان را بگردند. این قانون کمک بسیاری به این هنرمند کرد تا در ابتدای کار هنری، از عهده سفر به دور آلمان و برگزاری نمایشگاه برآید.

آن روزها –اواخر دهه ۸۰- او در آپارتمانی کوچک در کلن زندگی می کرد. گاهی پیش می آمد که صبحانه را در هامبورگ می خورد، بعدازظهر فردی را در فرانکفورت ملاقات می کرد و در مونیخ می خوابید.

اوایل، نقاشی برای او تنها یک سرگرمی بود. او در یک شرکت ارائه کننده خدمات اجتماعی کار می کرد و به نگهداری سالمندان مشغول بود.

در محیط کار او به سرگرم کردن و شاد کردن سالمندان می پرداخت و این باعث شد که مسوولان خشک موسسه او را اخراج کنند و از همینجا بود که او تصمیم گرفت نقاشی را جدی تر دنبال کند.

او به کلوبی که شب ها به آنجا می رفت رفت و از آنان درخواست کرد تا کارهایش را در آنجا به نمایش بگذارد و صاحبان آن مکان نیز موافقت کردند. از آنجا که جیم آویگنان سابقه چندانی در نقاشی نداشت و تقریبا هیچ کار جدی نکرده بود از آنان یک هفته وقت خواست و در طول این یک هفته بیست تابلو نقاشی را به پایان رساند.

پس از سال ها نقاشی کشیدن، او شتراکات کارهایش را پیدا کرد و دریافت که مردم بیشتر به چه نکاتی توجه می کنند. او با پررنگ کردن این نقاط ویژگی های شخصی کارهایش را افزایش داد و به سبک منحصر به فرد خویش دست یافت.

گاهی پیش می آمد که او همزمان روی ۱۰ تا ۲۰ نقاشی کار می کرد و در همه آنها از یک سری رنگ های خاص استفاده می کرد. ولی دریافت که این کار به کیفیت آثار او لطمه می زند. بنابراین کارگاه نقاشی اش را تعطیل کرد و در آپارتمانش به نقاشی کشیدن مشغول شد. او در این باره عقیده دارد:«هنوز هم اگر لازم باشد می توانم همزمان روی ۲۰ نقاشی کار کنم و در یک روز آنها را به پایان برسانم. سریع کارکردن به من انرژی و قدرت می دهد».