بررسی مضامین مشترک میان شاهنامه فردوسی و ایلیادو ادیسه هومر

سرنوشت مشترک قهرمانان به طورکلی در افسانه ها و اسطوره ها بیانگر فرهنگ و تمدن هر سرزمین و قومی هستند

سرنوشت مشترک قهرمانان به طورکلی در افسانه ها و اسطوره ها بیانگرفرهنگ و تمدن هر سرزمین و قومی هستند. این سرنوشت که راه و روشـی برای بهتر زیـستن و موثربودن است ، درقالـب شــخصیت های تـاریـخی و اســطوره ای ظاهـرمی شود.نوع نگاه و دید انسان ها به جهان ، همراه با جنبه های تغزلی ، عاشقانه ، غنایی، روح حماسی ، سلحشوری، فداکاری وجنبه ی اساطیری آن هاست.به عبارتی ،آن چه از آن به عنوان «فلسفه زندگی» نام برده می شود، وجه تمایز آثاری است که ضرورت مطالعات و تعمق آن ها را دوچندان می کند. بی شک با یافتن وجوه مشترک تفکر، بینش و اندیـشه ی انسان ها در شرایـط و دورانـی خاص ـ که در این جا دو خاسـتگاه اندیشه ای شرق وغرب است. - می توان به روح ملت ها دست یافت و همبستگی بشر را رقم زد.

ادبیات تطبیقی راهی علمی برای شناخت جریان های فکری و تأثیرگذار در ادبـیات ملی اســت و بالندگی و شکوفایی این نوع تحقیقات ، نتیجه ی گسترش پیوندهای ادبی ملت های گوناگون می شود . دراین جا تنـها به عنوان نمـونه نگاهـی می افکنیم به دو نـمونه از این حماسه ها و مقایسه ی آن ها تا از خلال آن ، بتوانیم بحثی داشته باشیم پیرامون آثارجاودانی و سترگ شاهنامه و ایلیاد و ادیسه تا نشان داده شود که تا چه اندازه نزدیکی تمدن ها و شباهت اسطوره ها به هم در به وجود آمدن آثار مشابه و مضامین مشترک ، دخیل است. در بعضی اجزای این دو اثر چنان تشابهی دیده می شود که تحسین برانگیز است. این اشتراک در واقع به اشتراک سرشت انسان ، در هر نقطه از جهان و در هر زمان برمی گردد . در این پایان نامه ، مضامین مشترک دو حماسه ی جاودان دو تمدن ایرانی و یونانی یعنی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه ی هومر تحلیل شده است. این مضامین در سه بخش؛

الف) تـشابـه در کلیـات و محـتوا

ب) تشـابه مـیان پهـلوانان وشخـصیتها

ج) تـشـابه در برخـی مفاهیـم حماسی و جزئیات ، جمع آوری ، بررسی و تدوین شده است.

نتیجه پژوهش حاکی از این است که این دو اثردر ابعاد خدا محوری ، اعتقاد به جهان دیگر ، تفاوت در زمان، سرزمیـن و اقلیم ، تصـویر دو جنگ همگروه ، ایثار و فدا کاری ، چگونگی رفتار با کشته دشمن و بسیاری مفاهیم دیگر ، با هم اختلاف و تفاوت دارند .

اسماعیل خاتمیان