ادبیات کودکان

ادبیات ترجمان احساسات , عقاید و افکار ملت هاست دوام و اعتبار هر ملت مرهون ادبیات و آثار ادبی نویسندگان آن قوم است کارنامه ها , افسانه ها ,اسطوره ها ,قصه ها , متل ها و مثل ها مظاهر تحولات سیاسی و اجتماعی و ادبی و نمودار صعود و نزول افکار , روحیات و در یک کلمه فرهنگ جوامع بشری اند

● مقدمه :

ادبیات ترجمان احساسات ، عقاید و افکار ملت هاست . دوام و اعتبار هر ملت مرهون ادبیات و آثار ادبی نویسندگان آن قوم است . کارنامه ها ، افسانه ها ،اسطوره ها ،قصه ها ، متل ها و مثل ها مظاهر تحولات سیاسی و اجتماعی و ادبی و نمودار صعود و نزول افکار ، روحیات و در یک کلمه فرهنگ جوامع بشری اند .

ادبیات با تحولات اجتماعی هم آهنگ است و با پیشرفت های علمی و هنری توسعه می یابد . نوع این تغییر متناسب با نوع افکار حاکم بر جامعه است . چه بسا ملتی که ادبیاتش در یک دوره از زمان در نهایت پختگی ، شیوایی ، محکمی ،زیبایی ، فصاحت و رسایی بوده و در عصر دیگر قوس نزولی پیموده و به ابتذال گرائیده است .

هر چه جامعه از نظر علمی و اجتماعی توسعه یابد نیازش به ادبیات و شاخه های متنوع آن بیشتر می گردد ، زیرا افکار نو بایستی به وسیله ای تعبیر و بیان شوند هر چه این تعبیرات دقیق تر و لطیف تر و زیباتر باشد ، دلنشین تر و جذاب تر خواهد بود . فکر بشر تغییر می کند و گسترش می یابد لیکن غرایز طبیعی او زیاد دچار تغییرات نیست . احساسات ، عواطف و تمایلات روحی ، هنر دوستی ، همواره با بشر همراه است .و ادبیات پیوند نا گسستنی با این عناصر فطری دارد . و برای همین است که هیچ گاه کهنه نمی شود . حتی عده ای از دانشمندان معتقدند ادبیات یک پدیده جاودانه اجتماعی است که از هیچ جامعه ای حتی جوامع بدوی جدا نیست و همچون بسیاری از پدیده های اجتماعی قابل تعریف با کلام و الفاظ نیست . گروهی ادبیات را « مجموعه تظاهرات هنری هر قوم می دانند که در قالب کلام ریخته شده باشد .» و به تعبیری دیگر ادبیات « مجموعه بازتابهای آدمیان است در مقابل عوامل درونی و بیرونی که به صورت کلام همراه با تخیل و عاطفه در آمده و هدفش سعادت و خوشبختی آدمی است . این سعادت و خوشبختی در سایه ی تربیت صحیح امکان پذیر است . و تربیت بایستی از خردسالی انجام پذیرد . پس کودک و خرد سال به نوعی خاص ادبیات نیاز دارد . این ادبیات با تعاریفی که از ادبیات به معنای اعّم شد ، تفاوت کلّی ندارد بلکه از آنجا که برای موجودی کم تجربه و در حال رشد ساخته می شود . باید عالی تر ، جذاب تر و سازنده تر باشد . ادبیات کودک در ایران شاخه ای ضروری و دیررس بر تنه درخت تناور ادبیات به مفهوم عام به شمار می رود .

● بیان موضوع :

اندیشه پردازان مختلف با هر گونه نظام فکری لزوم ادبیات کودک در ایران را برای باروری هر چه بیشتر تفکر کودکان و شکل بخشیدن به گفتار و کردار او تأیید کرده اند .دیررس بودن این شاخه نتیجه ی شرایط متعدد حاکم بر اوضاع و احوال اجتماعی می باشد . چند دهه ی اخیر دوره ی رشد سریع ادبیات کودکان در ایران است . در این دوره مولفان و مترجمان تعداد چشمگیری از متون مختلف را برای کودکان تألیف و ترجمه کرده اند . تاریخ ادبیات کودک ایران نشان می دهد که پیشرفت آن توأم با چه حساسیتی بوده است . و در مدتی بس کوتاه ادبیات کودک این سرزمین در زمان کودکی خود از کودک فاصله بسیار داشت و به جای آنکه ادبیات کودکان باشد ، ادبیات کودکانه ای بیش نبود . از آن زمان تا کنون سیری را که پیموده همواره به جهت رشد و توسعه و توجه به جهان خاص کودک و تخیلات او بوده است . وظیفه ی این ادبیات کشف واقعیت با تمام غنای آن برای کودک و همچنین تخیل و آفریندگی فکری اوست . به همین دلیل ، گونه هایی از ادبیات کودک را مانند : قصّه ، افسانه ها ، متل ها ..... که در پرورش تخیل او موثرند بسیار ارج می نهیم .

ادبیات کودکان زمان شروع معینی ندارد . مطالعه در احوال ملل مختلف در تاریخ و تحقیق در زندگی اقوام ابتدائی ما را بر این وا می دارد که بگوییم از زمانی که مادر و طفل وجود داشته است شکلی از ادبیات کودک خلق شده . مادر یا پدر لحظاتی صمیمی سرودی یا ترانه ای یا افسانه ای را برای فرزند خویش می گفته و چون گفته و یادش صادق و صمیمی و از دل برخاسته بود لاجرم بر دل می نشست و نقش عمیق و موثر بر عهده داشت مانند :

۱) آماده کردن طفل برای شناختن ، دوست داشتن و ساختن محیط

۲) شنا ساندن طفل به خویشتن ، ایجاد احترام به اصالت نفسانی و میل به اعتلای مداوم

۳) سرگرم کننده و لذت بخش بودن

۴ ) علاقمند کردن طفل به مطالعه

● اهمیت موضوع :

بی شک هیچ گاه نمی توان نقش ارزنده ی زبان و ادبیات را در تاریخ تکامل بشریت منکر و یا آن را کم رنگ دید و به یقین ادبیات هر سر زمین چه به صورت مکتوب چه شفاهی نشان دهنده ی غنا ، اصالت و بالندگی فرهنگ آن ملت است . و در این میان ادبیات ویژه ی کودکان دارای جایگاهی ویژه و ممتاز است . زیرا که دنیای کودکان دنیایی متفاوت از بزرگسالان است و هنوز ذهن ساده و پاک این فرشتگان زمینی نقشی از دنیای واقعی نپذیرفته است . در نظر کودک ، پلنگ تیز دندان به رامی و بی آزاری گنجشک است و عقرب جراره ، به لطافت پروانه ی خوش خط و خال . سنگ خاموش در نزد آنها همانقدر گویاست که انسان با روح و سخنگو . به همین جهت ، پاره های کاغذ ریخته و پراکنده ، برای بزرگسالان صورتی زباله گونه و دور ریختنی دارد ولی برای کودکان رمزی و رازی دیگر . در خصوص ادبیات کودکان و تحقیق پیرامون این گستره ی وسیع کشور ما ، کشور نوپایی است . البته این بدان معنا نیست که مثلأ گذشتگان در زمینه ی ادبیات کودکان کاری نکرده اند ، ولی آنچه مسلم است اینکه تحقیقات آنان سیری منطقی و شکل نهایی خود را باز نیافته است . در واقع می توان گفت بسیاری از مطالبی که می تواند در یهنه ی ادبیات کودکان وارد شود ، به صورت شفاهی بود . که ما جز آثاری اندک چیزی از آنها را در دست نداریم و آنچه هم از زمان مشروطیت به بعد به آنها پرداخته شده تاریخچه ای مدون و مطلوب نداشته است و محققان کمتر به آن پرداخته اند و جهات آن را مورد بررسی قرار داده اند .

نقش ادبیات شفاهی را بر ادبیات کودک نمی توان نادیده گرفت . تأثیر شگرف و غریب این ادبیات – شفاهی – بر روح و روان کودک آنچنان است گاه تا سالها در ذهن او نقش ماندگاری می گذارد .

هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معروف معاصر که اتفاقأ داستانهی او برای کودکان ، سرشار از ادبیات عامیانه است می نویسد : « ما ایرانیان در سرزمین قصه ها و تصویر های ناب و خیالهای شاعرانه زندگی می کنیم . پشت زندگی هر پرنده ، هر حیوان ، هر وسیله ی زندگی و هر درخت قصه و خیالی و شعری پنهان کرده ایم . خیام شاعر و فیلسوف معروف ایرانی کوزه را زیبارویی می بیند که دسته اش دستی است که روزگاری بر گردن دوستی بوده است و حافظ شاعر و عارف کشور ما قد و بالا و حرکات نرم و رقص گونه ی سرو را در باد نشانه ی انسان بلند بالا و خوش اندامی می داند که روزگاری جسمش در خاک شده .

و براستی که ما از این سرزمین و مردم که ذهن سرشار از شعر و خیال دارند ، و نویسندگانی که با روحیه ای کودکانه به زندگی و اطرافشان نگاه کرده و قصه نوشته اند و من اینک نمونه ای از این قصه های زیبا و با طراوت به عنوان حسن ختام در این جا ذکر می کنم :

در آبادی ما چوپانی بوده است که توی شیر گوسفندانش آب فراوان می ریخته و به مردم ، به جای شیر آب می فروخته . تا یک روز کاسه ی شیر از دستش می افتد و دمر می شود و ناگهان به صورت حیوان زشت و ترسناکی در می آید . این همان لاک پشت یا به اصطلاح روستای ما «کاسه پشت » است .

● ادبیات کودکان چیست ؟

نظریه پردازان بسیاری در باره ی ادبیات کودکان به سخن پرداخته اند و تعاریف گوناگونی از آن ارائه داده اند . اما شاید جامع ترین تعریف این باشد :

« ادبیات کودک و نوجوان عبارتست از تلاش هنرمندانه در قالب کلام ، برای هدایت کودک به سوی ( رشد ) با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او » .

به دیگر سخن ، هر تلاش که به شیوه ای هنرمندانه و موثر و جاذب کلام را به خدمت گیرد تا در شکل های متفاوت شعر ، قصه و .... کودکان را به سوی تعالی و راه خدا سوق دهد و از گمراهی برهاند ، ادبیات اسلامی و کودکان و نوجوانان است .

ممکن است این سوال پیش آید که آیا تعریف مذکور مثلأ شامل قصه هایی که با هدف برخور داشتن کودک از بازی با کبریت « و یا » تشویق نوجوان به اتحاد و دوستی نوشته می شود و یا شعری که تنها سرور آفرین و لذت بخش است هم می شود ؟ در پاسخ باید گفت که « تلاش » یاد شده ، ابعادی گوناگون دارد ، هرشعر ، قصه ، « او» نوشته شده باشد ، قابل قبول و اسلامی است . می بینم که با این ترتیب ، دیگر ادبیات کودکان و نوجوانان ، چیزی جدای از مکتب و متفاوب با برنامه های هدایتی اسلام برای رشد انسان نیست ، بلکه خود اسلام منتها با ترتیب و زبانی در خور فهم ، و شکلی قابل قبول و جذاب برای کودک .

حال چند نمونه از تعاریف معمول از ادبیات کودکان - از دیدگاه های غیراسلامی :

مجموعه تظاهرات هنری هر قوم که در قالب کلام ریخته شده است .

البته تعریف فوق ، ادبیات را در معنای عام آن - اعم از ادبیات کودکان و بزرگسالان مد نظر دارد .

یا : به کلیه ی نوشته هایی که مخصوص نسل جوان تهیه و انتشار دارده می شود . چه داستان باشد و چه غیر داستان ، چه به نظم باشد و چه به نشر و چه در قالب کتاب ارائه شود ، چه به صورت مجله ، ادبیات کودکان گفته می شود .

تعریف اخیر به خوبی بی حساب و کتابی ادبیات کودکان را - که لابد خیلی ها خواستار آنند - در نظر نویسنده مذکور نشان می دهد.

در جای دیگر آمده است : ادبیات کودک مجموعه نوشته ها ، سرود ها و گفتاری است که از طرف بزرگسالان جامعه برای استفاده ی خردسالان فراهم شده است .

● ادبیات کودکان در ایران :

کشور ما با همه ی عظمت و قدمت ادبی اش در زمینه ی ادبیات کودکان، به مفهومی که ما امروز از این عنوان داریم ، تاریخچه ای بسیار مختصر دارد و در این راه طفلی نوپا ست . علت این امر را بیش از همه باید در تاریخچه ی فلسفه ی تعلیم و تربیت جستجو کرد .

در ایران نه فقط نویسندگان و محققین بلکه مربیان تا همین سالهای اخیر به کودکی و نوجوانی فقط به عنوان یک دوران آموزندگی و نقش پذیری نگریسته اند و هرگز این دوران را به خودی خود مورد مطالعه و مشاهده قرار نداده اند . بلکه همیشه آن را به صورت مرحله ای در را ه رسیدن به بزرگسالی پنداشته اند .

برای آنها همیشه آینده ی بچه مطرح بوده است ولی اینکه این آینده با صرف چه نیرویی و تحمل چه رنج عبثی به دست خواهد آمد مهم نبوده است . به گفته ی دیگر در قدیم ، و حتی شاید گزاف نباشد که بگوئیم هنوز هم بسیارند کسانی که معتقدند طفل ، بزرگسالی است «کوچک » با قدرتی عظیم در آموختن . بنابراین باید از این قدرت او استفاده کرد و به تدریج همه ی آنچه را در بزرگی باید بداند در محفظه ی «ذهنش» ریخت . درباره ی اینکه این فلسفه و دید غلط چقدر باعث عقب افتادگی و نارسایی تعلیم و تربیت ما شده است در اینجا صحبتی نمی کنیم ، ولی جا دارد که درباره ی تاثیر این فلسفه در بوجود آمدن یا بهتر بگوییم « بوجود نیامدن » ادبیات کودکان در این مرزو بوم خوب بیندیشیم . این طرز تفکر درباره ی کودک و نوجوان باعث شد که هرگز کوششی علمی در راه شناخت واقعی شخصیت او در ایران انجام می گیرد .همین عدم شناسایی خود سبب شده که آنچه ظاهراً برای کودک و نوجوانان بوجود می آید. هیچ تجانسی با روحیه و طرز تفکر او نداشته باشد .

بدیهی است اینجا صحبت از ادبیاتی است که به نام کودک و نوجوان نوشته شده است و به هیچ وجه این گفته در باره افسانه ها و متلها و داستانها ی عامیانه ما صادق نیست .چه این مثلها و افسانه ها و داستانها را مردم می س اخته اند . یعنی پدران و مادران و این عمل دور از هر مقام طلبی و سود جویی انجام می گرفته است . مادر یا پدر در لحظاتی صمیمی ، سرودی یا ترانه ای یا افسانه ای برای فرزند خوش می گفته است و چون گفته هایش صادق و صمیمی و از دل برخاسته بود لاجرم بر دل می نشست .

به این ترتیب می توانیم از : « جبار عسکر زاده (باغچه بان ) ، یحیی دولت آبادی مولف کتاب ،شهرناز صنعتی کرمان مولف کتاب رستم در قرن بیست و دوم » عباسی یمینی شریف به عنوان پایه گذاران ادبیات نوین در ایران نام ببریم .

● انواع ادبیات کودکان :

کتابهایی که برای بهره گیری بچه ها تهیه و تولید می شود سه شکل دارند :

۱) کتابهای تصویری :

به آثاری اطلاق می گردد که تصویر وسیله انتقال پیام است . این کتابها برای بچه هایی است که هنوز به مدسه نرفته اند و سواد خواندن و نوشتن ندارند . تصویر خود زبان گویایی است که اگر در حیطه ی محدودیتهای ذهن کودکان تهیه شود می تواند پاسخ گوی بخشی از نیازهای بچه ها به کتاب ومطالعه فراهم آورد .

۲) کتابهایی که به نثر هستند . (آثار منثور )

در این نوع کتابها «کلمه » مبنای اصلی انتقال مفهوم است ، اما به نسبت حسن مخاطب ، از تصویری نیز برای انتقال بهتر مفهوم و ایجاد انگیزه و جاذبه ی بیشتر بهره گیری می شود .

آثار مثنور شامل مقالات ، نمایشنامه ها ، قطعات ادبی ، قصه های کوتاه و داستانها ی بلند ی است که به منظور استفاده کودکان نوشته شده است .

۳) کتابهایی که منظوم اند (آثار منظوم )

کتابهایی هستند که کلام آهنگین را جامه ی مفاهیم خود ساخته اند . پدید آورنده ی چنین آثاری پیروی از قواعد و قوانین نظم و شعر فارسی را مد نظر دارد و به دلیل تأثیر خاصی که در کلام منظوم است ، این قالب را برای انتقال مقصودش اختیار کرده است . نظم های آموزشی ، قصه های منظوم و شعر های خیال انگیز که از جوهره ی شعری بر خور دارند . برای بچه ها سروده شده اند از جمله این آثار هستند .

● قصه منظوم :

قصه های منظوم کوتاه را در ادبیات فارسی به « حکایت منظوم » شناخته ایم و قصه های بلند را اعم از عشقی تاریخی و تمثیلی ( در فلسفه و عرفان ) منظومه خوانده ایم . بوستان سعدی حکایتهای منظوم است و داستانهای نظامی منظومه های است که تقریباً با درامهای اروپا یی همسانیهایی دارد .

برای کودکان نیز می توانیم قصه ها و نمایشنامه های منظوم داشته باشیم ، مخصوصاً نمایشنامه ی منظوم ، که کار حفظ کردن و اجرای نمایش را به واسطه موسیقی، وزن وقافیه و انتظام آن در ، برای کودکان آسانتر می کند .

قصه های منظوم دو گونه اند : یک گونه آنها که با تقلید از قصه های کوتاه منظوم عامیانه ساخته می شود .نمونه های جدید این گونه منظوم ، با وزنهای متغییر هجایی و ترانه ای ، قصه « گل آمد و بهار آمد» منوچهرنیستانی و « قصه طوقی»

م.آزاد ( محمود مشرف آزاد تهرانی ) است .

«شعر پریا» و «دخترای ننه دریا » احمد شاملو را هم ، با وجود تفاوتهایشان می توان از قصه های منظوم به شمار آورد . این گونه قصه ها از پیش از مدرسه تا کلاس اول و دوم و حداکثر سوم ابتدایی قرار می گیرند .

گونه ی دیگر از قصه های منظوم همانهایی است که با تقلید از حکایتهای منظوم شاعران کلاسیک ساخته می شود .مانند « مثنوی بچه ی خوب » ساخته مهدی آذر یزدی است ، ودیگری ترجمه منظوم قصه های لافونتن است که به همت سعیدی انجام گرفته است . در اولی ضعفهای است مضمونی و کلامی دیده می شود که نمی توان از آنها گذشته و دومی قدرتهای کلامی دیده می شود که به واسطه کهنگی بیان ضعف به حساب می آید. از قصه های عامیانه می توان از: لچک کوچولوی قرمز ، آقاموشه و شنگول و منگول نام برد .

● نگاهی به ادبیات عامیانه :

قدمت تاریخ ملت ما طبیعتاً ایجاب می کند از منبع بسیار غنی ادبیات عامیانه برخوردار باشیم . خاصه اینکه در این سرزمین از دیر باز اقوام و طوایف مختلف دوش به دوش هم می زیسته اند . و نتیجتاً در طرز تفکر و فلسفه ی زندگی تأثیر بسیار داشته اند .

ادبیات عامیانه ما مانند ادبیات مردم در هر نقطه ی دیگر گیتی آینه ای است تمام نما از خصوصیات خلقی و مسائل و راهنماییهای این توم کهن اگر درلالاییهای مادرانه اثری از غم تنهایی دیده می شود .مثلهایمان جلوه گر شوخ طبعی و تیز اندیشی طبع طنز پسند ایرانی است ودر افسانه هایمان بخصوص افسانه های حماسی مان روح بلند و آزادی طلب مردمی دیده می شود که همواره کوشیده اند به زیر بار زور نروند و به هر وسیله ی دست افکنده اند که موجودیت خوش را ثابت و حفظ کنند .این گنجینه ی «عظیم»قرنها سینه به سینه از دهان مادر بزرگان به گوش نوه ها رسیده است .

گاه و بیگاه نویسنده ای از آنها الهام گرفته است و از تلفیق داستانهای عامیانه با تفکرات خویش اثری جدید بوجود می آورده است . ار این قبیل هستند آثاری چون « مر زبان نامه » و« شاهنامه ی فردوسی » .افرادی نیز در طول قرون کوشیده اند تا داستانهای عامیانه ای را که می شنیده اند به نحوی ضبط کنند . بسیاری از داستانهایی را که با انشایی نه چندان دلچسب یا چاپی براحتی امروز در میان مردم یافت می شود از این قبیل است ، مانند : « چهل طوطی »

نمی توان صحبت از ادبیات عامیانه کرد ولی داستلانهای دینی راسخ بین مردم را نادیده گرفت. این داستانه که زاییده فکر ابتدای و ایمان راسخ مردم بوده اند گرچه پر از خوافه و تعصب می باشند ولی غذایی هستند معنوی که هنوز میان مردم خاصه در روستاها طرفداران بسیار دارد . کسی که اولین بارداستانهای عامیانه ایرانی را مخصوص کودکان جمع آوری و منتشر ساخت «صبعی مهتدی» بود . او فعالیت خویش را در آخرین سالهای قبل از شهریور ۱۳۲۰ آغاز کرد .

بسیاری از مربیان و والدین امروز کودکانی بودند که در ظهر های جمعه ی آن زمان گوش به رادیو می سپردند، تا صدای « بچه ها ، سلام » او را بشنوند . همچنین کتابهای «افسانه ها و افسانه ها ی کهن » و (عمو نوروز) او تا کنون بارها تجدیده چاپ شده اند .

در اینجا لازم است اشاره شود که صبعی اولین کسی نبود که که دست به جمع آوری ادبیات عامیانه در ایران زد . صادق هدایت سالها قبل از او این کار را کرده بود ، ولی صبعی کسی بود که ادبیات عامیانه را برای کودکان و نوجوانان جمع آوری کرد . با وجود این مجموعه هایی را به هیچ وجه نمی توان بهترین باز نویسی از ادبیات عامیانه ایرانی دانست ، زیرا چیزی است بین یک اثر عامیانه ئ یک باز نویسی خلاق .

در سالهای اخیر عده ی زیادی به جمع آوری ادبیات عامیانه در نقاط مختلف کشور پرداخته اند با دیدی آشنا به روحیه ی اطفال و نوجوانان مجموعه هایی را منتشر ساختند . گر چه از لحاظ ارزش ادبی کار این افراد کاملأ متفاوت است ولی در اینجا لازم است در زمینه ی گردآوری و بازنویسی ادبیات عامیانه برای کودکان از افرادی چون کوهی کرمانی ، صمد بهرنگی ، بهروز دهقانی ، محمود فارسی ، ابوالقاسم فقیری ، فریده ی فرجام و مهدخت دولت آبادی یاد شود .

● فلکلر یا فرهنگ عامه :

از زمانی که « فلکلر» یا «فرهنگ عامه » به عنوان یک رشته ی علمی در جهان معرفی شد ، و مواد فلکلری جزئی از تحقیقات مردم شناسان قرار گرفت « هنر شفاهی » یا «ادب عامه » نیز اهمیت ویژهای یافت و موضوع اساسی تحقیق کارشناسان و محققان علوم اجتماعی و انسانی ، به ویژه فرهنگ عامه - شناسان و زبان شناسان واقع گردید .

«هنر شفاهی » یا «ادب عامه »چنان که قبلأ در بخش تعاریف و کلیات اشاره شد ، یکی از سه اصل بنیادی رو ساخت هر جامعه است و همه ی گونه های روایات منثور و منظوم ، مانند اُسطوره ، قصه یا افسانه ، حکایت ، متل ، دوبیتی یا ترانه ، تصنیف ، مثل ، چیستان ، اصطلاح و تشبیه و کنایه را ، که شفاهآ از فردی به فرد دیگری ، یا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ، در بر می گیرد .

چون « فرهنگ عامه » متعلق به توده ی مردم ما و به زندگی واقعی وابسته است ، از این رو « ادبیات عامه » هم پیوندی با واقعیتهای زندگی عادی مردم دارد . «ادبیات عامه » انکاره هایی از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم ، شیوه ی کار و تولید ، ویژگیهای رفتار و روابط ، سنخ اندیشه و احساس ، نوع گرایش ، مذهب و اخلاق ، و اعتقادات مردم جامعه را که در صفحات تاریخ ثبت و ضبط شده ، تصویر می کند .در هنر « شفاهی » این کیفیات و خصوصیات ما ونیز فلسفه و منطق و قانون زندگی ، و جّویات و هزلیات آن مطابق با نظام اجتماعی جامعه تعبیر و تفسیر می شود.

«ادب عامه» به طور کلی ما زاده ی نوع روابط و مناسبات و شعور جمعی مردمی است که در یک واحد اجتماعی زندگی می کند و با یکدیگر به وسیله مجموعه ای از سنتهای مشترک و عمومی پیوند و همبستگی دارند .

ساختمان «ادبیات عامه » بر دواصل واقع گرایی و خیال پردازی بنیاد گرفته است .این دو جنبه وقتی در « ادب عامه» با هم می آمیزند ، صورتهای گوناگون « ادبیات عامه » را زیباتر و دلپزیر تر و مقبول عام و خواص می کند . «هنر شفاهی » برداشت ها و تلقیهای ساده و بی پیرایه ی اقوام ابتدائی و روستایی را از زندگی و مرگ ، جهان لاهوتی و ناسوتی ، کائنات و طبیعت موجودات عالم را تبیین و تشریح می کند.این برداشتها و تلقیها به گونه پیام و رسالت انسان از معبر زمان و مکان می گذرد و از نسلی به نسل دیگر و از قومی به قوم دیگر انتقال می یابد .

«ادب عامه» زبانی روان و ساخت و ترکیبی ساده و بی پیرایه دارد. بی پیرایگی و سادگی صورتهای «ادب عامه» همچون بی پیرایگی و آزادگی زندگی آفرینندگان آن می باشد . «آریان پور» در جامعه شناسی هنر در باره ی سبک هنر عوام می نویسد :«آثار هنری عوام همیشه ساده و بی پیرایه است . زیرا از زندگی مردم ساده ای که دنیای نظر را صرفاً محض دنیای عمل می خواهند ، بر می خیزد . مردم عادی هنگام سخن گفتن ، جز بیان مطلب غرض دارند » هنر عوام در آغوش جامعه به بار می آید و پیوند مستقیم نزدیکی با زندگی تولیدی جامعه دارد و چون جوامع مختلف از حیث تولید ، مراحل همانندی را می گذارانند ، می توان در فلکلر اقوام مختلف مشابهات فراوان یافت .

یکی از تفاوتهای «ادب شفاهی » با « ادب مکتوب » این است که«ادب شفاهی » یا ادب عامه سرایندگان یا گویندگان شناخته و معلوم ندارد و همه ی گونه های آن حاصل و بازتاب ذهن جمعی افراد جامعه است ، که به منظور ارائه طریق ، و دستورالعمل زندگی ، و راه یابی و راه گشایی ، و شناساندن ارزش های عناصر اجتماعی به اعضای جامعه پدید می آیند پراکنده می شوند . در صورتی که« ادب مکتوب» آفرینندگان شناخته و معلوم دارد ، و غالباً به منظور ارج گذاری و اعتبار دهی به سرایندگان و گویندگان آن یا گروه و قشر خاصی پدید می آید .

اگر گونه هایی از «ادب عامه » یا صورتهایی از فلکلر یک قوم زمانی از رواج بیفتد و دیگر به کار نروند و به این علت است که یا با انگاره های پذیرفته شده و سنتهای « فلکلر» یا فرهنگ آن قوم قابل تطبیق نیستند ، یا اینکه رفع نیاز نمی کنند و برای جامعه مفید و موثر نمی باشند . اگر « فلکلر» یا «ادب عامه » در انگاره های فرهنگی یک قوم یا جامعه پذیرفته شوند ، به همان گونه و شیوه که همه ی عناصر فرهنگی در یک جامعه ی ابتدایی یا روستایی تقریر و باز گو می شوند ، صوتهای « فلکلر» نیز تکرار و بازگو می شوند .

● تاثیر فرهنگ عامه بر قصه های کودکان :

▪ قصه و قصه گویی :

قصه و قصه گویی پدیده ای است که قدمت آن شاید به قدمت پیدایش زبان و گویای آدمیزاد باشد .

آنچنانکه تقریبأ هیچ قومی و ملت کهنی را نمی توان یافت که دارای قصه ها و حکایتهای مذهبی ، حماسی ، اجتماعی و امثال آنها نباشد .

آنان که در تاریخ تحقیق کرده اند می گویند : پدران و اجدادها هنگام کار و پس از فراغت از آن یا هنگام جنگ و ستیز و یا در هر حال دیگر دور هم جمع می شوند و در اطراف خدایان شنیده ها و عقاید خود ، و دیده های خود را داستانسرایی می کردند و مادران جهت سرگرم کردن و احیانأ خواباندن بچه ها ی کوچک خود ، برای آنها قصه می گفته اند .

علاقه به قصه منحصر به طبقه و قشر خاصی از اجتماع نبوده است ، از افراد پایین تر قشر های اجتماع تا شاهان و امراء و از با سواد تا بی سواد ، به قصه علاقه داشته اند .

قسمت بسیار بزرگ و قابل توجهی از ادب عوام را قصه ها و حکایات تشکیل می دهد که محققین از خلال همین قصه ها و افسانه های عامیانه با آداب و رسوم و عقاید و افکار نسلهای گذشته آشنا شده اند . همچنان که تاریخ مردم باستان هم به صورت قصه و نقل داستان به ما رسیده است . زیر تا آن زمان خط و کتاب وجود نداشت، کسی نمی توانسته وقایع تاریخی را بنویسد و همین نقل سینه به سینه و قایع ، آن هم به شکل قصه باعث شده است که ما امروز بتوانیم تا حدودی از مسایل و عقاید مردم آن زمان ها آگاهی داشته باشیم . جامعه ترین و روشن ترین نوع گروه بندی خواندنیهای کودکان و نوجوان آن باشد که کلیه آنها را صرف نظر از شکل نوشته و گروه های سنی خوانندگان ، از لحاظ موضوع دسته بندی کنیم . و آن ۳ دسته کلی داستان ، غیر داستان و شعر می باشد .

▪ داستان :

داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن نویسنده فکر اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه می دهد .خواه داستان کاملاً تخیلی و غیر واقعی باشد و خواه واقعیت زندگی باشد که نویسنده آن را پرداخت و آرایش داده باشد .

در یک داستان خوب نه فقط سبک نگارش و شیوه پرداختن موضوع بسیار مهم است بلکه انتخاب موضوع و قالبی که موضوع درآن ریخته می شود نیز خود هنر است .« ادبیات کودکان » فقط به داستانهای خاص کودکان و نوجوانان اطلاق می گردد . داستانها که نوع وسیعی از ادبیات کودکان و نوجوانان هستند از لحاظ موضوع و طریقه پروراندن آن به چند دسته تقسیم می شوند . و اینک به طور مختصری هر یک را توضیح خواهیم داد .

الف ) داستانهای واقعی :

داستان واقعی داستانی است که اگر چه مخلوق تخیل زنده و بیدار نویسنده است ولی در اجزای متشکله آن و در سیر ماجرا چیزی وجود ندارد که وقوع آن را غیر ممکن سازد . از زندگی و ماجراهای گوناگون آن الهام می گیرد و داستان می آفرینند که گرچه ممکن است عیناً اتفاق نیفتاده باشد ولی بدون شک امکان وقوع آن بسیار است . داستانهای واقعی با توجه به اینکه درباره ی هرچیز و هر کس و هر جا باشند انواع مختلف و بسیار دارند که مهم ترین آنها عبارتند از :

داستانهایی از صحنه های مختلف زندگی اطفال ، داستانهای حیوانی داستانهای ماجرایی ، داستانهای تاریخی ، داستانهای فکاهی و طنز آمیز و داستانهای عاشقانه .

ب) افسانه ها :

داستانهایی که دارای عوامل تخیلی بسیار هستند و امکان وقوع ماجراهای آنها بسیار بعید و در واقع غیر ممکن هستند «افسانه» نامیده می شوند .محققان ادبی معتقدند که از قدیمی ترین نوع ادبیات هستند به خصوص افسانهایی که از دیرباز میان مردم جهان رایج بوده اند و از سینه به سینه نقل شده اند . افسانه ها را به طور کلی به دو دسته ی عامیانه و جدید تقسیم می شوند .

افسانه های عامیانه از زمانهای بسیار قدیم میان مردم و اقوام مختلف نقل شده اند . افسانه های عامیانه طبعاً حالت گفتار دارند زیرا قرنها پیش از چاپ و حتی قبل از وجود خط و فن کتابت وجود داشته اند . این قصه ها در طول زمان سفر کرده اند به کمک نقالان و فروشندگان دوره گرد و همراه کاروانیان از دیاری به دیار دیگر رفته اند . در اثر همین مسافرت در زمان و مکان از صورت اولی خویشی در آمده اند و ودر هر زمان و محلی مطابق احتیاجات روانی و اجتماعی مردم تغییر شکل یافته اند . افسانه هاسی عامیانه ی یک قوم نمایشگر عقاید و اداب و رسوم آن قوم ، مبیین احساسات و دید مردم آن نسبت به مسائل زندگی است .

- در بیشتر افسانه های ملل خصایل عالی انسانی از قبیل فروتنی ، جوانمردی ، سخاوت ........مورد ستایش قرار می گیرد .

- شیوه ی بیان افسانه ها بسیار به گفتار مردم نزدیک است زیرا اصولأ زمانی به وجود آمده اند که نگارش وجود نداشته است .

- افسانه های عامیانه معمولأ از طرح خاصی پیروی می کنند . شروع و پایان مخصوص به خود دارند . شخصیتهای اصلی داستان اغلب در همان چند جمله ی اول معرفی می شوند و بعد این شخصیتها با گره اصلی مواجه شده و در طی ماجرایی بسیار سریع و پرحادثه این گره بدست محبوبترین قهرمان افسانه گشوده می شود .

- ماجرا در افسانه های عامیانه نقش بسیار مهمی را بر عهده دارد . وقایع چون دانه های ریز یک زنجیر تند و سریع یکی پس از دیگری قرار می گیرند و هرگز شنونده یا خواننده را با جمله سازیهای زیاد و توضیحات و توصیفات بی فایده معطل نمی گذارد .

- تکرار ، یکی از خصوصیات برجسته ی داستانهای عامیانه است . این تکرار هم درز سبک نگارش و هم در ساختمان افسانه موثر است مانند : افسانه هایی چون «موش دم بریده» یا « مهمان نا خوانده » نقش اساسی دارد .

- در افسانه های عامیانه افراد اصلی داستان شخصیتهای روشن و مشخصی دارند و اغلب مشابه هستند .

- افسانه های ملل نویسنده ی خاصی ندارند . زیرا سالها بلکه قرنها پس از بوجود آمدن جمع آوری و نگاشته شده اند .

- تنوع افسانه های عامیانه نشانه ی گسترش عظیم تخیل انسانی است . دسته ای از آنها برای پند آموزی و تربیت نو رسان بوجود آمده اند ، در حالی که بعضی جنبه ی فلسفی و دینی دارند . از این رو طبقه بندی افسانه ها کارآسانی نیست ، ولی به هر حال شناختن مهمترین انواع آن برای کسانی که می خواهند از این افسانه ها برای اطفال استفاده کنند لازم است .

● تأثیر فرهنگ عامه بر شعر کودکان :

شعر ها افسانه اند و افسانه ها شعرند . اما نه شعر خالی از حقیقت انسان و واقعیت زندگی اوست ، نه افسانه . شعر هم مانند افسانه ها با همه خیالها و زیباییها می توانند زندگی ساز باشند و یا زندگی سوز ، و این جاست که شعر کودک در برابر شعر بزرگها اهمیت خود را بر کرسی بلندتری می نشانند . بزرگ ها همینند که هستند ، و شعری که به آنها بدهی ، در آن خود را می جویند ، و چون خود را نیابند ، آن شعر را آینه ای نا مناسب می دانند و به دو روش می اندازند و فراموش می کنند . اما کودک آن نیست که هست ، آن است که خواهد شد ، و هر شعری که به او بدهی در آن خود را می سازد .

یکی از انواع شعر ، شعر عامیانه می باشد . شعر عامیانه شعری است که مناسب و نا مناسب سینه به سینه از بزرگها به کوچکها داده شده است . شعری که بیشتر مادر ها در تنهایی خود با کودکان ، با آن زیسته اند . به کودکان آرامش یا شور بخشیده اند .

- شعر عامیانه عناصر اصلی شعر کودک را در خود به وفور دارد . از موسیقی و زن و قافیه سرشار است . این موسیقی پر جنبش و شور است . حتی هنگامی که ملایم است ، ملایمت آن رهگذر جنبشی و شوری ملایم است .

- در شعر عامیانه اجزائی از دنیای طبیعی کودک به کار رفته است .

- کودک در شعر عامیانه هر چه بیشتر به واقعیت خود نزدیک می شود و نیز حقیقت زندگی .

- در شعر عامیانه هدف بیشتر سرگرم داشتن و لذت دادن است تا آموختن و تربیت کردن .

- در شعر عامیانه کودک ناگریز نیست که نفس وافق خود بیرون آید و به آفاق و انفس بزرگ ما قدم بگذارد .

- کودک ناگزیر نیست که الفاظ شعر عامیانه را مانند فرمولهای ریاضی حفظ کند و همواره برای درک مفاهیم تلاش کند .

- کودک شعر عامیانه را به سادگی هوا استنشاق می کند و به سادگی خنده یا حتی گریه بروز می دهد .

شعر «پر یا » احمد شاملو موفقترین نمونه ی تقلید از شعر عامیانه است .

در ساختمان شعر کودک عناصر پایدار و طبیعی شعر عامیانه را نباید فراموش کرد .

● استنتاج و راهکار ها :

با توجه به آن که نخستین سالهای کودکی با قصه گویی و شعر خوانی والدین برای بچه ها همراه است کودکان و نوجوانان در دوران تحصیل نیز نمی توانند از تأثیرقصه برکنار باشند . اصولأ قصه ها قدرت جادویی عجیبی دارند و به همین سبب می توان سخت ترین مشکلات و مسائل حیات را در قالب آنها به کودکان آموزش داد . و یک معلم تیز هوش و با تجربه برای جلب توجه و تمرکز ذهن دانش آموزان گریزپا و پریشان حواس می تواند درس خود را با داستانی آغاز کند یا در واسط درس قصه ای را چاشنی آن کند . و بر تأثیر آموزش بیفزاید .

- همه ی بچه ها و حتی بزرگتر ها – حوصله و «خواندن » قصه ها را ندارند ، اما برای شنیدن قصه آمادگی بیشتر می دارند .

- قصه گویی به بچه ها کمک می کند و که بعدأ ، راحت تر بخوانند و زیرا درک معنی کلمات آن ها افزایش می یابد .

- « شنیدن قصه» باعث می شود که علاقه کودک به « خواندن قصه » بیشتر شود و شوق مطالعه را فراهم می کند .

- تکرار قصه باعث می شود که بچه ها به کشف موارد مجهول قصه بپردازند و با پیش بینی آینده ی قهرمان لذت بیشتری کسب کنند .

- متناوب بودن سن مخاطبها هم کار دستی نیست . مسلمأ قصه خردسالان برای نوجوانان مناسب نیست .

- هر چه ارتباط عاطفی قصه گو با مخاطبهایش بیشتر باشد ، کارش موثر تراست .

- آموزگاران چون ساعات زیادی را با بچه ها هستند و رشته انس و الفت محکم تری با بچه های اطراف خود دارند ، بهترین قصه گویان بالقوه هستند .

- بچه ها نسبت به بزرگسالان حسی تر هستند و لذا از راه چشم که یکی از حس ها ست ، راحت تر درک مطلب و پیام پذیری دارند .

مجید خیرایادی

منابع و پی نوشت ها :

۱- ایمن ( آهی ) لیلی - حمارلو توران - دولت آبادی مهدخت – گذری بر ادبیات کودکان - تهران - شورای کتاب کودک - ۱۳۵۲

۲- بهارلو محمد – داستان کوتاه ایران – تهرات – انتشارات طرح نو – ۱۳۷۲

۳- بهرنگی صمد – مجموعه قصه های صمد بهرنگی – تهران – انتشارات امیر کبیر – ۱۳۵۶

۴- جمالزاده سید محمد علی – به کوشش علی دهباشی – قصه نویسی – تهران – نشرشهاب - ۱۳۷۸

۵- عماد خراسانی نسرین دخت – ادبیات کودکان و نوجوانان در عصر پهلوی – تهران – مرکز تحقیقات امیر کبیر – ۲۵۳۵

۶- رازان بهمن – پژوهشی اجمالی در زمینه های ادبیات کودکان – تهران – شورای کتاب کودک – ۱۳۷۸

۷- رحماندوست مصطفی – رهگذر رضا – جمشیدیان مجید – ادبیات کودکان و نوجوانان – متن درسی – کتب تربیت معلم – تهران – دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی - ۱۳۶۲

۸- شاملو احمد – کتاب کوچه – ( جلد های گوناگون ) – تهران – انتشارات مازیار – ۱۳۷۸

۹- شعاری نژاد علی اکبر - اصول ادبیات کودکان - چاپ سیزدهم - تهران - انتشارات اطلاعات - ۱۳۷۲

۱۰ – کیانوش محمدی – شعر کودک در ایران - تهران - انتشارات آگاه - ۱۳۵۲

۱۱- وطن پور احمد رضا - جستجو در ادبیات کودک - مشهد - نشر نوید دانش طوس – ۱۳۷۷

۱۲- فرهنگ عامه - ( کتاب درسی سال چهارم متوسطه عمومی - نظام قدیم درسی ) - تهران - وزارت آموزش و پرورش - ۲۵۳۵

۱۳- هدایت صادق - نوشته های پراکنده - تهران - انتشارات امیر کبیر – ۱۳۴۴

۱۴- پلو وسکی ، آنا - دنیای قصه گویی - مترجم ابراهیم اقلیدی - تهران - سروش - ۱۳۶۴

۱۵- معین ، محمد - فرهنگ فارسی معین ۶ جلد - تهران - امیر کبیر- ۱۳۶۰