رد پای اساطیر در شعر فارسی , خاستگاه اندیشه ها

روند ظهور شعر پارسی و مضامین به کار گرفته شده از آنچه به دست ما رسیده تاکنون

داستان شعر در ایران به دوران قبل از اسلام یعنی زمان سروده شدن یشت ها و گاثا های زردشت باز می گردد ، که در نهایت فصاحت و بلاغت و از لحاظ آهنگ کلام و معنی و محتوا فوق تصور و اندیشه و گفتار است ، این اشعار در ابتدا به صورت سینه به سینه بین مردم منتقل شده و پس از اختراع خطی به خصوص برای آن ، به صورت مکتوب ارائه شده است .

رد پای اسطوره در هنر های مختلف چون شعر ها ، روایات نثری ، نقالی و پرده خوانی بازنمود دارد ، روتون می گوید : اسطوره چیزی نیست جز دانش یا تاریخ ابتدایی یا تجسم تخیلات ناخود آگاه یا هر راه حل دیگری که فعلا ً مطلوب باشد . اساطیر برای نویسنده وسیله شناخت است که مانند راهنمای بزرگی از علائم که به اشکال گوناگون درست شده و هدف آن بیدار کردن خاطرات و کشف و شهود ژرف است تا انسان را به سوی معرفت و آگاهی رهنمون کند .

اساطیر نشان دهنده فرهنگ و نحوه تفکر مردمان در دوران های کهن است . زبان گویای تاریخی است از دوران های پیش از تاریخ ، سخنگوی گرانبهایی است که از دل خاک ها بیرون کشیده می شود یا در دل سنگ ها و کوه ها یافت می گردد . اساطیر نماینده تداوم زندگی فرهنگی یک ملت و به نوعی تاریخ آن است ، اسطوره را باید داستان و سرگذشت مینویی دانست که معمولا ً اصل آن معلوم نیست و شرح عمل ، عقیده ، نهاد یا پدیده ای طبیعی است به صورت فراسویی که دست کم بخشی از آن از سنت ها و روایت ها گرفته شده و با آیین ها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد ، در اسطوره وقایع از دوران اولیه نقل می شود ، شخصیت های اسطوره را موجودات مافوق طبیعی تشکیل می دهند و همواره هاله ای از تقدس ، قهرمان های مثبت آن را فرا گرفته است . اسطوره گاهی حوادث به ظاهر تاریخی را روایت می کند اما آنچه در این روایت ها مهم است صحت تاریخی آنها نیست بلکه مفهومی است که شرح این داستان ها برای معتقدان آنها در بر دارد و همچنین از این جهت که دیدگاه های آدمی را نسبت به خویشتن و جهان و آفریدگار بیان می کند دارای اهمیت است .

اسطوره واکنشی از ناتوانی انسان در مقابله با درماندگی ها و ضعف او در برابر آرزو ها و ترس او از حوادث غیر مترقبه است . قدرت تخیل ، نهایت فعالیت خود را در این زمینه انجام می دهد . خدایان به این ترتیب خلق می شوند و سپس به شهریاران و پهلوانان زمینی تبدیل می شوند و گاهی به عکس از شخصیتی تاریخی یا قهرمانی معمولی ، موجودی اسطوره ای شکل می گیرد . به این صورت که همه ویژگی های یک موجود خارق العاده را به او نسبت می دهند و به تدریج با این ویژگی ها ، قهرمان از صورت موجود بشری عادی خارج می شود . از سوی دیگر ، اسطوره تجسم احساسات آدمیان است به گونه ای ناخودآگاه برای تقلیل گرفتاری ها یا اعتراض به اموری که برای ایشان نامطلوب و غیر عادلانه است و چون آن را تکرار می کنند آرامشی به آنها دست می دهد . تکرار این داستان ها که در قالب نوعی آیین دینی برگزار می شود به آنها حقانیت و واقعیت می بخشد . داستان های کهنی مربوط به هزارها سال پیش مردم سرزمین ما به طور شفاهی و سینه به سینه نقل شده تا سرانجام به صورت نوشته در آمده است . این نوشته ها تصویرهایی به دست می دهند از دورانی که نه تاریخ و نه باستان شناسی می تواند درباره آنها قضاوت کند و جای پای آنها را فقط در اسطوره ها می توان یافت .

ادبیات سرزمین ما همانند ادبیات سایر ملل از بطن مردم جامعه و فرهنگ عمومی آنان برخاسته است و اساطیر بخشی از آن محسوب می شوند . پهلوانان حماسی در اساطیر به صورت خدایان اسطوره ای جلوه نموده و سپس در حماسه ها به کالبد انسانی درآمده اند ، خدایان اسطوره ای به دو شکل در حماسه ها حضور دارند :

۱ ) گاهی خود مستقیما ً به دنیای حماسه پای می نهند و در جریان حوادث تاثیر می گذارند .

۲ ) گاهی نیز خدایان بخشی از کارکرد های اسطوره ای خود را به قهرمانان و پهلوانان حماسه می بخشند . اساطیر ملل در گذشته های دور با هم تعامل بسیاری داشته اند و بدیهی است که بر روی هم تاثیرات بسیاری گذاشته اند و این تاثیرات بعد ها در حماسه نیز وارد شده است .

فردوسی در عهد غزنویان به ویژه سلطان محمود غزنوی می زیست اهل خراسان و از نجیب زادگان و فرهیختگان جامعه بود . فردوسی سخت در پی پژوهش روزگار نخست و گردآوری شاهنامه ها و منابع اساطیر و حماسه های تاریخ باستان ایران بوده است ، قهرمانان در شاهنامه زنان و مردانی رزم آور دلیر و در قلمرو سیاست بازیگری آشکار هستند . در جستجو های اساطیری در ادبیات می توان شخصیت هایی چون : رستم ، کیخسرو ، بیژن ، توس ، گیو ، اسفندیار رویین تن ، رخش ، سیمرغ ، دیو سپید را یافت که در شاهنامه فردوسی از آنها نام برده شده است .

سیمرغ در شاهنامه فردوسی یک پرنده افسانه ای است که قدرت ماورا طبیعی دارد و در داستان تولد زال و داستان های زال با پرهایش رستم نقش مهمی ایفا می کند .

ضحاک در اساطیر هیولایی به نام اژی دهاک است که در شاهنامه ابتدا انسانی محترم و شریف است اما وقتی به دام اهریمن می افتد و ابلیس بر شانه های او بوسه می زند ، ناگهان دو مار سیاه از شانه های او سر بر می اورند که وی ناچار است برای تغذیه آنها همه روزه مغز آدمیان را فراهم کند و قطع سر این مار ها نیز بی فایده است ، زیرا هر بار سری تازه به جای آن می روید .

رستم و خانواده اش یکی دیگر از مظاهر اسطوره و افسانه در ادب ایران و در شاهنامه فردوسی هستند .

اسفندیار نیز یکی دیگر از مظاهر اسطوره در ادب فارسی و اشعار شاهنامه فردوسی است که رویین تن است .

رخش در شاهنامه حیوانی اسطوره ای که در بیشتر داستان های رستم در کنار اوست و فردوسی در ابتدای شاهنامه داستانی مفصل در مورد تلاش رستم برای یافتن اسبی مناسب وزن و رزم خود را به آن اختصاص داده است .

پس از شکست ایرانیان از اعراب و اختراع خطی که برگرفته خطوط عربی است ، ادب فارسی و شعر با سنت حمایت دربار دولت های وقت رو به رشد وشکوفایی گذاشت ، شعر فارسی در سرزمین خراسان و ماورالنهر در دوران طاهریان و سامانیان و نیز در دربار یعقوب لیث صفاری در سیستان آغاز به رشد کرد و ریشه دوانید . این سخن مشهور از یعقوب لیث صفاری است که به شاعران عرب سرای خود گفت : " به زبانی که من اندر نیابم ، چرا باید گفتن !!! "

نظامی عروضی در چهار مقاله می گوید : پس از این جمله بود که شاعران به سرودن قصاید فارسی پرداختند و این سنت با پیدایی شاعران بزرگی تداوم یافت . به هر حال مجموعه ویژگی های زبانی یعنی وجود واژگان کهن و شرقی زبان فارسی و نیز ساختمان نحوی زبان و وجود نکات گرامری کهنی که در شعر شاعران قرن سوم هجری برخاسته از خراسان بزرگ و سیستان منعکس است ، سبکی را در شعر فارسی ایجاد کرده که به سبک خراسانی مشهور شده است .

مدیحه و قصیده کهن ترین شکل سخن دری است که در دوران امیران سامانی بالندگی بسیار یافت و به انسجام و قوام رسید و با صنعت های بدیع و بیان آراسته شد و از نظر مضمون های گوناگون عشقی ، عاطفی ، فرهنگی ، اخلاقی ، اجتماعی ، دینی و ... گسترش یافت . از این دو شاعران نامداری مانند رودکی پدر شعر فارسی و بزرگترین شاعر ایرانی ، ابوشکور بلخی ، مسعود مروزی ، ابو طاهر خسروانی ، ابو طیب مصعبی ، رابعه دختر کعب قزداری و ده ها شاعر و سخنور در این دوران در میدان سخن قد برافرازند .

این مکتب شعری ، همراه با جابجایی های سیاسی و فرهنگی و با برآمدن و تسلط سلسله های گوناگون ترک و انتقال قدرت به نواحی مرکزی و شمالی و رواج زبان فارسی در این مناطق ، سر منشاء سبک جدیدی به نام سبک عراقی شد ، اساس سبک عراقی شبیه سبک خراسانی است با این تفاوت که در آن واژه های عربی فراوان تر شده و واژه های علمی ، حکمی ، فلسفی ، دینی ، نجومی و پزشکی در آثار شاعران وارد شده است ، شاعران برجسته این سبک انوری ، سعدی ، حافظ ، مولوی ، خاقانی شروانی ، قطران تبریزی و نظامی گنجوی هستند .

از دوران صفویه به بعد ( اوایل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم ) سبک تازه ای در شعر فارسی به نام سبک هندی به وجود آمد که نتیجه اتفاقات و دگرگونی های سیاسی و دینی بود ، اکثر شاعران فارسی زبان هند و آسیای مرکزی وآسیای صغیر پیرو این سبک بودند . ویژگی های مهم سبک هندی سادگی زبان و نزدیکی زبان شعر به زبان عامه مردم بود و علت آن دور شدن شعر از حوزه های ادبی و محافل اشرافی و دربار بود ، اگرچه نخست هدف این سبک شعری گریز از تقلید و تکرار مضامین کهن و در جستجوی مضامین و دورنمایه های تازه بود اما بعد ها مضمون بافی ها و تاکید بر پیچیدگی های لفظی و کنایی و تصویری و تشبیهات پر ابهام و بی مورد و مبالغه در مضمون یابی های دور از ذهن باعث سقوط شعر فارسی شد . این مکتب با شاعرانی مانند اهلی شیرازی و وحشی بافقی آغاز شد و می توان ابیات برخی شاعران به ویژه صائب تبریزی و بیدل دهلوی را از معدود ابیات زیبا و دلنشین این دوره دانست .

بهار در معرفی سبک های شعر فارسی می گوید : سبک هندی ، سبک تازه اما بی اندازه ضعیف است . براین اساس شاعران دوره زندیه و اوایل دوران قاجار به فکر بازگشت ادبی و رجوع به سرچشمه های شعر فارسی مانند سبک خراسانی و سبک عراقی که یادآور دوران طلایی شعر فارسی بود ، افتادند و آن را سر لوحه کوشش ها و زبان ورزی های شاعرانه و زیبا شناسانه ادبی خود قرار دادند ، این نهضت ادبی از زمان حکومت آرام کریمخان زند به علت این که در این دوران مراکز علمی و ادبی در نواحی مرکزی و جنوبی ایران بود ، به ویژه در شیراز و کاشان رشد کرد .

نشاط اصفهانی انجمنی به نام انجمن نشاط به قصد احیای سبک هندی دایر کرد در این مکتب ابهام و پیچیدگی رو به صراحت و سادگی و استحکام و سلاست و فصاحت شعر سبک خراسانی و عراقی آورده و سرمشق کار شاعران قرار گرفت و شعر آماده بیان مضامین جدید شد و اینچنین شاعران دوران مشروطیت نیز از حاصل تجربیات شاعران دوره بازگشت برخوردار گشتند ، اگرچه مضمون کار اکثر شاعران سبک بازگشت همان مضامین قدیمی و تکراری بود اما شاعرانی چون فتحعلی خان شیبانی و میرزا ابوالقاسم فراهانی با مضامین اجتماعی و سیاسی و یا یغما جندقی با سرودن هجویه ها و انتقاد هایش به شیوه خویش بر شاعران دوره بعدی خود بی تاثیر نبوده اند .

انتشار و طرح نظریات متفکران و منتقدان ، رواج بیانیه ها و بحث های ادبی زمینه ظهور شاعرانی چون : علی اکبر دهخدا ، محمد تقی بهار ، ایرج میرزا و ... و سرانجام علی اسفندیاری یعنی نیما یوشیج را فراهم آورد .

در این دوران شاعران شعر خویش را به عنوان مهمترین رسانه فرهنگی عصر در خدمت آرمان ها و هدف اجتماعی و سیاسی خود قرار داده و مضامین جدید ، لحنی انتقادی اجتماعی داشته و راوی و بیانگر برخی افکار و اندیشه های تجدد خواه و منادی درخواست ها و مطالبات آزادی جویانه و قانون خواه مردم و شاعران بودند و قدرت مطلقه استبداد و خرافات را به باد انتقاد می گرفتند و بدین ترتیب شاعران طی یک دوره صد ساله سنت شعر کلاسیک فارسی را در دو مکتب خراسانی و عراقی احیا کرده و نام سبک بازگشت را بر آن نهادند و از همین سنت زبانی و ادبی بود که شاعران مشروطیت بهره مند شدند .

کوشش هایی نیز در زمینه نوآوری در قالب ، از سوی برخی از شاعران دوره مشروطیت دنبال شد که دو شاعر بیش از سایرین در این خصوص تلاش کردند نخستین کوشش از سوی سید اشرف گیلانی مشهور به نسیم شمال که کمابیش متاثر از شعر های عامیانه دهخدا و شعر های ترکی آذری میرزا علی اکبر صابر بود و پس از او میرزاده عشقی کردستانی است که قالب عامیانه و کلاسیک و زبان فصیح و رسایی سبک خراسانی را مورد توجه قرار داد و منظومه های نمایشی در ایران را که از ابتکارات اوست ، ارائه نمود . بهار از شاعران این دوره به قصاید کلاسیک سبک خراسانی و سبک بازگشت نظر داشت و چند تصنیف زیبا نیز به موسیقی ایران عرضه کرد .

در مضامین دوره بازگشت در شعر شاعران دوره مشروطیت در زمینه هایی چون : قانون ، آزادی ، حاکمیت ملی ، وطن ، فرهنگ و تعلیمات مدرن ، نقد فرهنگ و اصول اخلاقی کهن و مبارزه با خرافات بود ، ارائه شده و در غزلیات معشوق غزل سنتی جای خود را به وطن و آزادی داده ، استبداد را رقیب یا دشمن ، و بهار و چمن و بلبل و گل را نوید آینده بهتر و نماد وطن آزاد و آرمانی دانسته شده است .

بنابرین بی شک مفاهیمی که قدما به عنوان مثال از کلمه وطن در نظر داشتند با مفاهیمی جدید تفاوت داشت . شاعران این دوران مجموعه فنون و ظرایف شعری ( غزل ، قصیده ، مثنوی و قطعه ) را پشتوانه آرمان ، آزادی عدالت و قانون خواهی و میهن پرستی کرده و همه دانش زبانی و قدرت سخنوری خود را در مبارزه با ستم و استبداد و ستایش آزادی به خدمت گرفتند .

ایرج میرزا از شاعرانی بود که با قالب مثنوی و قطعه ، ادیبانه به سادگی نویسی محکم و سلیس و روان به شیوه سهل و ممتنع مسایل سیاسی دوران خود را به طنز و نقد می کشید و گرایش او در به کار بردن کلمات بیگانه از سایر شاعران بود .

به طور کلی به نظر متفکران و شاعران ، تحول و تغییر در باور ها و اندیشه ها و احساسات و عواطف جامعه در زمان حاضر باعث شد تا افراد جامعه وادار شوند ابتدا ساختار بیرونی را بشکنند و نهاد های موجود در جامعه را دگرگون کنند ، از این جهت شعر به عنوان یک شیوه بیان خاستگاه آن اندیشه ها ، ارزش ها ، احساسات و تخیل شده که ناگزیر تحت تاثیر انقلاب ها و نهضت ها در جامعه قرار می گیرد و به قولی :

هر بنای کهنه آبادان کنند □□□ باید اول کهنه را ویران کنند

گردآورنده : بهروز سروش نیا

منابع

تاریخ اساطیری ایران ، ژاله آموزگار ، انتشارات سمت ، ۱۳۷۴

ترکی در شعر فارسی پیش از دوران مغول ، پرفسور تورخان گنجه ای ، مقاله اینترنت

اسطوره تصاویر مه آلود تاریخ ، حسن گوهر پور ، مقاله اینترنت

اسطوره در شعر اخوان , www.irannewspaper.ir/۱۳۸۶