گسست نسلها، در آثار داستانی جمال میرصادقی

یکی از بحرانهای مهم فرهنگی، در سالهایی که جامعه به سمت تحولات صنعتی ناهمگونی با سایر ساختارها پیش می‌رفت، مسئله «شکاف نسلها» بود که تأثیرات مخرب زیادی در استحکام پایه‌های خانواده و ارتباط والدین با فرزندان به همراه داشت، به نحوی که تنشهای روحی و آسیبهای روانی آن در وهله اول متوجه هویت‌یابی نسل جوان و منفک ساختن آنها از اصول و ارزشهای اخلاقی حاکم بر فرهنگ غالب خانواده‌ها و سرگردانی در عرصه اجتماع شد و در مرحله بعد به عنوان تهدیدی جدّی به منظور متلاشی گشتن خانواده‌های ایرانی و انقطاع و گسست نسلها (بالغ و جوان) و گرایش نسل جوان به قطع پیوندهای عاطفی محسوب گردید.