خاطرات سال های بعد

نگاهی به مجموعه داستان «مرکز خرید خاطره» نوشته فرشته ساری

بیشتر داستان های «مرکز خرید خاطره» نوشته فرشته ساری که توسط انتشارات خجسته به چاپ رسیده داستان هایی هستند که در فضایی تخیلی شکل می گیرند یا به تعبیر درست تر داستان هایی هستند که جزء ادبیات علمی- تخیلی به شمار می روند. اکثر این داستان ها که بهترین نمونه آن خود داستان «مرکز خریده خاطره» است، از یک تجربه فراتر نمی روند. اما معتقدم بیش از آنکه پای عذر و تقصیر نویسنده در میان باشد، این هویت آثار علمی- تخیلی است که عرصه را بر او تنگ می کند.

در این قبیل داستان ها مخاطب به یک دنیای نوساخته پا می گذارد و نویسنده پیش از هر چیز باید چارچوب آن را به خواننده اش نشان دهد. ساخت و پرداخت این چارچوب ممکن است در کوچک ترین جزئیات داستان نیز صورت گیرد؛ از اشیای پیرامون گرفته تا دیالوگ ها و حتی ظاهر شخصیت ها. همه و همه سهیم هستند.

همه چیز در این جهان نوپا باید رمزگشایی شود تا بتواند مخاطب را به درون بکشد. حال برای اینکه نویسنده مخاطب را با این جهان روبه رو کند دو راه دارد؛ نخست آنکه مثل پیری دانا، طفل کنجکاو خود را به این سو و آن سو برد و همه چیز را به او معرفی کند و دوم اینکه ناگهان او را در این دنیا رها کند تا بعد در میان داستان، از جهان خود بگوید و هر آنچه در سر دارد.

اما این دو راه، هر دو پای آزار است و مسافت می طلبد. حداقل چندین صفحه لازم است تا مخاطب با دنیای داستان ارتباط برقرار کند و این چیزی است که تقریباً در هیچ یک از داستان های این مجموعه دیده نمی شود. داستان ها عقیمند. آنقدر مختصرند که راه را برای ورود مخاطب می بندند. پیش از زادن مرده اند و نویسنده هر چه کرده توان پیش مرگی آنها را نداشته است. مبحث اولی که ذکر آن رفت به همین علت بود که بگویم بستر بهترین آثار ادبیات علمی- تخیلی دنیا رمان بوده است و داستان کوتاه به دلیل حجم اندک کمتر گنجای آن بوده است. به عنوان مثال داستان «گزارشی از آینده» را شاهد می آورم.

داستان در مورد دنیایی است که انسان ها می توانند مشابه خود را تولید کنند و به زندگی ادامه دهند. در چند صفحه می گذرد و هنوز هیچ چیز نداریم که به پایان می رسد. نه شخصیت پردازی، نه گره داستانی، نه پایان منطقی؛ هیچ چیز. تنها جایی که نویسنده می خواهد منجی داستان در این گرداب حائل باشد، پایان داستان است؛ «ولی از آنجا که ممکن است آینده این مسیر را طی نکند، می شود فعلاً برای نوشتن این داستان دست نگه داشت» ورود نویسنده به داستان و افزودن لایه یی دیگر به داستان، راهی از پیش نبرده است. نمونه دیگر، داستان «فرد بی شماره» است. تم داستان، جذابیت خاصی دارد اما نویسنده با حجم اندک داستان کوتاه، صدایش را می برد. داستان های دیگر نیز مثل «یادداشت های ناتمام یک نیوشا» کم و بیش وضعیتی مشابه دارند.

با نگاهی دقیق تر طرح یک رمان در اکثر داستان های این مجموعه مشهود است و نویسنده آنها را در حصار تنگ خود از تولید بازداشته است. داستان «مرکز خرید خاطره» قابلیت پرداخت یک رمان را دارد. تم داستان جذابیت دارد و می تواند در یک رمان، مخاطب را با خود همراه کند و همان طور که گفته شد در قالب داستان کوتاه، انتظاری بیش از این نمی توان از آن داشت. البته موضوع قابلیت داستان کوتاه علمی- تخیلی خود موضوع قابل تاملی است. آیا بزرگ ترین نویسندگان دنیا نیز در این عرصه مثل رمان های خود یکه تاز بوده اند؟ نگاه کنید به «اپیکاک» کورت وونه گات یا داستان های کوتاهی از این قبیل از ایتالو کالوینو. هیچ کدام از این نویسندگان، مجال قدرت نمایی در داستان کوتاه علمی- تخیلی را نداشته اند.

ادبیات علمی- تخیلی وامدار رمان است و هر چه می گیرد و می زاید از این آبشخور. چه رسد به داستان ایرانی که قابلیت آن برای تولید آثار علمی- تخیلی، خود محل سوال است،

دیگر داستان های این مجموعه نیز شاید در راه تجربه های علمی- تخیلی ها قربانی شده اند و به همان چوب رانده. به عنوان مثال داستان «پانزده آذر» هنوز فاصله یی زیاد دارد تا تبدیل شدن به داستان. بیشتر به یک خاطره گویی می ماند. چالشی در آن برانگیخته نمی شود. کنشی شکل نمی گیرد. شخصیت ها منفعل نشسته اند؛ یا سخن می گویند یا می شنوند. در این میان کشفی هم در دیالوگ ها صورت نمی گیرد.

اگر بگویند راه را بر تجربه بستن خطاست و تجربه نویسی را زیر تیغ نقد سپردن اشتباه، می پذیرم اما اعتقاد دارم، پیش از هر چیز باید دید کجا قدم می گذاریم و جای پای اسلاف مان کجا بوده. ادبیات علمی- تخیلی نداشته ایم، داستان کوتاه این چنین نیز به همین منوال، پس اگر قصد ساختن آن را داریم پیش از هر چیز باید قصه گو باشیم. روایت را پیش ببریم، شخصیت ها را در داستان گره بزنیم و پس از آن داستان را به سرانجام برسانیم. این لحظه یی است که می توانیم بگوییم داستان داشته ایم و در این عرصه تولید کرده ایم. اما پیش از نداشتن قصه در داستان علمی- تخیلی ایرانی (،) روی مادیانی مرده شرط بسته ایم و از این شیوه طرفی نخواهیم بست.

یاسر نوروزی