خردمند بزرگ عمر خیام

خیام در سال ۴۶۱ هجری به قصد سمرقند, نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد

غیاث الدین ابو الفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری, شاعر, فیلسوف, ریاضیدان و منجم شهیر ایرانی بنا به بعضی روایات در ۱۸ می سال ۱۰۴۸ میلادی در شهر نیشابور متولد شد و بواسطه اینکه پدرش خیمه دوز بود به لقب خیام مشهور شد

غیاث الدین ابو الفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری، شاعر، فیلسوف، ریاضیدان و منجم شهیر ایرانی بنا به بعضی روایات در ۱۸ می سال ۱۰۴۸ میلادی در شهر نیشابور متولد شد و بواسطه اینکه پدرش خیمه دوز بود به لقب خیام مشهور شد. وی در دوران کودکی و نوجوانی نزد اساتیدی چون مولوی قاضی محمد، خواجه ابوالحسن انباری، امام موفق نیشابوری و شیخ محمد منصوری در نیشابور و بلخ به تحصیل علم و دانش پرداخت. بسیاری از اندیشه های علمی خیام تحت تاثیر افکار ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی شکل گرفت. از جمله پیروان فکری وی می توان به حافظ و صادق هدایت اشاره کرد. حافظ بسیار تحت تاثیر اندیشه های وی قرار داشته و شباهت های معنایی بسیاری میان مفاهیم دیوان حافظ و رباعیات خیام وجود دارد. صادق هدایت هم بسیار دلبسته خیام بود. وی در رشته های فلسفه، ریاضیات و نجوم از سرآمدان روزگار خود بود که ارزش و اعتبار نظریات و آثار وی امروزه نیز پابرجا و در خور اعتبار است. همچنین خیام در پزشکی هم تبحر داشت به گونه ای که روایت شده است که او توانسته سلطان سنجر را که در کودکی گرفتار مرض آبله شده بود شفا دهد. در زمان زندگی وی وقایع مهمی همچون جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه و شکوفایی حکومت سلجوقیان رخ داده است. از مشاهیر همعصر وی می توان به خواجه نظام الملک و حسن صباح اشاره نمود که افسانه هایی نیز در رابطه با ارتباط آنها بیان شده است. خیام سفرهایی به بلخ، ری، مکه و اصفهان داشته و مدت ۱۸ سال در اصفهان زندگی کرده است. وی در ۴ دسامبر سال ۱۱۳۱ میلادی در شهر نیشابور دیده از جهان فرو بست.

● تالیفات

آثار خیام در زمینه های گوناگون عبارتند از:

۱) میزان الحکمت در باره فیزیک که راه حل جبری مسالهٔ تعیین مقادیر طلا و نقره را در آلیاژ معینی به وسیلهٔ وزنهای مخصوص بدست می دهد

۲) لوازم الامکنت در باره هواشناسی

۳) نوروزنامه درباره رسوم و اعیاد ایرانی بویژه تاریخ و آداب و سنن ایرانیان در نوروز، از این کتاب دو نسخه خطی باقی مانده است. یکی نسخهٔ لندن و دیگری نسخه برلن

۴) رساله ای در جبر و مقابله که با تلاش دانش پژوهان اروپایی در سال ۱۷۴۲ در کتابخانه لیدن در هلند یافته شد. این کتاب در۱۸۱۵ توسط تنی چند از دانشمندان فرانسوی ترجمه و منشر شد

۵) رسالهٔ فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله به زبان عربی، در بارهٔ معادلات درجهٔ سوم.

۶) رسالهٔ فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت ها

۷) قسطاس المستقیم

۸) رسالهٔ مسائل الحساب، این اثر باقی نمانده است.

۹) القول علی اجناس التی بالاربعاء، اثری دربارهٔ موسیقی.

۱۰) رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال ۴۷۳ نوشته است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری بسال ۱۲۳۰ و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال ۱۹۳۳ میلادی چاپ شده است.

۱۱) رساله روضهٔ القلوب در کلیات وجود

۱۲) رساله ضیاء العلی

۱۳) رساله ای در صورت و تضاد

۱۴) ترجمه خطبه ابن سینا

۱۵) رساله ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب

۱۶) رساله مشکلات ایجاب

۱۷) رساله ای در طبیعیات

۱۸) رساله ای در بیان زیگ ملکشاهی

۱۹) رساله نظام الملک در بیان حکومت

۲۰) اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن بدست آمده است.

۲۱) رباعیات خیام به زبان فارسی که در حدود ۲۰۰ چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و رباعیات اضافه بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده.

۲۲) عیون الحکمه

۲۳) رساله معراجیه

۲۴) رساله در علم کلیات

۲۵) رساله در تحقیق معنی وجود

● خیام و ریاضیات

حکیم عمر خیام شهرت و اعتبار والایی در ریاضیات دارد به گونه ای که جورج سارتن با نام بردن ازوی به عنوان یکی از بزرگ ترین ریاضیدانان قرون وسطی چنین می نویسد:

"خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه بندی تحسین آوری از این معادلات آورده است، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً تحقیق کرده، و به حل (در اغلب موارد ناقص) هندسی آنها توفیق یافته، و رساله وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته ترین آثار قرون وسطائی و احتمالاً برجسته ترین آنها در این علم است."

خیام در مقام ریاضی دان تحقیقات و تالیفات مهمی دارد. از جمله آنها رسالهٔ فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله است که در آن از جبر عمدتاً هندسی خود برای حل معادلات درجه سوم استفاده می کند. او برای اولین بار در دنیا معادلات درجه دوم را از روش های هندسی اصول اقلیدس حل می کند و سپس نشان می دهد که معادلات درجه سوم با قطع دادن مخروط ها با هم قابل حل هستند. یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالهٔ فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. کتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) می باشد. هرچند این رساله هرگز پیدا نشد اما خیام خود به این کتاب اشاره کرده است و ادعا می کند قواعدی برای بسط دوجمله ای (a+b)n کشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب آمده است. به هر حال قواعد این بسط تا ۱۲n= توسط طوسی در کتاب «جوامع الحساب» آورده شده است. روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان ها آن را به نام مثلث پاسکال می شناسند که البته خدشه ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب نیست. خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسالهٔ تقسیم یک چهارم به سه فاصله مربوط به مایه های بی نیم پرده، با نیم پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می دهد.از جمله کارهای دیگر وی در زمینه ریاضیات می توان به ابداع نظریه ای دربارهٔ نسبت ها هم ارز با نظریهٔ اقلیدس اشاره کرد. در نیمهٔ اول سدهٔ هیجدهم، ساکری اساس نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی الساقین که خیام فرض کرده بود قرار می دهد و کوشش می کند که فرضهای حاده و منفرجه بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.

● خیام و نجوم

خیام تالیفات و ایده های بسیاری نیز در زمینه نجوم دارد. در سال ۱۰۷۳ سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی از خیام به همراه دیگر دانشمندان بنام هم عصر وی به منظور تاسیس و اداره رصد خانه دعوت به عمل می آورد و به همین منظور وی به اصفهان رفته ومدت ۱۸ سال در آنجا زندگی می کند. در این مدت خیام و همکارانش موفق به اندازه گیری طول سال خورشیدی به میزان ۳۶۵.۲۴۲۱۹۸۵۸۱۵۶ روز می شوند که فقط دارای یک ساعت خطا به ازای هر ۵۵۰۰ سال است در حالیکه تقویم گریگوری که ۴ قرن بعد در اروپا تنظیم شد دارای یک روز خطا در هر ۳۳۳۰ سال است. همچنین حکیم به همراه همکارانش تصحیحات و اصلاحات فراوانی را بر تقویم پارسی که بر مبنای تقویم هندی پایه ریزی شده بود انجام دادند که در نهایت در ۱۵ مارس سال ۱۰۷۹ سلطان ملکشاه این تقویم را به عنوان تقویم رسمی ایرانیان پذیرفت. این تقویم که به تقویم جلالی معروف است از قرن ۱۱ میلادی تا اوایل قرن بیستم در ایران استفاده می شد و همچنین مبنای اصلی تقویمی است که امروزه در ایران و افغانستان استفاده می شود. گفته شده که خیام به تئوری خورشید مرکزی و چرخش زمین به دور آن معتقد بوده است. خیام در رسالات مربوط به نجوم بیان داشته که زمین به دور محور خود می چرخد که این امر پیدایش روز و شب را موجب می شود:

این چرخ فلک که ما در او حیرانیم □□□ فانوس خیال از او مثالی دانیم

خورشید چراغ دان و عالم فانوس □□□ ما چون صوریم کاندر او حیرانیم

همچنین وی معتقد بوده که ستارگان اجرام ساکنی در فضا می باشند چرا که اگر آنها به دور زمین می چرخیدند بواسطه جرم بزرگشان سوخته و تبدیل به خاکستر می شدند. بعضی از ایده ها و نظریات خیام در علم ستاره شناسی و نجوم در زمان رنسانس به اروپا منتقل شد و زمینه و پایه تحول علم نجوم در جهان مدرن گردید.

● خیام و شعر

خیام در دوران زندگی خود بیشتر در زمینه های علمی مشهور بود و معاصرانش اطلاع چندانی از رباعیات وی نداشتند. به همین علت هم بسیاری از اشعاری که امروزه به وی منتسب است از آن وی نمی باشد. شهرت جهانی رباعیات خیام مدیون ادوارد فیتزجرالد استاد انگلیسی فلسفه و علوم تجربی دانشگاه دوبلین است که رباعیات خیام را از روی نسخه ای که در کتابخانه بودلیان آکسفورد دارای تاریخ کتابت ۸۵۶ استنساخ و ترجمه کرد. وی در این مجموعه ۱۰۱ رباعی از خیام را ترجمه کرده که در میان آنها رباعیات منتسب نیز یافت می شوند. این ترجمه بی نطیر نخستین بار در سال ۱۸۵۹ چاپ شد که به عنوان یکی از شاهکارهای ادبی انگلیس شناخته می شود و به گونه ای در اروپا و آمریکا مورد استقبال واقع شد که در حدود ۵۰ سال ۱۳۹ ابار تجدید چاپ شد و همچنان این استقبال تداوم دارد. معتبرترین نسخه های ایرانی رباعیات خیام در ایران را صادق هدایت و محمدعلی فروغی گردآوری کرده اند که بر اساس تدوین فروغی ۵۷ رباعی بطور مسلم به خود خیام تعلق دارند.

از ویژگی های عمده اشعار خیام می توان به ایجاز بواسطه کوتاهی سخن و بیان مطلب به کاملترین شکل آن،سادگی در عین سلاست و شیوایی و آهنگ لطیف شعر آنهم در زمانی که شعر پارسی تحت تاثیر شعر عربی دچار زیاده گویی، تکلف و اغراق شده بود، عمق مطالب و معنا به گونه ای که ظریفترین و نغزترین مسائل مربوط به هستی و بشر را به زیباترین و عمیق ترین شکل آن بیان می دارد، سنگینی و متانت اشاره کرد.از دیگر امتیازات شعر خیام می توان به نوآوری وی و عدم تقلید او از پیشینیان اشاره کرد. ظرافت طبع خیام تا بدانجاست که به گفته صادق هدایت حتی سعدی و مولوی و حافظ هم در بیان مسائل و معانی مشابه قادر به سرودن اشعاری هم قدر و هم وزن شعر خیام نشده اند.

● خیام و فلسفه

خیام دارای نظریات فلسفی با ارزشی بوده است که در قالب رسالات منعدد و رباعیات خود آنها را بیان داشته است. وی در این زمینه در موارد بسیاری از ابوعلی سینا پیروی می کند با این حال دارای نظرات فلسفی مختص به خود نیز می باشد. بی شک رباعیات وی به واسطه عدم اطلاع معاصران از آن مجال بیشتری برای بیان نظرات فلسفی به او داده است.

وی با وجود اینکه منجمی بنام بوده و اطلاعات فراوانی در زمینه ستاره شناسی دارد تقدیر بشر بر مبنای افلاک و پیش بینی حوادث بر اساس حرکات ستارگان و مباحثی از این دست همچنین قضا و قدر را قبول نداشته و می گوید:

اجرام که ساکنان این ایوانند □□□ اسباب تردد خردمندانند

هان تا سررشته خرد گم نکنی □□□ کانان که مدبرند، سرگردانند

او بر خلاف کسانی که انسان را محور عالم می پندارند و سالها پیش از اینکه نظریه تکامل بسیاری از عقاید سنتی و قدیمی را در باره خلقت انسان و جایگاه او در دنیا به هم بریزد بیان می دارد که:

یک قطره آب بود و با دریا شد □□□ یک ذره خاک با زمین یکجا شد

آمد شدن تو اندرین دنیا چیست □□□ آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

از آمدنم نبود گردون را سود □□□ وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود □□□ کاوردن و بردن من از بهر جه بود؟

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز □□□ از روی حقیقتی نه از روی مجاز

بازیچه همی کنیم بر نطع وجود □□□ رفتیم به صندوق عدم یک یک باز

در کارگه کوزه گری بودم دوش □□□ دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه برآورد خروش □□□ کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

وی در باره مباحثات فلسفی و درگیری های ذهنی بشر در باره هستی و چیستی آن که گاهی مواقع منجر به موضع گیری هایی می شود که عده ای خود را حق مطلق پنداشته و دیگران را در مسیر باطل، یا اینکه گمان می برند که به حقیقت دست یافته اند، می سراید:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من □□□ وین حرف معما، نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده، گفتگوی من و تو □□□ چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من

آنانکه محیط فضل و آداب شدند □□□ در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون □□□ گفتند فسانه ای و در خواب شدند

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم □□□ پس بی می و معشوق خطائیست عظیم

تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم □□□ چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم

همچنین خیام نقدی صریح در زمینه زهد ظاهرانه و ریاکاری و تزویر دارد که گویا یکی از معضلات ریشه دار جامعه ایرانی است:

ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم □□□ با این همه مستی ز تو هوشیارتریم

تو خون کسان می خوری و ما خون رزان □□□ انصاف بده، کدام خونخوارتریم گر می نخوری طعنه مزن مستان را □□□ بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می می نخوری □□□ صد لقمه خوری که می غلام است آنرا

وی در مورد بهشت و جهنم و عذاب و پاداش اعمال و رفتار انسانها نیز نظر جالبی دارد:

بر من قلم قضا چو بی من رانند □□□ پس نیک و بدش چرا ز من می دانند

دی بی من و امروز چو دی بی من و تو □□ خود را به چه حجتم به داور خوانند؟

گردون نگری ز قد فرسودهی ماست □□□ جیحون اثری ز اشک پالودهی ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهودهی ماست □□□ فردوس دمی ز وقت آسودهی ماست

در مورد علت آفرینش و غایت آن وی سوالاتی عمیق مطرح می نماید که امروزه نیز ذهن انسان متفکر را به خود جلب نموده است:

ترکیب پیاله را که در هم پیوست □□□ بشکستن آن روا نمی دارد مست

چندین سر و پای نازنینان جهان □□□ از مهر که پیوست و به کین که شکست

دارنده چو ترکیب طبایع آراست □□□ باز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست

گر نیک نیامد این صور عیب کراست؟ □□□ ور نیک آمد، خرابی از بهر چه خواست؟

در دایره ای کامدن و رفتن ماست □□ □ آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست □□□ کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

با این حال وی جستجوی حقیقت و تفکر در زمینه آفرینش را نه تنها مذموم نمی داند بلکه می گوید:

دشمن به غلط گفت که من فلسفیم □□□ ایزد داند که آنچه گفت او نیم

لیکن چو در این غم آشیان آمده ام □□□ آخر کم از آنم که بدانم که کی ام

با توجه به موارد فوق می توان گفت که خیام همواره از تعصب و اصرار بی مورد در مورد دانستن حقیقت دوری کرده ولی جستجوی آنرا بدون هیچ پیشداوری و تعصبی توصیه می نماید.

نظرات وی در مورد تاریخ هم بسیار جالب توجه است:

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس □□□ در پیش نهاده، کله کیکاووس

با کله همیگفت که افسوس افسوس □□□ کو بانگ جرسها و چه شد ناله کوس

آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو □□□ بر درگه او شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگرهاش فاخته ای □□□ بنشسته همی گفت که: «کوکو، کوکو؟

آن قصر که بهرام درو جام گرفت □□□ آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت

بهرام که گور میگرفتی همه عمر □□□ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

که همگی بیانگر ناپایداری دنیا است. پس این همه جاه طلبی و جنگ و جدل برای چیست؟ براستی که در فلسفه خیام جایی برای گردنکشی و جاه طلبی باقی نمی ماند و آدمی همواره منتظر مرگ بوده و لذا فریفته هوا و هوس و لذت های زودگذر مادی نمی شود.

وی جان و زندگی را به شراب تشبیه کرده که هم موجب سرمستی و شادابی و فراموشی می شود و هم اینکه در قالب کوزه و پیاله قرار می گیرد که می توان کوزه را به بدن انسان یا همین جهان مادی تشبیه کرد

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است □□□ لب تشنه لعل آبداری بوده است

این دسته که بر گردن او میبینی □□□ دستی است که بر گردن یاری بوده است

از نطر وی حیات آدمی در طبیعت پس از مرگ وی ادامه می یابد و انسان به طبیعت پیوند می خورد که از این منظر فلسفه اراده شوپنهاور و ابدیت اسپینوزا به یاد می آید.

هر سبزه که در کنار جویی رسته است □□□ گویی ز لب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه به خواری ننهی □□□ کان هم رخ خوب نازنینی بوده است

در نهایت وی در عین طرح این سوالات و مباحث راه حلی نیز در اختیار ما قرار می دهد که همانا قدر زندگی و زنده بودن و لحظات را دانستن و استفاده همراه با شادکامی و لذت از حیات است چرا که در این بی اطلاعی و امتداد زمان و مکان که نه خبری از آغاز هست و نه اطلاعی از پایان چه بهتر که قدر اکنون و بودن دانسته شود و به قول شکسپیر بودن یا نبودن مساله این است تا زمانی که هستیم از هستی خود و از طبیعت که خود ما هم جزیی از آنیم و روح و حقیقت وجود گذشتگانمان و کل حیات در آن مستتر است لذت ببریم.

چون می گذرد عمر چه شیرین و چه تلخ □□□ پیمانه چو پر شد چه نیشابور و چه بلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی □□□ از سلخ به غره آید از غره به سلخ

روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن □□□ فردا که نیامده است، فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن □□□ حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

ای دوست غم جهان بیهوده مخور □□□ بیهوده غم جهان فرسوده مخور

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید □□□ خوش باش و غم بوده و نابوده مخور

خیام اگر ز باده مستی خوش باش □□□ با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است □□□ انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

آنانکه ز پیش رفته اند ای ساقی □□□ درخاک غرور خفته اند ای ساقی

رو باده خور و حقیقت از من بشنو □□□ باد است هرآنچه گفته اند ای ساقی

مراجع

۱- رباعیات خیام، گردآوری محمد علی فروغی.

۲- کتاب «ترانههای خیام»، صادق هدایت. امیرکبیر، تهران، ۱۳۴۲.

۳- زندگی خیام، نوشته مصطفی بادکوبه ای هزاوه ای.

۴- خیّام، خلاصهٔ زندگی نامه علمی داشمندان. ترجمهٔ دکتر کیومرث مهاجر.

۵- Omar Khayyam". Encyclopædia Britannica. (۲۰۰۷).

۶- Omar Khayyám, From Wikipedia, the free encyclopedia.

نویسنده: امیر فرخ پیام