دانش و بینش شعری در چکه های زخم در تاریکی از فاطیما سیاحتی

چکه های زخم در تاریکی از جمله آثاری است که در سال 1395 توسط انتشارات بوتیمار به چاپ رسیده است

چکه های زخم در تاریکی از جمله آثاری است که در سال 1395 توسط انتشارات بوتیمار به چاپ رسیده است . از نام این مجموعه پیداست که شاعر دارای نوعی رویکرد اجتماعی –انتقادی است و از جانبی دیگر نیز می توان نوعی ارتباط را از حیث معنا و ساختار بین طرح روی جلد کتاب با نام مجموعه مشاهده کرد، چه این که رویکرد شاعر در طرح روی جلد،رویکردی انتقادی است که در زوایایی هم از فرآیند و نشانه هایی پر فراز و فرود عشق، بدور نیست .

مجموعه با مشخصات ظاهری 76 صفحه و در دو دفتر(بخش) در اختیار خوانندگان قرار گرفته است .دفتر نخست متشکل از 32 شعرمی باشد که اغلب این اشعار از تِم (درونمایه ای ) اجتماعی _انتقادی بهره می جویند و در ابعادی هم می توان با نشانه ها و مفاهیمی عاشقانه تصادم داشت .

اما در دفتر دوم از این مجموعه شاعر دارای رویکردی انتقادی _ اعتراضی است و موضوعیّت در بطن اشعارش به سمت و سیاقی انتقادی _ اعتراضی با ساماندهی روش و ایده هایی متفاوت و اجتماعی در حرکت است . به دیگر بیان تفاوت بین دفتر اول و دوم از شاعر موضوعی به نام «رویکرد» است . بنابراین می توان رویکرد شاعر را در این مجموعه به سه قسم دانش ، بینش و منش منقسم نمود . لذا ممکن است در شعر یک شاعر تنها دانش شعری باشد اما بینش و یا منش نباشد و ازجانبی دیگر امکان دارد که یک شاعر در شعرش دارای بینش و یا منش و یا احیانا" هر سه مورد باشد . ولی مهم ترین رویکرد که شعر شاعر را به دایره ی جامعه پذیری و فرهنگ پذیری می کشاند دارا بودن این سه عنصر در شعر شاعر است که در بالا ذکر آن رفت .

با این وجود ، مجموعه ی: « چکه های زخم در تاریکی » از خانم سیاحتی به نوبه ی خود از این سه عنصر برخوردار شده است . به بیانی می توان شاعر را در این مجموعه شاعری رویکرد پذیر خواند که در دفتر اول این مجموعه با نوعی دانش توأم با تخیل و احساس شاعرانه برخورد می کنیم و اغلب اشعار این دفتر نیز نوعی «چه گفتن» و در زوایایی مقوله ی تک معنایی را به منصه ی ظهور می رسانند که این چه گفتن ها نیز با بهره گیری از دانش شاعر ترسیم و تصویر می شوند اما در دفتر دوم از این مجموعه شاعر دارای بینش است و این بینش را در برخی از اشعار نیز با رنگ و لعابی منش آسا طراحی و نقاشی می کند ولی تا نیل به آن زیر لایه های معرفت شناسانه شعر که قسمت منش شاعرانه ی شاعر هستند ، فاصله دارد . بنابراین از این نگاه هر شاعری در شعرش می تواند دارای دانش شعری باشد و یا بینش و منش شعری و البته بن مایه و جان مایه ی این رویکردها در شعر شاعر نیز شدت و ضعف دارد .

دیگر نکته تک معنایی و چند معنایی در شعر شاعر می باشد که باز این تک معنایی و چند معنایی نیز وابسته و همبسته به رویکرد شاعر دارد که از کدام یک از عناصری که در بالا بدان اشاره شد ، بهره مند شده است و البته چگونه استفاده کردن از این عناصر نیز بسیار مهم است که فکر می کنم شعر خانم سیاحتی در دفتر دوم از جامعه پذیری و فرهنگ پذیری بیشتری بر خوردار است و اگر چه در دفتر اول نیز واقعیّات اجتماعی و احساسات شاعرانه خود را در قالبی هنری عنوان می کند و به نوبه ی خود می تواند سهمی داشته باشد، اما در دفتر دوم شاعر ، ما با چند معنایی و تعهد پذیری و دغدغه های اجتماعی و انسانی بیشتری از شاعر برخورد داریم . با این تعابیر ، اگر چه گزینش یک معنا و یا نشانه در شعر و پرداختن به مفاهیم و مقادیر همان معنا که نوعی مدلول هم به شمار می آید را می توان فرآیندی فرآرونده برای قشری خاص مدنظر داشت اما اثری می تواند قدرت تعمیم پذیری داشته باشد که دارای مولفه هایی جامعه پذیر و فرهنگ پذیر باشد و شاید بتوان به اشکالی دیگر چنین تفسیر نمود که شاعر واقعیّت پذیر و حقیقت پرداز جایگاهی بهتر از یک شاعر حس گرا و تخیل پرداز دارد . امیدواریم در آثار بعدی این شاعر شاهد رویکردهایی بهتر و موثر تر باشیم که با ذوق و قریحه و بینشی که از شاعر سراغ داریم، این مهم دور از دسترس نیست .

با نمونه هایی از دفتر اول از مجموعه :

-گوزن ها باز می گردند/ انگشتانم شکوفه می دهند / و قلب تو/ سیبی است / که رودخانه را با خود می برد . شاعر از رویکردی تک معنایی بهره می جوید و در صدد بر آمده تا که به این رویکرد تک معنایی شاخ و برگ بدهد که این مهم را با صنعت آشنازدایی به انجام می رساند . شعر از واژه ی گوزن آغاز می شود اما پایانی به رنگ سیب و رودخانه دارد و این ایجاد مدلول ها نیز اغلب به دنبال تعیین معنا و مفهوم شعر در قالبی تک صدایی است که به نوبه ی خود هم زیباست .

-آشیانه با مهربانی روی شاخه است / و پرنده ای که روی تخم هایش می خوابد / به آسمان فکر نمی کند / به پرواز جوجه هایی می اندیشد / که روزی خواهند پرید . شعری مفهوم گرا که شاعر دارای دانش و بینش است و از قدرت جامعه پذیری هم برخوردار است .

-چای شیرین صبحانه ام / آن قدرشیرین نیست / تا تمام روزم را شیرین کند / تلخی قهوه ای که شب ها می نوشم / تمام روز با من است .

شعری که بر پایه ی پارادکس پایه گذاری شده و این پارادکس مفاهیم و مضامینی اجتماعی و انتقادی را می آفریند .

-زمستان / پشت پنجره می لرزد / سپیدتر از همیشه می خندی / وروزگار / با خمیدگی عصایت نمی چرخد !

شعری با رویکردی آشنازدایانه که دارای درون مایه ای انتقادی- اجتماعی است .

-رژه ی خاموش برف ها / خمیازه ی گربه ای / روی شیروانی سرد / برف/ برف/ دانه های برف می خواهند / تمام دنیا را بگیرند .شعربا دال یا نشانه ای به نام زمستان آغاز می شود و تبدیل به نوعی مدلول در دل همین دال می گردد و زبان در این فرآیند شعری ایجاد می شود .

با نمونه هایی از دفتر دوم مجموعه :

-با چشم هایی بسته / با دمپایی های رنگ و رو رفته / با لباس هایی که / به بوی خون و عرق آغشته است / آزادیم / ای کاش کسی نیاید و / این جمجمه های شکسته را بند بزند / جای گلوله ها خالی است .

-از ساختمان وزارت جنگ / بوی باروت می آید / از بیمارستان / بوی خون / آجر روی آجر / دیوار می سازیم / دیوار پشت دیوار / زندان .

-آب از آب تکان نمی خورد / حتی اگر کشتی های دنیا / غرق شوند / داغ ترین خبرها/ در سرد ترین روزهای زمستان / منتشر می شوند .

-اندیشیدن به آزادی / زیبایی دردناکی دارد / وقتی بدانی/ تمام دیوارها را / برای کشتن اش ساخته اند / وقتی بدانی / گورستان هم دیوار دارد / تا مرده ها نیز آزاد نباشند .

-می ترسم / از زخم هایی / که در تاریکی چکه می کنند / و مثل حرکت میلیمتری ترکش / درد را تازه می کنند/ برایم از روشنایی بگو / عزیزم / خورشید را / با چشم هایت روشن کن.

اشعاری با تم ( درونمایه ای) انتقادی _ اعتراضی که شاعر ساختمان شعرش را با مواد و مصالح موجود در جامعه بنا می کند و از آن حالت تک معنایی بیرون می آیدو پا در دایره ی چند معنایی می گذارد و رویکرد خود را با دانش و بینشی سازنده به مخاطب و جامعه منتقل می کند . به بیانی اشعارشاعر از آن حالت تخیلی و احساسی و شاعرانه خارج می شوند و پا در حالتی اقلیم پذیر و واقعیت نما می گذارند و شاعر نیز در این فرآیند از تکنیک و تاکتیک شعری خود در جهت تصویر این واقعیات به جد در جهد و تکاپوست . دیگر نکته گزینش واژه هایی متضاد در اشعار شاعر است که این روش شعر شاعر را پارادکسیکال کرده واز وضعیت موجود به سوی وضعیتی دیگر و مطلوب سوق می دهند.

عابدین پاپی