جهانگردی در دنیای ادبیات

نگاهی به مکان ها و بناهای معروف تاریخی در رمان های ادبی

تصور کنید در منزل تان روی مبل لم داده اید که یک هو دل تان هوای صحرای سوزان آفریقا را می کند یا هوس می کنید دور کوتاهی در فضا بزنید. کافی است ریموت تلویزیون را بردارید و چند دقیقه ای بین کانال-های تلویزیونی گشت بزنید تا به کمک این رسانه خود را در قلب صحرای آفریقا ببینید یا از سفری کوتاه در فضا لذت ببرید. این روزها ما بدون این که از روی صندلی خانه مان تکان بخوریم به کمک دوربین های جهانگردان و طبیعت گردان از اعماق زمین تا فضای لایتناهی را مشاهده کرده ایم و خیلی هامان توهم تجربه این فضا را با خود داریم. پیش از رونق رسانه های تصویری آثار ادبی گاه حکم دوربین های رسانه ها را داشته اند. در تاریخ ادبیات نویسنده های زیادی بوده اند که در داستان های شان درباره مکان ها و موقعیت های می نوشتند که گاه خوانندگان تا پایان عمرشان این مکان ها را از نزدیک نمی دیدند، اما به کمک تخیل این نویسندگان با این مکان ها آن چنان آشنا می شدند که می توانستند ساعت ها درباره این مکان ها تخیل کنند و حرف بزنند.

بیشتر ما خوره های کتاب با واسطه ذهن و تخیل نویسندگان با جهان اطرافمان آشنا شده ایم و حتی گاه غافل هستیم که با آن که سال هاست از کتاب یا نویسنده ای فاصله گرفته ایم هنوزمکان، شهر یا موقعیتی را از زاویه دید آن نویسنده تصور و درک می کنیم. در دنیای ادبیات بسیار این اتفاق افتاده است که نویسندگان برای جذابیت داستان های شان به سراغ مکان های معروف مانند برج ایفل، ساعت لندن یا رودخانه تایمز رفته اند یا برای این که خواننده را غافلگیر کنند از مکان های غیرقابل دسترس خوانندگان که تا حدودی برای شان مجهول و غریب است مانند اهرام مصر یا مثلث برمودا به عنوان مکان های خلق داستان های شان استفاده کرده اند. با نگاهی اجمالی به رمان های معروف در ادبیات متوجه می شویم مکان هایی هستند که تقریبا در دنیای ادبیات دارای شناسنامه شده اند. در این شماره سری به این مکان ها زده ایم.

در بین نویسندگان بزرگ قدیمی «ژول ورن» از نظر جهانگردی و گشت وگذار ادبی دارای رتبه بالایی است. در دوران نوجوانی داستان های ژول ورن ما را به سرزمین های بسیاری می بردند. ما همراه قهرمان های ژول ورن نه تنها دور دنیا را در هشتاد روز گشتیم و اقوام و ملت های بسیاری را ملاقات کردیم بلکه به همراه کودکان بسیاری در دنیا به کره ماه سفر کردیم و به عمق زمین رفته و سلامت به خانه هایمان باز گشتیم. در ماجراهای ژول ورن گاه یک مکان واقعی و معروف مانند برج ساعت لندن در رمان «دور دنیا در هشتاد روز» به صورت مکانی برای خاتمه همه ماجراها در نظر گرفته می شود و گاه مکانی تخیلی مانند غارهای درون زمین و موجودات عجیب و غریبش در رمان «سفر به اعماق زمین» بستر حوادث رمان می شود.

داستان های جنایی و رمان های پلیسی هم نمونه هایی هستند که نویسندگان آن ها برای ساختن ماجراهای شان به سراغ مکان های تاریخی بسیاری رفته اند. به عنوان نمونه می توان به داستان های «آگاتاکریستی» مانند «ماجراهای پوآرو» اشاره کرد. با آن که داستان های جنایی آگاتا گریستی بیشتر در انگلستان می گذرد اما او گاه برای رمزآلود کردن ماجراهایش به سراغ مکان های تاریخی و حتی داستا های کهن مصریان رفته است.

پس از داستان های اهرام مصر و مومیایی های معروف شان می توانیم به همراه نویسندگانی مانند «الکساندر دوما» کمی در تاریخ حرکت کرده و به روزگار جدیدی تری برسیم و در فرانسه و کاخ ورسا به ملاقات «سه تفنگدار» برویم. پس از گشت وگذار با الکساندر دوما در کاخ های پادشاهان فرانسه می توانیم به همراه «ویکتورهوگو» سری به میدان تریومف و انقلاب فرانسه بزنیم. ویکتور هوگو در داستان «گوژپشت نوتردام» به طور مفصل از یک بنای تاریخی استفاده کرده است. نقش این مکان به عنوان محل زندگی قهرمان داستان آن قدر دیده می شود که در عنوان داستان هم دیده می شود. البته فرانسه یک برج ایفل معروف هم دارد که در داستان های جنایی و معمایی بسیاری محل وقوع حوادث بسیاری بوده است.

میدان «سرخ مسکو» یکی دیگر از مکان های معروف تاریخی است که نویسندگان روس بارها در داستان های شان به سراغ آن رفته اند. از این بین می توان به داستان های «تولستوی» مانند «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» اشاره کرد. حالا که از اناکارنینای تولستوی نوشتیم خوب است اشاره ای کوتاه به ایستگاه های قطار در داستان های معروف داشته باشیم. شاید ایستگاه قطار مکان تاریخی یا محل مرموزی نباشد اما در داستان های بسیاری به عنوان محل وقوع حوادث مهمی مانند جدایی شخصیت ها از هم یا مرگ قهرمان داستان استفاده می شود. به جز خودکشی معروف آناکارنینا خودکشی به یادماندنی دیگری هم در دنیای ادبیات است که در رمان معروف «پر» در ایستگاه راه آهن اتفاق می افتد. البته کشور روسیه صاحب یک سیبری معروف هم هست که قهرمان های بسیاری مانند «دکتر ژیواگو» به آن تبعید شده اند.

در انتهای بازدید کوتاه مان می توانیم به مکان های تاریخی دیگری مانند واتیکان در ایتالیا یا معبد پارتنون در آتن، تاج محل در هندوستان و شهر ممنوعه در چین اشاره کرد که در داستان های بسیاری استفاده شده اند که حضورشان به اندازه یک شخصیت به جذابیت داستان کمک کرده است.

نویسنده: اعظم عامل نیک