قصه های جا مانده درخاکریزها

نگاهی به قصه نویسی در دفاع مقدس

«یکی بود یکی نبود، غیر ازخدا هیچ کس نبود» این جمله همان قدر برای ما شیرین است که جمله «بالا رفتیم ماست بود قصه ما راست بود» تلخ است و تلخ تر از آن جمله «قصه ما به سر رسید، کلاغه به خونش نرسید» است. این تلخی اما حکایت ازیک شیرینی می کند.حکایت از شیرینی قصه.

اگرچه کارشناسان ادبی براین باورند که قصه ها، تنها جنبه سرگرمی دارند، اما با این وجود، ما از همین قصه های ساده و سرگرم کننده شیرین ترین درس های زندگی را از همان اوان کودکی آموخته ایم، درس هایی چون انسان دوستی، لذت گذشت، فداکاری، شجاعت، برادری و... قصه گاه کوتاه و گاه بلند بوده و می توان آن را با دو نوع ادبی داستان کوتاه و رمان مقایسه کرد، اما بیشتر قصه ها به صورت کوتاه آمده اند. شیوه نقل قصه به هر دو صورت نظم و نثر وجود داشته و می توان مثال قسمت هایی از شاهنامه فردوسی را برای نظم و قصه های هزار و یک شب را برای قصه های منثور ذکر کرد. قصه از نظر روایتی بیانی ساده و شفاهی دارد تا مخاطب کوچک و بزرگ، باسواد و بی سوادبه راحتی بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و این از ویژگی های برجسته قصه به شمار می رود که لحن آن چنان گرم و صمیمی است که راوی انگار دست خواننده را می گیرد و به او بال خیال می دهد و او را تا کجاها و ناکجاها باخود می برد، او را صدا می زند و با او حرف می زند. قصه اغلب با جمله های ساده که درهمه آنها مشابه و یکسان است آغاز می شود.

زندگی انسان سراسر قصه است. قصه هایی که هرکدام از دنیایی دگرگون حکایت می کند. قصه هایی که صرفا برای سرگرمی نیست. قصه ها و حکایات یکی از کهن ترین و سنتی ترین روشهای انسان برای انتقال معرفت به نسل های بعد بوده است. قصه ناب ترین و خالص ترین بخش ادبیات است چرا که ما را به دورانی پیش از پیدایش تفاسیر و تعابیر امروزین می برد. گرچه قصه های شاد، سرگرم کننده و نمایشی اند اما فراتر از همه معرفت را به شکلی دلپذیر منتقل می کند. براین اساس دور میز نشستن و قصه گفتن راهی برای گذران وقت نیست بلکه قصه راه انتقال عقل و خرد به دیگران است. نگاه کنیم به قصه های شهرزاد. این قصه ها هر کدام توانسته جوانی را از دیو مرگ ضحاک برهاند. از وادی دیگر این موضوع را بررسی کنیم؛ نگاه کنیم به قصه های قرآنی. قصه هایی که تاریخ بشر را روایت می کنند. قصه هایی که هرکدام دوره ای تاریخ تکامل جهان را برای انسان روایت می کند. قصه ابراهیم (ع) و آتش، قصه یوسف (ع) و برادرانش، قصه نوح و کشتی اش، قصه عیسی ومریم(ع)،قصه موسی (ع) و فرعون و پیش تر از همه آن ها قصه آدم و حوا، هابیل و قابیل و کلاغ پیر.

این قصه ها هر کدام برای ما معرفتی بس گرانبها از تاریخ ارایه می کنند. با این همه اما در دنیای امروز گویا این قصه ها درمیان تکنولوژی های نوین فراموش شده اند. حالا بچه های ما به جای قصه شنیدن بازی «مرد عنکبوتی» را می پسندند. علت این مسئله از چند جنبه قابل بررسی است که یکی از آن ها عدم ارائه قصه های امروز است. ما هنوز قصه هایی را برای بچه هایمان درنظر داریم که پدر بزرگهایمان برای پدرانمان در شب نشینی های زمستانی گفته اند، درحالی که امروز ما قصه هایی داریم که از قصه های هزار و یک شب شهرزاد جذاب تر است. ما قصه های هشت سال دفاع مقدس را داریم. قصه چکمه هایی که صبح به صبح واکس می خورد اگر چه قرار بود تا ساعتی دیگر دوباره خاکی شود، قصه دریا قلی، مرد دوچرخه سواری که کیلومترها رکاب زد تا با دادن خبری آبادان را از اشغال نجات دهد و در همین راه جان خود را از دست داد. قصه اسیری که جای اسیری دیگر ثبت شده بود و روزها و شب های سخت زیر شکنجه را به خاطر همین اشتباه باید تحمل می کرد، قصه مادری که از جنازه پسرش گذشت تا خانواده ای دیگر به خیال مفقود نبودن جنازه فرزندشان دلخوش باشند و از همه این ها گذشته قصه شهرهای جنگی ایران. شهرهایی که هر کدامشان اگر چه قصه ها در دل دارند اما خود قصه ای جدا هستند از همه قصه ها.

درعرصه ادبیات دفاع مقدس تاکنون هرچقدر که خاطره نویسی و حتی ادبیات داستانی در شاخه های داستان و رمان مورد توجه بوده و پیشرفت داشته، درقصه نویسی دچار غفلت بوده و از این غفلت ضربه زیادی هم خورده است. دراین حوزه کتاب «قصه های شهر جنگی» را شاید بتوان به عنوان نمونه مناسبی از قصه نویسی مثال زد، اگر چه این کتاب هم بیشتر به سمت داستان کوتاه حرکت کرده است تا قصه، اما ویژگی های یک قصه را می توان در روایت های این کتاب مشاهده کرد.

کتاب «قصه های شهر جنگی» مجموعه ای از ۱۱ قصه از شهرهای ایران است که در دوران دفاع مقدس با جنگ درگیر بودند.چاپ اول «قصه های شهر جنگی» درسال ۸۱، در ۱۰کتاب (قصه) جداگانه ارائه شد که در چاپ جدید کتاب (مجموعه قصه ها)، همه ۱۰ کتاب قبلی با یک قصه جدید، همراه با هم دریک کتاب منتشر شد.

دراین کتاب برخی از شهرها که در طول جنگ ویژگی های بارزتری را نسبت به شهرهای دیگر داشتند و نقش مهم تری را درجنگ ایفا می کردند، در قالب قصه به نوجوانان معرفی شده است. درقصه هر شهر ماجرایی که بیش از هرچیز دیگر مورد توجه بوده، سوژه داستان شده و همراه با تخیل نویسنده داستانی را ساخته که به این ترتیب نسل جدید با زبانی ساده با آن شهر جنگی و اتفاقاتش آشنا شوند.

«درخت تنها» از محسن مطلق، قصه شهر مهران، «من و عکس او» از داوود بختیاری دانشور، قصه شهر سوسنگرد، «سکه پدر بزرگ» نوشته جعفر توزنده جانی قصه شهر اهواز، «لحظه جدایی من» نوشته داوود امیریان، قصه شهر سردشت، «قصه قصر شیرین» نوشته اصغر کاظمی، قصه شهر قصر شیرین، «دره پلنگ ها» نوشته محمدرضا بایرامی قصه شهر ایلام، «نگهبان کوچک» از محسن مطلق، قصه شهر سرپل ذهاب، «خوب من، سرزمین من» نوشته اصغر فکور، قصه شهر گیلانغرب، «زود بزرگ شدیم» نوشته گلستان جعفریان، قصه شهر شوش، «جزیره لیلک ها» نوشته سید قاسم یاحسینی، قصه جزیره خارک و «آشیانه ای برکبوترها» نوشته ناهید سلیمانی، قصه شهر دزفول، قصه های این کتاب هستند.

زبان قصه های این مجموعه، اگرچه به گونه ای است که گویا برای نوجوانان نوشته شده تا آن ها را بیشتر با شهرهای جنگی ایران آشنا کند اما برای بزرگسالان و حتی آنهایی که درگیر جنگ بوده اند هم جذاب می نماید.

کوتاه بودن این قصه ها ویژگی دیگری است که به خوانده شدنشان کمک خواهد کرد.

فکر کنیم، چه می شود از این دست قصه ها برای نوجوانان ارائه کنیم و یا آن ها را درشب نشینی هایمان بخوانیم. آیا باید در قصه های حسن کچل و کچل کفتر بازگیر کنیم؟ گویا قصه های دفاع مقدس را درخاکریزهای مهران و شلمچه و... جا گذاشته ایم.

طه راستین