آبی ترین گناه ـ یادداشتی بر رمان آبی‌تر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگین بار نوشتۀ محمدحسینی

«آبی‌تر از گناه» روایت پسرکی شهرستانی است که ظاهرا دست و پا چلفتی است و از پس زندگی خودش برنمی‌آید و برای کار به تهران آمده. ما تک‌گویی‌های همین پسرک گیج و گول را می‌خوانیم که انگار دارد در محضر بازجوهایی ـ که ما هیچ اثری از آن‌ها نمی‌بینیم- مشغول اعتراف است به گناه و بهتانی که بهش بسته‌اند.