دو کهربای غارتگر,از رمان تا آگاهی های بایسته

بهانه گفتگو با یک بانوی حقوقدان برجسته مهربانو گیتی پورفاضل,هشتم اسفندماه,روز وکیل بود

بانو گیتی پورفاضل اخیرا برای رونمایی از آخرین کتاب خود به نام "دو کهربای غارتگر" به فرانسه دعوت شده بودند؛ وی در پاریس چند سخنرانی داشته و به افتخار ایشان یک شب شعر نیز برگزار شده است .همچنین برای دو کنفرانس به پارلمان اروپا دعوت شده ؛ از بروکسل به هامبورگ برای سخنرانی و معرفی همان کتاب دعوت شده واز آنجا به آمستردام رفته و در آنجا نیز یک سخنرانی و معرفی کتاب داشته اند.

ایشان در این کتاب،در چهارچوب یک داستان عشق و بسیار عاطفی زندگی بانوی ایرانی هم نسل خود را به تصویر کشیده و به گفته وی در لابلای سطور داستان،مسایل اجتماعی،حقوقی،سیاسی،تاریخی و حتی اقتصادی و علمی را مطرح کرده اند و از واژگان پارسی بسیار بکاربرده اند که تاکنون مورد استقبال خوبی در داخل و خارج قرار گرفته وهمچنین قرار است در آینده به زبانهای فرانسه و انگلیسی نیز برگردانیده شود .

ایشان داستان طراحی و نوشتن کتاب خود را این گونه آغاز می کند:

من پیش از بازنشستگی از کار وکالت نیز هر زمانی که دست میداد به نوشتن می پرداختم هنوز در دهه بیست زندگی بودم که کتاب حماسه های بزرگ ملی را درسال ۴۶ به چاپ رسانیدم ونخستین سروده هایم را درسال ۷۸ منتشر کردم که البته چون با سانسور روبرو بودم ناگزیر تنها به یک سوم از سروده ها بسنده کردم .

شور نوشتن و خوانش همیشه درمن بود ولی یک زن افزون بر کار بیرون از خانه ناگزیراز سامان دادن به زندگی خانواده نیز هست به ویژه مردان ایرانی که هنوز برخی از باورهای پدرانشان را درسر دارند

با مواجه با جفایی که به حقوق انسانی زنان میرفت دراندیشه نوشتن داستانی بلند افتادم که درآن بتوانم پرده از روی گرفتاریهای عاطفی زنان ونیز نگاه مردان سنتی که سازنده جامعه مردسالار هستند بردارم ؛ داستان عشقی را برگزیدم که برای خواننده کشش داشته باشد ودر لابلای آن نیز در زمینه هایی اگاهی رسانی کنم که مردم در زمان کنونی با آن دست وپنجه نرم می کنند ونیز به پرسشهای تاریخی که امروز ذهن برخی از هم میهنان را درگیرکرده پاسخی درخور دهم ؛ ساختار داستان را به گونه ای در ذهنم پرورانیدم که بتوانم به برخی فراپرسهایی ( مسایلی) که بایسته است پاسخ دهم .

در مورد زنان سراینده ازدوران دور دوشاعر،مهستی ورابعه که هردوگرفتار پیورزی (تعصب) مردان خانواده شده وسر به باد دادند می گذرم زیرا شوربختانه زنان اهل نوشتن چه سراینده وچه نویسنده تا پیش از دوران پهلوی در پستوهای تودرتوی سنت هایی که از باورهای سنتی سرچشمه داشت به سر می بردند وناگزیر از پنهان کردن شور خود بودند تا مبادا گرفتار داوری مردان شوند.

در درازای تاریخ، مردان، این ستم ناپذیرفتنی را به زنان تحمیل کرده اند . دردوران گذشته، زنان آرام آرام از پستوها بیرون آمده وتوانستند سروده های خودرا البته با دوراندیشی مانند پروین اعتصامی چاپ کنند وسپس فروغ را داریم که سپر شکن شد وسیمین و زنانی ازاین دست ولی هنوز برخی از طیف مردان روشنفکر نیز نمیتوانند اینگونه زنان پرده در را که از دلباختگی خود میگویند بر تابند و در ته ذهن، تنها برای خودشان این حق را پذیرا هستند.

از آنجا که به زبان پارسی بسیار عشق میورزم واز سویی دیگر می خواستم پاسخی به کسانی دهم که میگویند اگر واژگان تازی را بکار نبریم در گفتگو و نوشتن دچار تنگنا میشویم بگویم که چنین نیست، در "دو کهربای غارتگر" آنجا که باید با زبان گفتگوی روزانه مردم با هم بنویسم برای آن که گفتگو ساختگی نباشد به همانگونه که هست، آورده ام ولی بیرون از آن گفتگوها؛ زبان فاخر پارسی را به کار گرفته ام با واژگانی که در زیر خاکستر زمان از یادرفته اند وباید با پراکندن خاکستر دوباره فروزان شوند.

ساختارداستان به گونه ای طراحی شده که در آن هرماه یک متخصص در مورد رویدادی سخنرانی میکند ودانسته هایش را بازگو میکند .من برخی موارد را که با حقوق زن برخورد دارد آورده ام واز شعرهم بهره کافی برده ودر جای جای داستان به مناسبتهایی گذاشته ام

نمیدانم ازنگاه فمنیستی چه برداشتی دارید اما من نه به برتری زن ونه مرد باور دارم هردو را آزاد درگزینش شیوه زندگی میدانم که باهم میتوانند عشق را در رگ زمان جاری سازند .

گاه برای نمایانیدن باورهای نیاکان دراین مرز وبوم کهن به زن، ناگزیر از پرداختن به تاریخ که گاه هم بسیاردوراست بوده ام تا خواننده بداند مردان ما در تاریخ گذشته،چگونه می اندیشیدند و زنان نیز ازچه حقوقی برخوردار بوده اند .

بانو پورفاضل با سپاس از مقدمه جامعی که پیرامون شکل گیری و روند داستان کتاب گفتید. حال به طرح پرسش هایی که پیش روی خواننده می گذرد می پردازم:

شکل گرفتن کتاب " دو کهربای غارتگر" چگونه بوده است؟

من از دیرباز درسرم نوشتن کتابی با ساختار رمان درسرم بود ولی کار وکالت فرصتی برای نوشتن نمی گذاشت ؛ در سال ۸۹ برای دیداراز مادرم که بیمارشده بود راهی امریکا شدم که شور بختانه فوت شدند در چندماهی که امریکا بودم در ذهنم یک سنجش میان زندگی زنان غربی و ایرانی در ذهنم شکل گرفت وپس از بازگشت نوشتن را آغار کردم

انگیزه نیاز به نوشتن این کتاب در مقطع زمانی کنونی چه بود؟

با کاهش کم سابقه استخدام زنان در اداره ها زندگی بسیاری از زنان ایرانی دستخوش نوسان شد .همچنین فشار قوانین تبعیض آمیز به ویژه قانون خانواده که پروانه چند همسری رابه مردان میدهد و زنان هرگز نتوانسته اند پس از این همه سال با آن کنار آیند به شکل گیری داستان قوت بخشید .

انگیزه سرکار از بکارگیری واژگان زیبای پارسی در این کتاب چه بوده است ؟

قصد دارم به کسانی که میگویند "اگر واژگان تازی را از زبانمان برداریم کارنوشتنمان دشوار میشود" بگویم زبان مادری ما چنان گسترده است که نیازی به کارگیری واژه های بیگانه ندارد.تنها باید واژگانی که زیر خاکستر زمان مانده اند با نسیمی بیرون آورد و بکار بست.واژهایی که در گویش نرمتر و آهنگین تر هستند

خوشبختانه شادروان بهرام فره وشی فرهنگنامه پهلوی به پارسی ونیز پارسی به پهلوی را برایمان به یادگار گذاشته که بسیار پربهاست ومیتوان ازآن بهره گرفت همچنین فرهنگ واژگان اوستایی را دردست داریم وگذشته از آن آقای پرتو با نوشتن سه جلد فرهنگ واژگان پارسی در برابر واژگان تازی کاز بهره گیران را از اینگونه فرهنگها آسان کرده است ؛ از سویی دیگر میخواهم این کتاب تنها یک رمان مانند رمانهای دیگر نباشد وخواننده بازبان گسترده پارسی اشنا شود وبداند که میتواند با بکارگیری انها پالایشی درزبان مادری بوجود اورد

این که در کتاب حضرتعالی طیف وسیعی از مسایل گسترده ایران مورد توجه قرار گرفته، بسیار جالب است. اگر امکان دارد در این خصوص نیز شرح دهید بویژه این که چگونه مسایل علمی و اقتصادی را در قالب یک داستان گنجانیده اید؟

میخواهم خواننده افزون برخواندن یک داستان عشقی بسیار نرم و پاژ در مورد بسیاری از موضوعهایی که با انها سر و کاردارد نیزآگاهی پیدا کند حتا در مورد رویدادهای تاریخی .ساختارداستان را به گونه ای گرده ریزی کردم که ورآن هرماه یک متخصص در مورد رویدادی سخنرانی میکند ودانسته هایش را بازگو میکند

آیا نگاه خاص داستان شما پیرامون شخصیت یک بانو،نشانگر نگاه فمنیستی به این مسئله نیست؟

داستان دارای چند تن زن و مرد است ولی دوتن ازآنان که زن ویک مرد میانسالی هستند به هم دل می بازند که تم پایه ای رمان است

در کتاب به آقایان و مشکلات این قشر پیش روی نیز پرداخته شده است؟

البته من به برابری حقوق انسانی زن ومردباوردارم وسالاری هیچکدام را بر دیگری نمی پذیرم نگاه ویژه من دراین داستان به زن و مردی است که از فرهنگ بالایی برخوردارند وعشق را خوب می شناسند ولی جامعه نگاه دیگری به زن دارد وبه زور مواردی را به زن بار میکند که خواننده بخوبی ان را در می یآبد ؛مردان نیز دارای دشواریهایی هستند که در زندگی با آنها دست و پنجه نرم میکنند .

تکنیکی که توانسته است از پیشدادیان تا به امروز مشکل بانوی ایرانی را مطرح کند،چیست؟

پیشدادیان نخستین خاندانی هستند که درسرزمین ما شیوه زیستن را به مردم آموخته اند. از ساختن خانه و رشتن پنبه و پشم و دوختن پوشش برای تن واهلی کردن پرندگان و برخی از چهارپایان وراه و رسم کشاورزی و مهارکردن آتش وساختن آتشکده ها ودست یابی به کانیهای وذوب کردن سنگ آهن و مس و غیره

پیوند حقوق و ادب پارسی و هنر پیوند این دو مقوله می تواند بسیار جالب توجه باشد.

در برخی قسمت ها که با حقوق زن مرتبط بوده،گنجانیده شده واز شعر نیز بهره کافی برده ودر جای جای داستان به مناسبتهایی بکار برده ام.

درخاتمه از سفر خود به اروپا و جلساتی که شرکت داشتید،برای خوانندگان ما بگوئید.

برای رونمایی کتاب دو کهربای غارتگر به پاریس دعوت شدم وچند سخنرانی ویک شب شعر داشتم وبه همان ترتیب به هامبورگ وآمستردام دعوت شدم.که افزون بر رونمایی از کتاب سخنرانی هم داشتم ؛ روی هم سفر پرباری بود

در پایان اگر به نکته ای اشاره نشد برای خوانندگان ما بگوئید.

شما تا آن جایی که میسر بود به تمام وجوه پرداختید اما می خواستم بعنوان یک حقوقدان روز وکیل را به عموم وکلای مدافع آزادی و حقوق انسانی شاد باش بگویم

امیر پریزاد

نویسنده و مستندساز