۱۰ فروردین جشن آبانگاه

روز دهم هر ماه, آبان نام دارد آبان ایزد موکل بر آب محسوب می شود و ویژه وی روز دهم از ماه آبان یعنی روز آبان از ماه آبان است اما در روز دهم از ماه فروردین نیز جشنی برگزار می شده موسوم به آبانگاه که آن هم با آب و باران و مراسمی در تقدیس آن مربوط است

آبان روز از فروردین ماه برابر با ۱۰ فروردین در گاهشماری ایرانی است، نخستین آبان روز سال است و به روایت «برهان قاطع» جشنی به همین نام در این روز انجام می شده. از جمله مراسم این جشن آب پاشی به یکدیگر بوده و نوعی انتظار برای بارش باران است. میتوان گفت دو جشن بهاری که به کلی فراموش نشده ولی تقریبا در معرض از بین رفتن اند جشن نخستین شنبه سال و نخستین چهارشنبه سال هستند که خوشبختانه هر دو هنوز هم در بعضی نواحی جنوب خراسان و چهارمحال و بختیاری برگزار می شوند. مراسم این اعیاد تقریبا شبیه سیزده به در است و مردم برای جشن گرفتن این روز خاص به صحرا می روند و شادی می کنند.

"آبانگاه با کاف فارسی بر وزن آبان ماه، نام روز دهم آبان ماه می باشد و نام فرشته ای نیز هست که موکل آب است.گویند: اگر در این روز باران ببارد آبانگاه مردان است و مردان به به آب در آیند، و اگر باران نبارد آبانگاه زنان باشد و ایشان به آب در آیند و این عمل را به خود شگون و مبارک دانند."

نکته اینکه این روز در تقویم زرتشتی 4آبان است که در تقویم ما مصادف با 10 آبان می شود آبان روز از آبان ماه ویژگی دارد به یکی از بزرگترین ایزدان مورد ستایش ایرانیان روزگار گذشته، یعنی ایزد آناهیتا، ایزد سرپرست آبهای روان و ایستا و دریاها و رودها و چشمه سارها. در اوستا یشت پنجم موسوم به آبان یشت در توصیف و مقام و نیروو ستایش این ایزد است.

جشن آبانگاه را به این دلیل برگزار می کردند که نخستین آبانروز در سال بوده است. جشنی در ستایش آبان که در واقع همان ناهید یا آناهیتا است، چون ناهید ابتدا سیاره بوده و بعدها تبدیل به ایزد بانوی نگهبان آب های روان و پاکیزگی آب ها شده است.

مطابق معمول، وقوع رویدادها و حوادثی جهت گرامیداشت و زنده یادی آنها در تاریخ، در این روز قرار داده شده است از جمله آنکه در دوران جنگهایی میان ایرانیان و تورانیان، به فرمان افراسیاب کاریزها و نهرهای آب ویران و پر شده بود. زو پسر طهماسب دستور داد تا آن کاریز ها را آباد و لایروبی کردند. و انهار بزرگ آب روان ساختند و به همه جا ترتیبی داد تا جویهای آب برسد در این روز بود که به همه مردم کشور آگاهی رسید که پادشاهی از ضحاک بشد و فریدون به پادشاهی رسید و مردمان پس از دورانی دراز، ایمن و آسوده خاطر شده و به کارهای خود پرداختند. و انگیزه دیگر برای این جشن آنکه مدت هشت سال در ایران باران نبارید و بر اثر این مصیبت، خشکسالی و قحطی بوجود آمد .بسیاری از مردمان تلف شدند و بسیاری ترک شهر و دیار کرده، به جاها و سرزمین های دیگری رفتند. سرانجام پس از هشت سال در چنین روزی باران بارید و خشکسالی و بیماری و ناداری و رنج از میان رفت به همین جهت مردمان این روز را گرامی داشته و هر ساله به جشن و سرور و شادمانی پرداختند.

«...اینک آب­ها را می­ستاییم، آب­های فروچکیده و گردآمده و روان شده­ و خوب کـُنش ِ اهورایی را...»

(یسنا – هـات 38 – بند 3)

پیکره ی آناهیتا – ایزد بانوی آب های روان

آبان به نام آب و فرشته آب است. این فرشته به نام «برزیزد» نیز خوانده می شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوی «آبان» گفته می شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت «آپه» و در فرس هخامنشی «آپی» است. این عنصر مانند عناصر اصلی (آتش، خاک، هوا) در آیین مقدس است و آلودن آن گناه است و برای هر یک از آنها فرشته مخصوصی تعیین شده است.

جشن و یسنه

واژه جشن از کلمه «یسنه» اوستایی آمده و این کلمه نیز از ریشه اوستایی مشتق شده که به معنای ستایش کردن است. بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است.در جشن های ایران باستان همیشه شادی و تفریح، با ستایش اهورا مزدا و آفرین و نیایش همراه بود. به این معنی که پیش از آغاز برنامه اصلی جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهایی از اوستا و دعای آفرینامه خوانده می شده، سپس برنامه اصلی جشن آغاز می گردیده. جشن های ایران باستان به سه دسته تقسیم می شوند: جشن های سالیانه یا گهنبارها، جشن های ماهیانه و جشن های متفرقه. جشن ها یادگارهای درخشان پدران بیدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاریخ بسیاری از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسیار، از بین رفته و هم اکنون از آنها نمونه هایی بسیار اندک در جامعه ایرانی به چشم می خورند. ولی این نمونه اندک، نشانه هایی بس بزرگ هستند از اندیشه بلند و طبع ظریف ایرانی، طبعی که خداوند به این قوم ارزانی داشته است.

هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان ستایش پروردگار، گردهمایی مردم، سرور و شادمانی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است.

آب مقدس

روز دهم آبان در تقویم زرتشتی به نام «آبان» است و اکنون در گاهشماری جدید این روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دلیل این تفاوت این است که در گاهشماری قدیم، همه ماه های سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، این روزها تغییر می کنند.

هرودوت می گوید: «ایرانیان در آب ادرار نمی کنند، آب دهان نمی اندازند و در آب روان دست نمی شویند.»

استرابون می گوید: «ایرانیان در آب جاری خود را شست وشو نمی دهند، زمانی که ایرانیان به دریاچه یا رود یا چشمه ای می رسند، گودال های بزرگ کنده و قربانی در کنار آن می کشند و سخت پروای آن دارند که هرگز خون به آب نیامیزد، چون این کار سبب آلودگی آب خواهد شد.» و در جایی دیگر می گوید: «در آن (آب) لاشه و مردار نمی اندازند و عموماً آنچه ناپاکی است در آن نمی ریزند.»

کریستین سن نیز می گوید: «ایرانیان احترام آب را بیش از هر چیز واجب می شمرند.»

در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار رود، دریا و یا چشمه، فرشته آب را نیایش می کنند. آبی را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغییر می یافت، برای آشامیدن و شست وشو به کار نمی بردند.

بیرونی در آثار الباقیه در مورد جشن آبانگان چنین می نویسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عیدی است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان می گویند. در این روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پیشدادیان به پادشاهی رسید و مردم را به کندن نهرها و تعمیر آنها امر کرد و در این روز به کشورهای هفتگانه خبر رسید که فریدون، بیوراسب (ضحاک) را اسیر کرد و خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را مالک شوند.»

همچنین درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی، در ماه آبان باران آغاز به باریدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.

زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها می روند و با خواندن اوستای آبزور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود، اهورا مزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

در اوستا «آبان» فرشته ای است که به عنوان فرزند آب ها معرفی شده است. این اوست که آب ها را پخش می کند (یشت ،۸ بند ۳۴) او نیرومند و بلند قامت است و دارای اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر می شود که خدای آب ها است.

در فقره یک و دو، گرده ،۸ هفتمین یشت بزرگ می گوید: «به سرچشمه آب درود می فرستیم، به گذرهای آب درود می فرستیم، به کوه هایی که از بالای آنها آب جاری است درود می فرستیم، به دریاچه ها و استخرها درود می فرستیم.»

در یسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پیامبرش می گوید: «نخست به آب روی آور و حاجت خویش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نیز در کشور کم آب ما مشهود است. در میان مردم مایع روشنی است و اگر ناخواسته آبی به روی کسی پاشیده شود، می گویند آب روشنایی است یا این که پشت سر مسافر آب می پاشند تا سفرش بی خطر انجام گیرد و زود بازگردد و این اعتقاد که آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشی است که مردم ایران نسبت به این مایع حیات بخش قائل هستند. در اینجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهیتا ایزدبانوی آب ها نیز معرفی شود.

آناهیتا

ناهید، اناهید (اردویسور اناهیتا) ایزدبانوی با شخصیتی بسیار برجسته است که قدمت ستایش او به قبل از زرتشت می رسد. «اردوی» به معنای رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفی است و «هیت» به معنای آلوده و ناپاک، به مفهوم آب های پاک و نیرومند معرفی می شود. این ایزدبانو در کتیبه اردشیر دوم هخامنشی و در بسیاری از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهیتا» در می آید و در اواخر دوره هخامنشی در کتیبه های پادشاهان اردشیر دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر می شود. بنابراین پدر و مادر آب ها می شود و از اپم پنات پیشی می گیرد.

اناهیتا در آبان شیت اوستا، زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره با بازوانی سپید و اندامی برازنده، کمربند تنگ به میان بسته، به جواهر آراسته با طوقی زرین برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هایی درخشان به پا، با بالا پوشی زرین و پرچین. این ایزدبانو با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری در می آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می جوشد و بدین گونه «مادر خدا» نیز می شود و همتای ایرانی آفرودیت (الهه عشق و زیبایی در یونان) و ایشتر (الهه بابلی) به شمار می آید. اناهیتا گردونه ای دارد با ۴ اسب سفید. اسب های گردونه او ایزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترین طبقه آسمان جای گزیده است. او نطفه مردان را پاک می کند و زهدان زنان را برای زایش آماده می کند. او خدای محبوبی بود که بسیاری را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پیروانی دارد.

قسمت هایی از اردویسور نیایش یا آبزور

درود و ستایش و توانایی و زور و آفرین باد به اهورا مزدای فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب های خوب مزدا داده، به آب اردویسور اناهیتای پاک، به همه آب های مزدا داده، به همه گیاهان مزدا داده، به همه ستودگان مادی و مینوی و به فروهرهای پاکان و راستان که پیروز و پرتوان هستند.

می ستایم آب اردویسور اناهیتا را که در همه جا گسترده است و تندرستی بخش است و بداندیشان را دشمن است و اهورایی کیش است و در خور ستایش و نیایش در جهان مادی. آن پاکی که جان افزاست، پاکی که فزاینده گله و رمه است، پاکی که گیتی افزاست، پاکی که خواسته افزاست.

اردویسور اناهیتا که دارای هزارها دریاچه و هزارها نهر است که هر یک از این دریاچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست برای کسی که با اسب راهواری براند.

آب ما، از آن بداندیش نیست، از آن بدگو نیست، از آن بدکردار نیست، از آن بدبین نیست، از آن کسی که دوست را بیازارد نیست، از آن کسی که همراهان را بیازارد نیست، از آن کسی که کارکن را بیازارد نیست، از آن کسی که خویشان را بیازارد نیست.

ای آب ستوده، به من بزرگ ترین دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانی دار. ای آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلیر همان گونه که پیش از من به کسانی که از تو خواستند، بخشیدی.

منابع:

بیتوته

کویرها و بیایان های ایران

سیری در ایران